تبلیغات
امام زمان (عج) یگانه منجی عالم بشریت - مطالب تیر 1395

مسأله قیامت و چگونی محشور شدن موجودات از مسائل مهمّ معاد است زیرا هیچ انسانی دوست ندارد از سرنوشت خود بعد از این دنیا بی‌خبر باشد. حیوانات، در بسیاری جوانب زندگی انسان نقش دارند و یکی از سؤالات در مورد قیامت مسأله بودن یا نبودن حیوانات است. این مسأله از زوایای مختلفی اهمّیت دارد که به آن می‌پردازیم.

شعور  و فهم حیوانات
آیات قرآن کریم صراحتا ذکر و تسبیح همه موجودات عالم از جمله حیوانات را بیان می‌کند؛ مثلا می‌فرماید:
« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏ [اسراء/44] آسمانهاى هفت‌‌گانه و زمین و كسانى كه در آن‌ها هستند، همه تسبیح او مى‏‌گویند و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏‌گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏‌فهمید».
تا موجودی فهم و درک نداشته باشد تسبیح و ذکر او معنایی ندارد و نمی‌تواند خدا را ستایش کند پس نتیجه این‌که همه موجودات عالم از جمله حیوانات نیز فهم و درک دارند. "یك حیوان هم- به طورى كه مى‌‏بینیم- در راه رسیدن به هدف‌هاى زندگى و به منظور تامین حوائج خود از سیر كردن شكم و قانع ساختن شهوت و تحصیل مسكن، حركات و سكناتى از خود نشان مى‏‌دهد، كه براى انسان، شكى باقى نمى‏‌ماند در این‌كه این حیوان نسبت به حوائجش و این‌كه چگونه مى‏‌تواند آن را برآورده سازد، داراى شعور و آراء و عقایدى است كه همان آراء و عقاید او را مانند انسان به جلب منافع و دفع ضرر، وا مى‏‌دارد. بلكه بسیار شده است كه در یك نوع و یا در یك فرد از یك نوع، در مواقع به چنگ آوردن شكار و یا فرار از دشمن به مكر و حیله‌‏هایى برخورده‌‏ایم كه هرگز عقل بشر آن را درك نمى‌‏كرد"[1]

دلیل حضور حیوانات در قیامت
قرآن کریم ملاک و دلیل کلی محشور شدن را رفع اختلاف و خصومت بیان کرده و می‌فرماید:
« ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَیْنَكُمْ فیما كُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُون‏ [آل‌عمران/55]سپس بازگشت شما به سوى من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داورى مى‏‌كنم‏»
پس در واقع دلیل برپایی محشر و قیامت انتقام از ظالم و پاداش به نیکوکار است؛ همچنان‌که در جای دیگر می‌فرماید:
« إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُون‏ [سجده/22] مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت‏».
با دقّت در تفاوت‌های حیوانات  افرادى از حیوانات را مى‏‌بینیم كه در عمل خود ظلم مى‏‌كنند و افراد دیگرى را مشاهده مى‏‌كنیم كه رعایت احسان را مى‏‌نمایند از این رو به دلیل این آیات باید بگوییم كه حیوانات نیز حشر دارند.[2] پس حیوانات نیز اختلافاتی دارند که تنها راه حلّ آن ورود به قیامت است لذا؛ این آیه تنها مخصوص به انسان‌ها نیست بلکه یک قاعده کلی را برای اصل وجود قیامت بیان می‌کند.
دلیل دیگر برای حشر حیوانات این است که خداوند متعال در قرآن کریم به تشابه حیوانات با انسان‌ها اشاره می‌کند که یکی از آن موارد تشابه حشر آن‌ها در قیامت است لذا می‌فرماید:
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْكِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُون‏ [انعام/38] هیچ جنبنده‌‏اى در زمین، و هیچ پرنده‌‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏‌كند، نیست مگر اینكه امّت‌هایى همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این كتاب، فرو گذار نكردیم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏‌گردند».
البتّه تصوّر محشور شدن حیوانات وابسته به تصوّر فهم و درک آن‌هاست که اشاره شد.
نکته مهمّی که در این‌جا قابل استفاده است اهمّیت دقّت ما انسان‌ها در رعایت حقوق مختلف به خصوص حقّ النّاس است زیرا در جایی که ظلم و خوبی حیوانات هم جزا داده می‌شود چرا ما انسان‌ها باید غافل باشیم؟!

