تبلیغات
امام زمان (عج) یگانه منجی عالم بشریت - حضرت زهرا هرگز نبخشید



با نزدیک شدن به ایام حزن انگیز شهادت حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و با وجود اینكه آن حضرت بعد از فوت پدر بسیار مورد اذیت و آزار قرار گرفتند که اذیت ایشان برابر اذیت پدرشان رسول خدا بوده و خشم پروردگار را به همراه دارد حال این سوال مطرح است که آیا ممكن است كه حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) عمر و ابوبكر را بخشیده و از آنها راضی شده باشد؟
قطعا حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دخت گرامی پیامبر در معرض آزار و اذیت حریصان به حکومت و خلافت قرار گرفت علاوه بر این دلایل قطعی بر نفی رضایت حضرت از عمر و ابو بكر نیز وجود دارد چه اینکه اقرار و اعتراف عمر و ابوبكر بر این‌كه فاطمه (سلام‌الله‌علیها) تا اخر عمر از آنان راضی نشد در كتابهای معتبر اهل سنت موجود است از جمله آمده: «عمر به ابوبكر گفت: بیا به دیدار فاطمه (سلام‌الله‌علیها) برویم و رضایت او را جلب كنیم، زیرا كه ما وی را به خشم آورده‌ایم و آنان چندین بار به خانه آن حضرت آمدند، آن حضرت اجازه ورود به خانه را به آنها نداد... چون چنین دیدند دست به دامن علی (علیه‌السلام) شدند و با فشار و اصرار نظر او را جلب كردند كه از فاطمه (سلام‌الله‌علیها) اجازه بگیرد، ولی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) اجازه ندادند. امام علی (علیه‌السلام) فرمود: ای دختر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آنان نارضایتی و اجازه ندادن تو را از چشم من می‌بینند و لذا من به آنان قول داده‌ام كه از تو اجازه بگیرم. سرانجام فاطمه (سلام‌الله‌علیها) گفت: من در اختیار تو هستم...شیخین وارد خانه فاطمه (سلام‌الله‌علیها) شده و بر او سلام كردند ولی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) جواب سلام نداد و صورتش را از آنان به سوی دیوار برگرداند و اصرار و سماجت به جایی نرسید. ابوبكر خیلی ناراحتی می كرد و می‌‍گفت: ای كاش من به جای پیامبر می‌مردم ... فاطمه (سلام‌الله‌علیها) گفت: اگر حدیثی را از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بخوانم، مرا تأیید می‌كنید؟ گفتند بلی؟ فرمود: آیا از پدرم نشنیده‌اید كه رضایت فاطمه رضایت من و خشم او خشم من است و هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس او را راضی كند مرا راضی نموده و چنانچه كسی وی را به خشم آورد مرا به خشم آورده است؟ گفتند: بلی، آنگاه دست به سوی آسمان برداشت و گفت: من، خدا و ملائكه‌اش را به این اعتراف شما شاهد می‌گیرم، كه شما مرا به خشم آورده‌اید و راضیم نكردید و هنگامی كه در پیشگاه خدا پدرم را دیدار كنم، از شما به او شكایت خواهم كرد ابوبكر پس از شنیدن این سخنان به گریه افتاد و با تمام ناراحتی خانه فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را به همراه عمر ترك كرد و خطاب به مردم گفت: من از خلافت كنار می روم و حاجتی به بیعت شما ندارم... و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) نیز اظهار داشت: من در تعقیب هر نماز تو را نفرین خواهم كرد...» .[۱]
پشیمانی ابوبكر از بی‌احترامی به خانه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) طبق روایت معتبر در منابع اهل سنت ذکر شده خصوصا ابوبكر در اواخر عمر خود پیوسته از حمله و هجوم به خانه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و آزار و اذیت آن حضرت اظهار ندامت و پشیمانی می‌كرد. در این‌باره روایات زیادی وارد شده است همچنانکه آمده عمر از پدرش عبدالرحمن بن عوف نقل می‌كند كه گفت: «زمانی كه ابوبكر مریض شد به ملاقات او رفتم، ابوبكر گفت: بر هیچ چیز دنیا تأسف نمی‌خورم مگر بر سه كار كه انجام دادم وای كاش انجام نمی‌دادم... ای كاش به خانه فاطمه بی‌احترامی نكرده بودم اگر چه بر علیه من اعلان جنگ می‌نمودند...» همچنین نقل شده: وقتی كه ابوبكر در بستر مرگ افتاده بود همواره تأسف می خورد كه، «ای كاش قلادّه خلافت را به گردن نینداخته بودم. ای كاش خانه فاطمه را تفتیش نكرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم».[۲]
دانشمندان اهل سنت نیز در تاریخ های خود می‌نویسند: «فاطمه (سلام‌الله‌علیها) آن چنان از دو خلیفه اول و دوم ناراضی و ناراحت بود، كه با آنان قهر كرد و از ستم آن دو رو به سوی قبر پدر كرد و فرمود: «ای پدر و ای رسول خدا! ما بعد از تو چه روزگار سیاهی از پسر خطاب و پسر ابو قحافه داشته ایم؟!».[۳]
که این شکایت بردن نزد رسول خدا بی حکمت نیست چه اینکه جوینی از محدثین بزرگ اهل سنت حدیثی را از ابن عباس نقل می‌كند كه پیامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «اما دخترم فاطمه، او سیّده زنان دو عالم از اولین و آخرین است. و او پاره تن من است، او نور چشم و میوه دلم می باشد. فاطمه روح و جان من است، تا این كه فرمود: خدایا كسانی كه به او ظلم كرده و حقش را غصب كرده اند لعنت كن و خوار كن كسی كه او را خوار می‌كند. خدایا آن كس كه بر پهلوی دخترم فاطمه زند به طوری كه بچه اش ساقط گردد جایگاهش را آتش جهنّم قرار بده. و ملائكه هایی كه در نزد پیامبر بودند آمین گفتند».[۴]
 حضرت فاطمه از ابوبكر و عمر كناره گیری كرد و هرگز با آنها سخن نگفت تا اینكه از دنیا رفت. از آنچه كه بیان شد نا رضایتی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از عمر و ابوبكر یك مسئله قطعی است و هیچ كسی نمی‌تواند آن را انكار نماید.

