پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

مهدی(عج) از فرزندان من است، نامش نام من(محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. 

(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.


 نام پدر ومادر امام زمان (ع):

نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)

مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند

تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) 
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان 
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده 
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد 
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است 

مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون 

سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است

 


 

دوران زندگی

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


برچسب ها: امام زمان(عج)،  

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
علی‌رضا محمودی پارسا روز ۲۳ تیرماه سال ۱۳۴۸ در کرج متولد شد و در حالی که فقط ۱۳ سال داشت با آغاز حمله نظامی عراق به کشور ایران، داوطلبانه پنج بار در جبهه کردستان حضور می‌یابد. در روز۲۶ دی ماه سال ۶۱ عازم جبهه اندیمشک شد و از آنجا به منطقه عملیاتی «فکه» رفت. حضور او در جبهه فقط ۳۳ روز دوام داشت چرا که علی‌رضا در روز ۲۷ بهمن ماه همان سال بر اثر اصابت ترکش گلوله خمپاره از ناحیه شکم و سینه به شدت مجروح شد. نیروهای امدادی او را به بیمارستان آیت‌الله کاشانی در اصفهان منتقل کردند. این نوجوان قهرمان توانست دو روز با درد و رنج بجنگد اما سرانجام روز ۱۹ بهمن‌ ماه سال ۶۱ به شهادت رسید.

بی‌شک توجه به چند اشاره‌ای که این شهید در توبه‌نامه‌اش داشته است می‌تواند برای هریک از مردم، مسئولین و والدین تذکر باشد تا بداننند چه تکلیفی دارند.

متن بخش‌هایی از صدای ضبط شده در این نوار کاست:

پناه می‌برم از این که…

از این که حسد کردم…

از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی‌دانستم.

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم.

از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم.

از این که مرگ را فراموش کردم.

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم.

از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم.

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند.

از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم.

از این که دیگران را به کسی خنداندم،غافل از این که خود خنده‌دارتر از همه هستم.

از این که لحظه‌ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم.

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع‌تر نبودم.

از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم.

از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.

از این که نشان دادم کاره‌ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند.

از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود.

از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می‌نویسی و با حافظه تری.

از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم.

از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند.

از این که از گفتن مطالب غیرلازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم.

از این که کاری را که باید فی سبیل‌الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم.

از این که نماز را بی‌معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود،در نتیجه دچار شک در نماز شدم.

از این که بی‌دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم.

از این که ” خدا می‌بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم.

از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا … به نشنیدن زدم.

از … .

و …»


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 4 آذر 1394 | 05:15 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

مهدی جان ای بابای مهربان چه خبر؟؟

روز جمعه است

کربلا چه خبر ؟؟؟

از شهیدان نینوا... چه خبر ؟


ابب

در روایت رسیده که امشب

می رود کربلا خدا... چه خبر ؟؟؟؟؟؟

مادرش را کمک کنید امشب

کربلا پیکر حســین اینجاست؟؟؟

از سر روی نیـزه ها چه خبر ؟؟؟؟



باید از نیزه ها خبر گیرم

از سر مانده زیر پا چه خبر ؟؟؟؟

لاطمات الوجوهِ علی الخدود

از نظرهای بی حــیا چه خبر؟

دختری از حـسین گمشده بود

نیست انگار با شما... چه خبر ؟؟؟؟؟

مـادری از رباب می پرسد

از عـلی اصـغر شما چه خبر ؟؟؟؟



کسی از علـقمه خبر دارد

از دو دست ز تـن جدا چه خبر؟؟؟؟

روزجمعه ست و جـمعه آقا نیومد..

ای خدااااااا   از امـــــام ما چه خبر…..؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج.




تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394 | 10:03 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

2



نزدیک به چهل روز از غروب غم انگیز شقایق ها میگذرد

.

و هنوز صدای به هم خوردن شلاق ها بر پیکر الاله ها به گوش می رسد

.

و جز اسارت ، سیلی ، غربت و فریاد سهم اهل بیت محمد رسول الله چیزی جز این نبود

.