شهادت حیوانات در قیامت
به غیر از خداوند متعال، انبیاء، اولیاء، ملائکه، اجنّه، اعضاء و جوارح انسان؛ اشیاء و حیوانات نیز در روز قیامت شهادت می‌دهند. زمین یکی از شهادت دهندگان است زیرا قرآن کریم می‌فرماید:
« یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها [زلزله/4] در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو مى‏‌كند».
حیوانات نیز شاهد بر اعمال ما هستند زیرا آن‌ها درک و فهم دارند و می‌توانند از انسان شکایت کنند.
هنگامى كه حضرت خاتم النبیین از غزوه بنى ثعلبة مراجعت می‌كردند، اشترى به آن جناب شكایت برد، حضرت فرمود می‌دانید این شتر چه می‌گوید؟ جابر گوید: ما گفتیم: خدا و رسول به اظهارات او داناترند، حضرت به اصحاب خود فرمودند:این شتر مى‏‌گوید: صاحب من مدّتى از من بار كشیده اینك كه پیر شده و پشتم زخم گردیده است، مى‏‌خواهد مرا بكشد و گوشتم را بفروشد. پیغمبر فرمود: ای جابر اكنون به همراه این شتر نزد صاحب او بروید، و او را با خود در این جا حاضر كنید، جابر گوید: عرض كردم: به خداوند سوگند من صاحب این شتر را نمى‏‌شناسم، فرمود: این شتر صاحبش را بشما معرفى خواهد كرد، جابر گوید: به اتفاق شتر رفتیم تا به محله «بنى حنظله» یا «بنى واقف» رسیدیم گفتم: كدام یك از شما صاحب این شتر هستید؟ یك نفر از میان جمعیت گفت: صاحب شتر من هستم. گفتم: هر چه زودتر نزد رسول خدا حاضر گردید، من و این مرد و شتر هر سه خدمت پیغمبر رسیدیم، حضرت فرمود: شتر شما از شما شكایت دارد و ادّعاهاى او از این قرار است، عرض كرد شترم راست می‌گوید، فرمود: پس اینك او را به من بفروش، عرض كرد: او را به شما بخشیدم، حضرت فرمود: او را بمن بفروشید. در این هنگام وى شتر خود را به حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله فروخت، پیغمبر پس از این‌كه شتر را از او خریدند با دست خود به صورت او زدند، و او را واگذاشتند تا در اطراف مدینه به آزادى بچرد، جابر گوید: این مرد پس از این جریان از ما جدا نشد، و هر گاه در صبح و شام خدمت پیغمبر می‌رسید، آن جناب عطایائى به وى مرحمت می‌فرمود. جابر گفت: من این شتر را بعد از این دیدم در حالى كه زخمش خوب شده و به حالت اولیه برگشته بود.[3]
بنابراین با ذکر روایت فوق به این نکته می رسیم که علاوه بر شعور داشتن حیوانات، آنها می توانند در قبال ظلمی که به آنها وارد شده، شکایت کنند.

انسان‌هایی که به صورت حیوان محشور می‌شوند!
در انتها با اشاره به روایتی به دو گروه از انسان‌ها که به شکل حیوانات مختلفی محشور می‌شوند می‌پردازیم.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در روایتی برای عاقبت 10 گروه از مسلمانان گریه کردند و فرمودند:« یُحْشَرُ عَشَرَةُ أَصْنَافٍ مِنْ أُمَّتِی بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْخِنْزِیرِ[4] روز قیامت امت من در ده گروه مختلف محشور می شوند بعضی از آن‌ها به شکل میمون و بعضی دیگر به شکل خوک». سپس فرمودند:«أَمَّا الَّذِینَ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ فَالْقَتَّابُ مِنَ النَّاسِ وَ أَمَّا الَّذِینَ عَلَى صُورَةِ الْخَنَازِیرِ فَأَهْلُ السُّحْت‏[5] امّا کسانی که به صورت میمون محشور می‌شوند افرادی هستند که از مردم سخن‌چینی می‌کنند و کسانی که به شکل خوک محشور می‌شوند افرادی هستند که اهل خوردن مال حرام هستند».
شیطنت، بازی‌گوشی احمقانه و مسخره‌آمیز بودن رفتار میمون از جمله تشابهات رفتاری کار سخن‌چینی با رفتار میمون است همچنین؛ اصل نجس العین بودن خوک و سرایت این نجاست به تمام امور زندگی نیز وجه تشابه رفتاری کار حرام‌خواری است که در این مورد قابل تأمّل است! باید بدانیم که قیامت، زمان تجسّم حقیقت اعمالمان است!

نتیجه این‌که؛ حیوانات نیز چون فهم و درک دارند؛ هم حقوقی دارند و هم شاهد اعمال ما هستند پس باید مواظب باشیم که حقّی از آنان را ضایع نکنیم و آنان را نیز ناظر اعمال خود بدانیم. گناهانی هستند که صورت انسانی روح را به صورتی حیوانی تبدیل کرده و در قیامت به همان شکل در معرض دید همه قرار می‌گیرند. نتیجه دیگر این‌که همه موجودات شاهد اعمال ما هستند حتّی جماداتی مثل گوشی تلفن، لپ‌تاپ و...!
پس در محضر خدا گناه نکنیم!



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1395 | 05:30 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
هر انسانی روزی به این دنیا می آید و روزی هم از این دنیا می رود، این آمدن و رفتن، تفاوت فاحشی با هم دارند چون آمدن به دنیا برای مدت کوتاهی خواهد بود ولی رفتن به آن دنیا ابدی و همیشگی خواهد بود. برای آماده شدن برای سفر همیشگی آخرت، انسان نیازمند به اعمال صالح و کردار شایسته خواهد بود.