------------------------------------------
پی‌نوش:
[۱]. «فقال عمر لابی بكر: انطلق بنا الی فاطمة فانّا قَدْ اغضبناها! فانطلقا جمیعاً فأستأذنا علی فاطمة فلم تأذن لهم.فلمّا قعدا حوّلت وجهها الی الحائط فسلّما علیها فلم ترد (سلام‌الله‌علیها) .... الم تسمعا رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یقول: فاطمة بضعة منی من آذاها فقد آذانی، رضا فاطمة من رضای و سخط فاطمة من سخطی، فمن احب فاطمة ابنتی فقد احبنی، و من ارضی فاطمة فقد ارضانی؟ قالا: نعم. قالت: فإنّی قد اُشْهِدُ اللّهِ وَ مَلائِكتَهُ اَنَّكما أسْخَطْتُمانی وَ مَا اَرْضَیتُما فی وَ لَئِنْ لَقَیْتُ النّبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لاشكوَنَّكما إِلَیه ...» این نوع احادیث درباره فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) با عبارتهای مختلف در منابع اهل سنت وارد شده است از جمله  الامامة و السیاسة، أبو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبة الدّینوری، قم، ایران، منشورات الرضی، الطبعة الاخیره، ۱۳۸۸ق، ص۱۳ـ۱۴ و  تاریخ الامم و الملوک،  محمد بن جریر طبری، بیروت، فی حوادث سنة ۱۳ هجری قمری، ج۲، ص۶۱۹.
[۲]. حسین ابن علی مسعودی، مروج الذهب، القاهره، ج۲، ص۱۹۴، باب نسب و سیره ابوبکر. تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۱۳۷، باب أیام أبی بکر و الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۲ و ۱۳. تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۱۰.
[۳]. «یا ابتاه! یا رسول اللّه! ما ذا لقینا بعدك من ابن الخطّاب و ابن ابی قحافه؟!» تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، لابی جعفر محمد بن جریر الطبری، ج۲، دارالکتب العلمیّه، بیروت، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸ق، کتاب ۵ جلدی، ص۲۳۶.
[۴]. «و أمّا ابنتی فاطمة فإنها سیّدة نساء العالمین من الأولین و الآخرین و هی بضعة منی و هی نور عینی و هی ثمرة فؤادی و هی روحی الی ان قال: اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و ذلّل من أذلّها و خلّد فی نارك من ضرب جنبها حتّی ألقت ولدها فتقول الملائكة عند ذلك آمین» أبی عمر أحمد بن محمد بن عبد ربّه، العقد الفرید، قاهره، مکتبة النهضة المصریه، الطبعة الثانیه، ۱۳۸۱ق، ج۴، ص۲۵۹. عمر رضا کحالة، اعلام النساء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۴۰ق، ج۳، ص ۱۲۰۷. علامه الدین علی تقی بن حسام الدین هندی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۱۴۹.



تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 | 02:55 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.