چهل روز است در سوگ ابر مردی نشسته ایم که حیات اسلام

.

مدیون رگ های پاره پاره گلوی او ست

.

قصه عاشورا قصه سر و نیزه است

.

و  قصه لبهای خونین و قرآن  است

.

قصه سیلی و صورت  کودک غمگین از تکه تکه شدن پدر است

.

اینها همه حقیقتی است که هر ساله مثل پرده از جلوی چشمان ما می گذرد

.

اربعین را با رقیه حسین و علی اصغرش در بغل گرفتیم ناله زدیم و درد دلها گفتیم

.

این چهل روز از عمق وجودمون فریاد زدیم و به سینه زدیم  و حسین حسین گفتیم

و اما تو  کربلا؛

.

خارستانی خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال ، اقیانوس بی کرانه‌ای است

.

که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، را در خود جای دارد.

.

و اما از؛ دل زینب  که براى خلوت مزار جدش پر مى کشد

.

تا به دور از چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد علیه السلام و این کاروان داغدار،

.

پیراهن کهنه و خونین حسین  را بر سر و روى خویش بنهد

.

و گریه ها و بعض های فرو خورده چهل روزه اش را یک سره رها سازد.

.

عاشقان حسین ،دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان،

.

و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره بارانی باد.

.

اربعین حسینی بر همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد

التماس دعــــــــــا





تاریخ : سه شنبه 26 آبان 1394 | 03:51 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


عمه، بابایم کجاست؟

اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»


لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد...



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 26 آبان 1394 | 03:42 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


میلاد نوگل امام حسین علیه السلام
امام حسن مجتبی علیه السلام ، به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود که با ام اسحاق که همسرش بود وصلت کند. امام حسین علیه السلام به سفارش برادر عمل کرد و ثمره آن ازدواج، دختر نازدانه ای به نام رقیه شد. با تولد حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 57 قمری، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه ای یافت. دیری نپایید که ام اسحاق جان به جان آفرین تسلیم کرد و رقیه کوچک از نعمت مادر محروم شد. امام حسین علیه السلام او را در آغوش پر مهر خویش، بزرگ کرد و پیوسته به خواهرش زینب علیهاالسلام سفارش می فرمود که برای رقیه علیهاالسلام مادر باشد و به او محبّت کند.
بی مادری حضرت رقیه علیهاالسلام ، پرستاری های حضرت زینب علیهاالسلام و سفارش های حضرت امام حسین علیه السلام باعث شده بود، پیوندی عمیق، بین حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت رقیه علیهاالسلام پدید آید.


رقیه در کربلا
از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:
من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 26 آبان 1394 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن…

.
زانـوهـایـت را بغـل بگـیـر و یک دل سـیـر گــریـه کـن…



شــایـد لازم باشــد میـان گــریه هـایـت بگــویی

.
.:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::.

.
خــدایا! ببخـش آن گـناهـانم را کـه دعــایم را حــبـس کــرده اسـت

.



تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند:

عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت می زند و می گرید.

گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟

گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.

گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟


گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین علیه السلام جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد...

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : شنبه 16 آبان 1394 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


به خانه هایتان بروید و

مهیا شوید برای همه انچه که بوده اید.

حسین را هم درون پستو هایتان پنهان کنید تا سال دیگر .

چون علم و کتل ونخل و زنجیرهایتان.

اکبر و اصغر و قاسم و عباس را هم!

عباس را نه!

به کارتان می اید .

برای قسم خوردنتان هنگام دروغ.

برای گاه خطر هایتان .

زمانی که می خواهید سر دیگری کلاه بگذارید وشاهدی می خواهید

فردا صبح هم کرکره مغازه هایتان را بالا بدهید.

دربنگاهایتان را باز کنید و یک لایتان را چهار لا حساب کنید.

کلاه هایتان را آماده کنید برای اینکه دوباره تا خرخره سر مردم بگذارید.

آنچه را این روز ها خرج نذریهایتان کردید .