آمادگی برای سفر
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَد؛[1]هر که دوری سفر آخرت را متذکر شده باشد (به آن اهمیت بدهد)؛ خود را آماده می کند»
همچنان که ما انسانها برای رفتن به یک سفر دو سه روزه دنیایی خود را آماده می کنیم، باید برای سفر ابدی آخرت به طریق اولی خود را آماده کنیم، ولی چه فایده که با مشغول شدن به قال و قیل دنیا از مهیا شدن به نحو مطلوب برای آن روز سخت غافل شده ایم.
امیر المؤمنین (علیه السّلام) در باره آماده شدن برای سفر آخرت می فرماید: اى مردم آماده حركت شوید خداوند شما را رحمت كند، اینك بانگ كوچ كردن در میان شما دمیده شده و خود را آماده مسافرت سازید. اكنون كه بانگ رحیل بلند شده چرا به دنیا چسبیده‏اید و از جاى خود حركت نمى‏كنید خداوند شما را بیامرزد برخیزید و وسائل سفر را تهیه كنید. [2]

برای مرگ اینگونه آماده شویم.
اگر ما بخواهیم خود را برای سفر بی بازگشت آخرت آماده کنیم؛ باید سخنان پیشوایان خود را مد نظر قرارداده و آنها را عملیاتی کنیم. از على (علیه السّلام) سؤال شد آمادگى براى مرگ چیست، فرمود: به جاى آوردن واجبات و دورى كردن از محرمات، و پیروى از مكارم اخلاق و بعد از این باكى نیست كه مرگ آدمى را بگیرد و یا آدمى به مرگ برسد، به خداوند سوگند على (علیه السّلام) باكى ندارد كه مرگ او را فرا گیرد و یا او به مرگ برسد. [3]


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 05:45 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

ولادت حضرت عبدالعظیم علیه السلام

محقق بزرگ مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی می نویسند: «بنابر نقل کتاب الخصائص العظیمیّه ولادت حضرت عبد العظیم علیه السلام در روز پنجشنبه چهارم ربیع الثانی سال 173 ق در مدینه واقع شده است». پدرش عبداللّه و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس به پرورش و آموزش او اهتمام زیادی داشته اند. عمده دوران کودکی او به تعلیم قرآن و ممارست در معارف اهل بیت علیهم السلام سپری شد.
منزلت حضرت عبدالعظیم علیه السلام
حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در دانش و تقوا به منزلتی رسید که همواره مورد احترام و اعتماد امام معصوم زمان خویش بود. نقل شده است که شخصی به نام اَبا حَمّاد رازی با تحمّل زحمت های فراوان خود را به سامرّا می رساند تا از امام علی النقی علیه السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش های حمّاد فرمودند: «ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمنا سلام مرا هم به او برسان». امام هادی در جای دیگر به شخصی از اهالی ری می فرمایند: «اگر قبر عبدالعظیم علیه السلام را که در نزد شماست زیارت می کردی مانند کسی بودی که امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است »


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 05:25 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

هشتم شوال سال 1344 ه.ق پس از سلطه دوباره ابنسعود و تسلط بر شهر مدینه در ماه رمضان همان سال شیخ عبدالله، قاضیالقضات خود را از مکه به مدینه اعزام کرد تا موضوع تخریب مقابر موجود در مدینه را با علما و سران این شهر مطرح و موافقت آنها را ولو به صورت ظاهری جلب کند و بدین منظور جلسه ای تشکیل شد. شیخ عبدالله از حاضرین پرسید: «درباره تخریب این گنبد و بارگاه ها چه می گویید»؟ بسیاری از آنها از ترس جانشان جواب ندادند، بعضی دیگر هم اظهار موافقت کردند. وهابی ها نیز مردم را با زور اسلحه جمع کرده و به سوی بقیع حرکت دادند و آنچه گنبد و ضریح در شهر مدینه و بیرون از شهر بود، ویران کردند. از جمله آنها گنبد و بارگاه ائمه بقیع، گنبدهای متعلق به عبدالله و آمنه، والدین پیامبر اسلام(ص)، قبر ام البنین مادر ابوالفضل العباس(ع)، اسماعیل پسر جعفر صادق(ع) و حرم دختران و همسران پیامبر اسلام(ص) و حرم ابراهیم فرزند پیامبر اسلام(ص) و گنبد مالک ابن انس و عثمان نیز تخریب شد. وهابی ها ضریح فولادی ائمه بقیع(ع)  که در اصفهان ساخته شده بود و بر قبور امام حسن(ع)، امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) قرار داشت از جای در آورده و بردند. آن ها از ترس عواقب کار خود، از تخریب حرم نبوی خودداری کردند. این روز بعدها به نام «یوم الهدم»در حافظه تاریخ ثبت شد...
اللهم عجل لولیک الفرج


تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


مقدمه
اعتقادات هر انسانی شالوده و زیر بنای شخصیّتی و هویّتی او را تشکیل می‌دهد. اصول دین یعنی ستون‌های زندگی انسان. اعتقاد به معاد نیز یکی از اصلی‌ترین باورهایی است که می‌تواند بر سبک زندگی و نحوه تعامل با اجتماع، تأثیر ویژه‌ای داشته باشد.
انسان‌ها دوست دارند که دیگران آن‌ها را دوست داشته باشند واین ابراز دوست داشتن به آن‌ها اعتماد به نفس و شخصیّت می‌دهد امّا نکته مهم این است که برای این کسب چایگاه اجتماعی و محبوبیّت نباید دست به هر کاری زد تا این نیاز دورنی برطرف شود. زیرا انتخاب غلط راه اشباع نیازهای روحی انسان نه تنها انسان را آرام نمی‌کند بلکه روح او را عذاب می‌دهد. در این نوشته به روش‌های غلط اشباع محبوبیّت‌طلبی زنان در عصر حاضر و رابطه آن با معادباوری  می‌پردازیم.

توحید؛ ریشه همه اعتقادات
احساس شخصیّت و ارزشمندی که به واسطه اعتماد و توکّل بر خداوند در تمام کارها به وجود می‌آید از هرگونه مشابه آن برتری دارد. به این معنا که احساس ارزشمندی در هر صورت با تکیه بر یک سرمایه قابل اتکاء انسان به وجود می‌آید؛ قدرت علمی، ثروت،زیبایی، مقام، شهرت و... شاخصه‌هایی هستند که انسان‌ها با برخورداری از این امتیازات ظاهری احساس کمال ظاهری کرده و ممکن است به آرامشی حدّاقلی دست یابند. امّا محبوبیّت در اثر اعتقاد راستین به خداوند قادر بی‌همتا با هیچ‌کدام از شاخصه‌های ذکر شده قابل مقایسه نیست زیرا خداوند یکتا با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. قرآن کریم می‌فرماید:
« لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ [شوری/11] هیچ چیز همانند او نیست‏»
و اساسا هر چیزی غیر از خداوند پوچ و وابسته است و تنها وجود مستقل و بی‌انتها خداست.
«كلُ‏ُّ مَنْ عَلَیهْا فَانٍ * وَ یَبْقَى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الجْلَالِ وَ الْاكْرَام‏ [الرحمن/26-27] همه كسانى كه روى آن [زمین‏] هستند فانى مى‏‌شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏‌ماند!»
اعتقاد به چنین خدایی به انسان نیرو و باور و اعتماد بی‌نهایت می‌دهد و این است گم‌شده اصلی بشریت در عصر حاضر.  در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم که می‌فرمایند:
« َ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلَاصُهُ بِهَا أَنْ یَحْجُزَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّه‏ [1] هر كس كه ذكر لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را با اخلاص بگوید، وارد بهشت مى‏‌گردد؛ و اخلاص در این مقام، آن است كه گفتن این ذكر شریف او را از معاصى و محرّمات الهى باز دارد».
با این وجود به نظر می‌رسد عدم معادباوری نقشی اساسی در گمراهی و یا انتخاب راه غلط معتقدان به خداوند متعال دارد. یعنی در دنیایی که بازار مادیّات و رفاه‌طلبی و دنیاپرستی بسیار داغ است، عاملی که می‌تواند به تعدیل نگاه دنیاگرایی انسان‌ها منجر شود، باور قلبی نسبت به اثرات شوم گناه در لحظات مرگ، قبر و قیامت است.

برهنگی در دنیا؛ لایک در قیامت!
یکی از هدیه‌های فرهنگ غربی که فرهنگی متأثر از باورهای شیطانی و دوری از معنویّت است و امروزه به‌خصوص در قالب تکنولوژی با تزئینات بسیار زیاد و به وسیله رسانه‌های پرطرطراق به خورد جوامع مختلف بشری داده می‌شود برهنگی و ترویج عمدی فساد اخلاقی است. در مسیر این هدف، راه شیطانی کسب محبوبیّت به خصوص برای زنان و دختران، ارائه زیبایی‌های جسمی آن‌ها به دیگران است.
فرهنگی که اگر چه خود، محصول هدف قرار داده شدنِ استحکامات عقاید دینی افراد جامعه است؛ امّا هدفی دوردست‌تر به نام استعمار و سلطه بر این جوامع را پیش‌رو دارد. راه‌اندازی فضای مجازی به عنوان نمونه یک تکنولوژی نو با کادوی ویژه فرهنگی غربی که یک مورد از آن فرهنگ برهنگی است به خورد جامعه ما داده می‌شود اتّفاقی که بیش از هر چیز اهمیّت توجّه به باورهای اسلامی به‌خصوص معاد یعنی مرگ، قبر و قیامت را یادآور می‌شود. به راستی برهنگی در این دنیا چه چیزی را در آن دنیا به ارمغان می‌آورد؟! پیامبر گرامی اسلام در معراج، عذاب‌های یک گروه از زنان را این‌گونه توصیف می‌کنند:
« وَرَأَیْتُ امْرَأَةً تَأْكُلُ لَحْمَ جَسَدِهَا... وَ أَمَّا الَّتِی كَانَتْ تَأْكُلُ لَحْمَ جَسَدِهَا فَإِنَّهَا كَانَتْ تُزَیِّنُ بَدَنَهَا لِلنَّاس‏ [2] زنی را دیدم كه گوشت بدن خود را می‌خورد،...و امّا آن زنى كه گوشت بدن خود را مى‏‌خورد آن بود كه خود را براى نامحرمان زینت مى‏‌كرد».
امروزه یکی از مصادیق بارز این روایت، پدیده تقریبا جدید انتشار تصاویر برهنه دختران و زنان در فضای مجازی است. تأسّف‌بارتر این‌که این کار چون در قالب تکنولوژی و نرم‌افزارهای غربی انجام می‌شود و یکی از اصول این نرم‌افزارها گرفتن لایک(پسند) بیشتر است لذا خودبه‌خود جریان خودنمایی و شهوت‌پرستی را با سرعت بیشتری به سمت فساد مطلق به پیش می‌برد و این است مکر شیطان!