خرج شربت چای مرغ وبرنجتان

به یک باره جبران کنید .

بروید و حسین و دردهایش را به حال خود بگذارید…!!!




تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 09:26 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


قشنگ ترین لذت زندگی:

⬅بهت بگن بیا بریم کربلا…

⬅وسط بین الحرمین سلام بدی….

⬅ندونی بری حرم حضرت عباس یا امام حسین…

⬅پای برهنه توبین الحرمین راه بیافتی….

⬅برسی ورودی حرم حضرت عباس….

⬅پشت در حرم بشینی و سلام بدی….

⬅باچشم پر اشک اذن دخول بخونی….

⬅بلندشی و بری روبروی ضریح بایستی….

⬅سرتو بندازی پایین و باخجالت بگی فکر نمیکردم بیاریم حرم….

⬅به حضرت عباس بگی خیلی آقایی….

⬅بری یه بوسه به ضریح بزنی و اشک بریزی….

⬅بیای عقبتر و یه زیارت بخونی….

⬅بهش بگی اجازه میدی برم پابوس داداشت….

⬅دوباره پابرهنه توبین الحرمین راه بیفتی و زیر لب بگی


“از حرم تا قتلگه زینب صدامیزد حسسسسسسسین“…

⬅اشک….

⬅برسی ورودی حرم و ناخداگاه بشینی رو زمین دست برسینه سلام بدی….

⬅اشک….

⬅از باب القبله وارد حرم بشی….

⬅نگاهت بیفته به ایوون طلا و ضریح…

⬅خجالت زده ای….

⬅چشمت بیفته به قتله گاه….

⬅از عشق حسین مجنون بشی…

⬅آخرروضه رو درک کنی….

⬅یه دل سیر گریه کنی…

⬅یادت بیاد چقدر حسرت رفتن به حرم رو میخوردی….!؟؟

⬅آروم آروم باسر کج بری جلو ضریح و دستتو بگیری بالا و بگی”دستمو بگیر آقا…”

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : یکشنبه 26 مهر 1394 | 10:25 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

دو چشمم این روزها

همه چیز را تار نشون میده …

چشم هایم تار می بیند


حتی دکتر هم کربلای حسین را برایم تجویز کرده است

چشمانم چهار حرف را بیشتر نمی تواند ببیند

” ح س ی ن “



حسین جان 

تو از زمان تولد درون من بودی 

و گرنه عشق که اینقدر اتفاقی نیست !

” یا حسین “



تاریخ : یکشنبه 26 مهر 1394 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


از بزرگی شنیدم هـر موقع میخواهید گـناه کنید 

هر موقع زمینه ی گـناه آمــادس ، رویتـــــ رو به سمت

قبله کن

دلتــــ رو ببـر کربــ♥ــــــلا

و سه مرتبه بگو:

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یا اباعبدالله

السلام علیک یا اباعبدالله

اون وقت ببین دیگه روت میشه گناه کنی؟؟؟

اون موقع ببین از اربابــــــ خجالتــــــ نمیکشی؟؟

.



برچسب ها: امام حسین(ع)، گناه،  

تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | 05:30 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

پیامبر اکرم(ص)فرمودند…

نگه داشتن وحفظ دین و ایمان در آخرالزمان همانند..

نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست است..

پیامبر اعظم(ٌص)فرمودند..

در آخرالزمان کارهای زشت بعنوان کارهای خوب توجیه میشوند..!

و زنان موی سر خودشان را همانند کوهان شتر زینت میدهند..!

Akher zaman (H.s 92) 2


دوران آخرالزمان دورانی است که..!

بعضی از آقایون دوست دارند خودشان را شبیه خانوم ها آرایش کنند.!




دوران آخرالزمان
تاریخ : پنجشنبه 16 مهر 1394 | 08:54 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
خواهرم مراقب باش و عمل کن …


خواهـــــرم 

سر دفتر صفحات قلبت را

به ایمان وتسلیم وحیا زرین نما

تا گلبرگ وجودت در کاسبرگ زیبای حجاب به وقار وعفت شکفته شود،

آنگاه آن شود که خـــــــــدا خواهد

زنان محجبه در زمان کنونی تابلوی من خدا را دوست دارم، را در دست گرفته اند و هر قدمی‌که در قاب چنین پوششی بر می‌دارند نوعی جهاد در راه خداست.