تبیین حقیقت خودنمایی در قیامت
با توجّه به روایت فوق به تبیین منطقی حقیقت برهنگی و خودنمایی در فضای مجازی برای گرفتن لایک توسط دختران و زنان می‌پردازیم.
ظلم به خود
از آن‌جا که حقیقت این دنیا همان اتّفاقی است که برای روح انسان می‌افتد؛ ناگزیر، حقیقت این خودنمایی مجازی، ظلم به روح انسانی است. جایگاه روح انسان، اوج تقرّب به خدا و بهره‌مندی از مواهب معنوی غیرقابل وصف است چرا که خداوند می‌فرماید:
« فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدین‏ [ص/72] هنگامى كه آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، براى او به سجده افتید!»
با افتادن در این دام شیطانی، خود و دیگران را از این نعمت‌ها و جایگاه محروم می‌کند لذا این ظلم بالأخره حقیقت خود را در قالب خوردن گوشت بدن خود نشان می‌دهد.

نفرت روح
روح انسانی ذاتا از بعضی از گناهان نفرت بیشتری دارد یک مثال آن غیبت‌ کردن است که قرآن کریم این‌چنین می‌فرماید:
« أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوه‏ [حجرات/12] آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر كراهت دارید».
جلوه‌گری برای نامحرمان نیز ماهیّتی نفرت انگیز دارد. قطعا هیچ کسی حاضر نیست گوشت بدن خود را بخورد و این کار یکی از نفرت‌انگیزترین کارهاست. کسی که با وجود نفرت روح خود اقدام به انتشار تصاویر برهنه یا نیمه برهنه جسم خود و یا جلوه‌گری زنانه به خصوص در فضای مجازی می‌کند گویا با اراده خود و با استفاده از بدن خود روح خود را کم‌کم می‌خورد اگر چه ممکن است کم‌کم این عذاب دادن روح برای او عادی شود امّا عذاب قیامت هیچ‌گاه برای اهل دوزخ عادّی و راحت نخواهد شد تا جایی که خداوند متعال می‌فرماید:
« وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدید [حج/2] و مردم را مست مى‏‌بینى، در حالى كه مست نیستند ولى عذاب خدا شدید است‏».

نتیجه این‌که؛ گناهان حقیقتی دردناک برای روح انسانی دارند و گنهکار، با گناه خود همان لحظه، روح و فطرت خود را عذاب می‌دهد. خودنمایی در فضای مجازی برای زنان و دختران، عذاب دادن روح طهارت‌خواه زن است. زن فطرتا پوشیدگی، حجاب و حیا را دوست دارد و جلوه‌گری او را عذاب می‌دهد. کمی فکر کنیم شاید در لحظه گناه، صدای ناله روح خدایی‌مان را بشنویم...

پی‌نوشت
[1] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 5
[2] عیون أخبار الرضا، ج‏2، ص 11



تاریخ : شنبه 19 تیر 1395 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...



                                                                                             

 چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .... اللهم عجل لولیک الفرج

 



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


آخرین جملات آقا همان چیزی است که این جمع جوان به آنها نیاز دارد. جملاتی پرشور و امید بخش: « ما ایستاده‌ایم؛ بنده‌ی حقیر وظیفه دینی‌ای دارم، وظیفه‌ی شرعی‌ای دارم، وظیفه‌ی اخلاقی‌ای دارم؛ در مواجهه‌ی با ضدّ انقلاب و معارضین انقلاب ایستاده‌ام و تا جان در بدن دارم این ایستادگی وجود دارد. و به این مردم هم اعتماد دارم؛ در میان نخبگان کشور ازجمله دانشگاهیان و دانشجویان، آن‌قدر عناصر مؤمن و طرف‌دار ایستادگی در این راه وجود دارد که هر آدم دلسردی را هم دلگرم میکند؛ چه برسد به کسی مثل بنده که خودش به‌خودی‌خود دلگرم است. این ایستادگی بنابراین وجود دارد و عاقبت ایستادگی هم پیروزی است.»

ساعت 11 شب است. در نسیم خنک شبانگاهی 12 تیر، دلگرمم به رهبری که ایستاده است.



تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


اسلام و دیگر ادیان، ظهور منجی را نوید داده‌اند که قیام می‌کند و جهان را در حالی‌که آکنده از فساد و نابسامانی است، به سمت عدالت و انصاف هدایت کرده و احکام الهی را جاری می‌سازد. به‌ تبع وجود این اخبار، مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان، همواره چشم‌انتظار ظهور این عدالت‌گستر جهان بوده و هستند و ظهور ایشان را مایه التیام تمام دردها و رنج‌های بشریت می‌دانند.

ذهن انسان در برخورد با این امواج گسترده منجی گرایی ناخودآگاه متوجه این سؤال جدی می‌گردد که به‌ راستی ظهور منجی و تشکیل حکومت توسط او، چه دست‌آوردی برای بشریت دارد؟ و اساساً این منجی قرار است بشریت را به چه سطحی از فرهنگ و تمدن برساند که ادیان الهی خصوصاً اسلام تا این حد به آن اهمیت داده است؟ و ... برای یافتن پاسخ این سؤال به سراغ کلام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌رویم تا به برکت کلام نورانی حضرت، به افق روشن جهان در عصر حضور منجی عالم بشریت بنگریم.

احیاء قرآن و سنت
عمل واقعی به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یکی از آرمان‌های مسلمانان در هر دوره و زمانی بوده است و منشأ تمام گرفتاری مسلمانان دوری از این دو مهم است. یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای قیام امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جهان است که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «[قائم] کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را -که تا آن روز متروک مانده- زنده می‌کند».[1] اما این احیاء و زنده کردن کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امری نیست که با قهر غلبه صورت بگیرد؛ بلکه این امر با فرهنگ‌سازی و خرد ورزی سامان می‌یابد، چنان‌که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید: «او نظریه‌ها و اندیشه‌ها را تابع قرآن می‌سازد».[2]

هدایت صحیح اندیشه و افکار عمومی جامعه
یکی از مسائل ضروری و راه‌بردی در هر جامعه‌ای مسئله افکار عمومی آن جامعه است. حاکمان جوامع انسانی می‌کوشند تا با به‌ دست گرفتن اندیشه و افکار مردم خواسته‌های آنان را در مسیر مطلوب خود شکل دهند. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به این امر توجه ویژه‌ای دارند؛ اندیشه و افکار عمومی انسان‌ها را طوری ساماندهی می‌کنند که همگان دست از خواهش‌های نفسانی برداشته و مسائلی را طلب می‌کنند که هدایت آنان را تأمین کند و مردم در این دوره تلاش می‌کنند تا افکار خود را به تابع قرآن گردانند.
حضرت(علیه‌السلام) درباره اقدامات امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در این زمینه می‌فرماید: «او خواسته‌ها را تابع هدایت می‌کند، هنگامی‌که مردم هدایت را تابع هوس‌های خود قرار می‌دهند، و درحالی‌که افراد نظرات خود را بر قرآن تحمیل می‌کنند، او نظریه‌ها و اندیشه را تابع قرآن می‌سازد».[3]

تحقق عدالت راستین
یکی از مهم‌ترین آمال و آرزوهای انسان در طول تاریخ برقراری عدالت و برابری در سطح جامعه بوده است. مکاتب مختلف فکری در طول قرن‌ها کوشیده‌اند تا به گمان خود عدالت را در میان انسان‌ها رواج دهند؛ اما نه تنها موفق به این امر نبوده‌اند، بلکه در موارد متعددی شاهد ایجاد روابط خصمانه بین صاحبان این مکاتب فکری با مردم بوده‌ایم به‌ طوری‌که خود، عامل ایجاد ظلم و بی‌عدالتی در جامعه شده‌اند.
برقراری عدالت در جامعه، یکی از اهداف اصلی دین مبین اسلام است که در آن‌ همه مردم از حقوق برابر برخوردارند و تنها تقوای الهی باعث تمایز بین افراد است. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) برای تحقق این مهم تلاش فراوانی می‌کند و به تعبیر امیرالمومنین(علیه‌السلام) «مهدی کسی است که زمین را پر از عدل داد می‌کند».[4] و حکومت راستین عدالت محور را به جهانیان نشان می‌دهد.[5]

برخورد با افراد فاسد
گروهی از افراد فاسد و متخلف در هر جامعه‌ای وجود دارند که با نفوذ در حکومت‌ها موجبات سوء استفاده خود و اطرافیان‌شان را فراهم می‌آورند. برای برپایی حکومت عدل، برخورد با این افراد ضروری است؛ زیرا ایشان برای تأمین منافع خود، برپایی عدالت در جوامع با مشکل جدی مواجه می‌کنند. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) هم برای برقراری عدالت جهانی ناگزیر به برخورد با این افراد می‌باشد. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در این زمینه می‌فرماید: «و در آینده‌ای -دوران حکومت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)- که شما شناختی از آن ندارید –حضرت- عمال و کارگزاران حکومت‌ها را به خاطر اعمال بدشان کیفر خواهد داد».[6]

نتیجه: دست آوردهای قیام و حکومت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) یکی از مباحث مهم در بحث مهدویت و آینده‌پژوهی اسلام است. امیرالمومنین(علیه‌السلام) در سخنان گهربار خود به این نکته توجه داشته است و نوشتار حاضر به چها مورد که شامل احیاء قرآن و سنت، هدایت صحیح اندیشه و افکار عمومی جامعه، تحقق عدالت راستین و برخورد با افراد فاسد است اشاره دارد.



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

در آستانه نزدیک شدن به شب‌های پرعظمت «قدر» شایسته است پیرامون علت و درک فضیلت شب قدر تبیینی هرچند مختصر بیان شود. از آیات سوره مبارکه قدر و روایات معتبری که در تفسیر آن واردشده، استفاده می‌شود که:
«فرشتگان در شب قدر مقدرات یک سال را نزد امام  زمان هر دوره‌ای آورده و بر او عرضه می‌کنند. این واقعیت از نخستین روز خلقت بوده و بر نخستین پیامبر و وصی او نازل می‌شده و تا قیام قیامت نیز ادامه دارد». [1]
زیرا که خداوند متعال زمین را از نخستین روز آفرینش تا برپائی قیامت بی حجت نگذاشته و نخواهد گذاشت و خداوند در شب قدر، مقدرات امور عالم را به‌وسیله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است نزد آن حجت بر زمین (خواه پیامبر باشد و خواه وصی او) می‌فرستد. در صدر اسلام، درزمان حیات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)  محل نزول فرشتگان آستان آن حضرت بوده است و این امر مورد قبول همگان است و پس‌ازآن حضرت به محضر امیر المومنین (علیه‌السلام) و سپس ائمه اطهار (علیهم‌السلام) یکی پس از دیگری و امروزه به محضر امام زمان حضرت ولی عصر مهدی موعود (علیه‌السلام) نازل می‌شوند و در هرسال تکرار می‌شود و انقطاعی ندارد. چنان چه از ظاهر آیه شریفه تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ نیز تداوم این امر استفاده می‌شود، زیرا «تنزل» فعل مضارع بوده که دلالت بر استمرار و پیوستگی دارد، یعنی فرشتگان و روح، پیوسته و همواره فرود می‌آیند.
از علمای اهل سنت نیز بر استمرار شب قدر تأکید دارند مانند رشیدالدین میبدی مفسّر معروف اهل سنّت که می‌گوید: «برخی گفته‌اند این شب قدر در روزگاران پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود، سپس از میان رفت، اما چنین نیست، زیرا که همه اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و علمای اسلام معتقدند که شب قدر تا قیام قیامت باقی است. [2]
عالم مشهور اهل سنت، طبرسی صاحب تفسیر مجمع‌البیان نیز روایتی را از ابوذر غفاری نقل می‌کند: «به رسول خدا گفتم: ای پیامبر، آیا شب قدر و نزول فرشتگان در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد و چون پیامبران از دنیا رفتند، دیگر شب قدری وجود ندارد؟ فرمود: بلکه شب قدر تا قیام قیامت هست». [3]
بنابراین وقتی شب قدر در هرسال و تا برپائی قیامت ادامه دارد، پس باید صاحب شب قدر که بعد از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اوصیاء معصوم آن بزرگوار هستند، نیز برای همیشه وجود داشته باشند، وگرنه فرشتگان بر چه کسی فرود می‌آیند و کتاب تقدیر را نزد چه کسی عرضه می‌کنند و مجاری امور را به اذن خدا به چه کسی، می‌سپارند؟
پس همان‌گونه که قرآن تا قیام قیامت هست، حجت خدا در زمین نیز باید وجود داشته باشد و معلوم است که پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این منصب و مقام به اوصیای او واگذارشده است. حدیث ثقلین نیز علاوه بر اثبات اصل امامت، تداوم آن را نیز اثبات می‌کند، زیرا در حدیث تصریح شده که قرآن و عترت ابداً قابل جدایی نبوده و از هم جدا نمی‌شوند و تا قیامت که در حوض کوثر بر رسول خدا وارد شوند، از هم جدا نمی‌شوند. وقتی قرآن تا قیامت باقی است قهرا عترت نیز باقی خواهد بود، لذا تمسک به هر دو لازم است و تفرقه بین آن دو باعث ضلالت و هلاکت می‌شود،
بنابراین ارزش و منزلت شب قدر باوجود مقدّس انسان کامل (حجت خدا) باهم ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی دارند و به‌روشنی معلوم است که صاحب شب قدر در زمان ما حضرت ولی عصر حجة بن الحسن المهدی (علیه‌السلام) است و اوست که حجت خدا و وصّی اوصیاء و خلیفه رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و معصوم از هر گناه و پلیدی است و تنها اوست که لیاقت چنین مقامی را دارد وگرنه مردم شأنیت و شایستگی چنین کاری ندارند که ملائکه یا ملک اعظم در شب قدر هرسال به نزد آن‌ها فرود آیند و تقدیر امور را در محضر آن‌ها انجام دهند.
حال که دلیل عظمت شب قدر به خوبی روشن شد شایسته است مؤمنین در بزرگداشت شب‌های قدر به عنوان یک فضیلت اخلاقی بسیار مهم توجه خاصی را نیز در عبادات این شب به وجود مقدس حضرت ولی عصر حجة بن الحسن المهدی (علیه‌السلام) داشته باشند که با این کار امید است همه بتوانیم فضیلت این شب بسیار با برکت را درک کنیم و این ردک و فهم جمعی از مقام حجت خدا و فضیلت شب قدر مقدمات ظهور را مهیا سازد.

---------------------------
پی‌نوشت:
[1]. اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب الحجه، ج2، باب فی شأن «انا انزلنا».
[2]. کشف المراد، علامه حلی، ج10، ص559.
[3]. مجمع البیان، طبرسی، ج10، ص518.



تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


نیمه رمضان سالروز ولادت با سعادت یکی از خمسه طیبه و اصحاب کساء ست که آیه مباهله در شان آنها نازل شده است.
آقازاده ای که وجودش گرما بخش خانه ی محقر و منور امیرالمومنین و صدیقه ی طاهره (علیهما السلام) شد و هنگامی که به دنیا آمد مادرش به حضرت امیر (علیه السلام) عرضه داشت: «برایش نام انتخاب کن». علی (علیه السلام) فرمود: «من در نام‌ گذاری این فرزند بر پیامبر خدا پیشی نمی‌گیرم». قنداقه طفل را خدمت رسول الله (صلی الله علیه و آله) آوردند و گفتند: یا رسول الله! برایش نام انتخاب کن. پیامبر فرمود: «در این نام‌ گذاری بر خدای متعال سبقت نمی‌گیرم». 
پس خدای متعال به جبرئیل وحی فرستاد که محمد (صلی الله علیه و آله) صاحب فرزند شد، به جانب وی برو، تبریک بگو، و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است، پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت: خدای متعال فرمود: «نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام‌گذاری کن».
پیامبر فرمود: «نام پسر هارون چیست؟» جبرئیل گفت: شبر. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «زبان ما عربی است!» پس جبرئیل در جواب گفت: «او را حسن نام بگذار» و پیامبر نام حسن را برایش برگزید.[1]
برای وجود نازنین حضرت فضائل و مناقب فراوانی ذکر شده است که اینجا به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم.

احساس حضور در محضر الهی
چون به نماز مى‏ ایستاد مفصل هاى بدنش به حركت در مى‏ آمد و چون بهشت و جهنم را یاد مى‏ كرد مانند انسان مار زده مضطرب مى‏ گشت، هر وقت به وقت خواندن قرآن به «یا ایها الذین آمنوا» مى ‏رسید، مى‏ گفت: «لبیك اللهم لبیك».[2]

عازم سفر حج
برای انجام فریضه ی حج فاصله 450 کلیومتری مدینه تا مکه را بیست و پنج بار پیاده به زیارت كعبه رفت با آنكه مركب هاى خوب با او برده مى ‏شد. 
معاویه كه مى‏ خواست براى خود نمائی كارهاى خوب انجام دهد، نتوانست این كار را بكند و حسرت مى‏ كشید و مى‏ گفت: بر چیزى غمگین نیستم مگر به آنكه نتوانستم پیاده به حج روم ولى حسن بن على (علیه السلام) بیست و پنج بار پیاده به مكه رفت.[3]

انفاقی به این وسعت
انفاق ایشان در راه خدا منحصر به فرد و از فضائل اختصاصی ایشان است که حتی مخالفان را به اقرار وا داشته است و آن اینکه: دوبار همه دارایى خویش و سه بار نصف مال خود را در راه خدا انفاق و احسان نمود.[4]

خلق عظیم
انس بن مالك مى‏ گوید: یكى از كنیزان امام حسن (علیه السلام) شاخه گلى را به حضور آن حضرت هدیه نمود، امام حسن (علیه السلام) آن شاخه گل را با كمال میل پذیرفته و به او فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم. من به عنوان اعتراض گفتم: در مقابل اهداء یك شاخه گل او را آزاد كردى؟
امام فرمود: خداوند در قرآن به ما چنین یاد داده و فرموده است: «اذا حیّیتم بتحیّةٍ فحیّوا باحسن منها؛ هرگاه كسى به شما تحیت گوید پاسخ آنرا بهتر از آن بدهید» سپس فرمود: پاسخ بهتر همان آزاد كردن اوست».[5]

پاداش غذا دادن به سگ
روزى آن حضرت غلام جوانى را دید كه ظرف غذائى در پیش دارد او لقمه ‏اى از آن مى‏ خورد و لقمه دیگر را به سگى كه نزدیك او نشسته بود مى‏ داد. امام حسن (علیه السلام) پرسید: چرا چنین مى‏ كنى؟ پسر نوجوان پاسخ داد: من خجالت مى ‏كشم كه خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند. حضرت مجتبى (علیه السلام) خواست كه به این غلام مهربان پاداشى نیكو عنایت كند به این جهت او را به خاطر این عمل نیك، از مولایش خرید و آزاد كرد و باغى را كه در آن كار مى ‏كرد خریده و به او بخشید.[6]

تواضع و مهربانی نسبت به فقراء
در حال گذر از جایی بود، دید عده‌ای از فقرا بر زمین نشسته‌ اند و مقداری نانِ خشکِ خرد شده در سفره آنها است و مشغول خوردن هستند، از حضرت دعوت کردند از آن نان خشک میل کند، حضرت از مرکب پیاده شد در کنارشان نشست و از آن نان میل کرد، به برکت وجود امام نان آن‌ قدر زیاد شد که همه از آن خوردند و سیر شدند، پس از غذا امام مجتبی (علیه السلام) همه ی آنها را دعوت کرد و در منزل خود از آنان پذیرایی نمود.[7]
این مناقب گوشه ای فضائل دریای بی کران کریم اهل بیت (علیه السلام) بود که به بهانه سالروز ولادت ایشان بیان کردیم. و اگر بخواهیم در یک جمله فضیلت امام حسن (علیه السلام) را بیان کنیم، همین مقدار بس که آن‌ حضرت از اهل بیت (علیه السلام) است و آیه تطهیر در شان آنها نازل شد، کسانی که خداوند پلیدی را از آنان دور کرده و آنان را پاک و مطهر گردانید.



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 1 تیر 1395 | 02:44 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.