ما در امور دنیوی بین خوب و خوب تر، همواره خوب تر را انتخاب می‌کنیم ولی چه می‌شود که بعضی از افراد وقتی به خدا می‌رسند بین خوب و خوب تر، خوب را می‌پسندند.

شاید لباس را زود به زود بشود عوض كرد یا خانه را فروخت ولی «فرهنگ» و «اخلاق» هویت ماست.

نباید به این زودی و سادگی، شخصیت و هویت خود را بفروشیم و عوض كنیم.

برای مقاومت در برابر سیل تهاجم فرهنگی باید «سدّ ایمان» زد و از مرز عقیده و و اخلاص و فرهنگ حجاب و عفاف نگهبانی كرد.

خودباختگان در برابر فرهنگ بیگانه، به راحتی «خدا» را هم می‌بازند.

برگه‌ی «هویت» خود را گم نكنیم!


اللهم عجل لولیک الفرج





تاریخ : پنجشنبه 16 مهر 1394 | 08:38 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


این روزها در فیس‌بوک خبرهایی هست. کمپین‌های «نه به حجاب اجباری»، رفته رفته در حال قوت است و فن پیج‌های مختلف در حال قوت گرفتن است. آزادی‌های یواشکی هم که گل سر سبد این روزها شده است.

مسیح علی نژاد یا بعبارت دیگر معصومه علی‌نژاد قمی خبرنگار ضد انقلاب کسی است که در اردیبهشت ۱۳۹۳ شمسی صفحه‌ی آزادی یواشکی زنان در ایران را در فیس‎بوک راه‎اندازی کرد که در آن زنان ایرانی عکس‌هایی از خودشان را منتشر کرده و درباره تجربه‎هایشان از عدم وجود آزادی پوشش برای زنان ایرانی و آرزوها و خواسته‎هایشان در این مورد حرف می‌زنند. این صفحه با استقبال چشمگیر کاربران ایرانی و غیرایرانی فیس‎بوک روبه‎رو شده وتاکنون بیش از ۸۸۴۰۰۰ لایک خورده است.
راه اندازی این پیج با بازتاب‌های بسیار زیادی همراه بوده است و مطالب متعددی در این مورد در رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شده است.

مسیح علی‌نژاد با راه‌اندازی این صفحه، برای ترویج برهنگی تشکیل کمپین داده است و مردم را به آزادی یواشکی و برهنگی دعوت می‌کند. وی با راه اندازی جنجالی در صفحات پایگاه‌های اجتماعی از جمله فیسبوک با نام آزادی‌های یواشکی، در صدد ایجاد هرزگی‌های یواشکی و هرزه‌های یواشکی است. حال این شخص هرزه می‌خواهد مدافع به اصطلاح آزادی زنان ایران باشد؟!
مسیح‌علی‌نژاد و دست‌اندرکارانش در برنامه‌ای مدون طرح آزادی‌های یواشکی را به اجرا گذاشتند تا زنان ایرانی در مکان‌های عمومی شهرها و معروف ایران، در ملأ عام کشف حجاب کنند و از خود به صورت بی‌حجاب عکس بگیرند و در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند و با این کار می‌خواهند بی‌حجابی و هرزگی را در متن جامعه اسلامی نهادینه کرده و این‌گونه جلوه دهند که در ایران دیگر حجاب به انزوا رفته و زنان خواهان رفع حجاب و رفراندم حجاب هستند و به دنبال آزادی از دست رفته خود می‌باشند.

مهم‌ترین کارکرد این کمپین، ترویج بی‌غیرتی و فاحشگی و قبح‌زادیی از بی‌حجابی و آن‌را روشن‌فکری و آپدیت بودن نشان دادن و در مقابل، حجاب و محجبه‌ها را متحجر و عقب مانده و اُمُّل نمایاندن است.
آن‌ها می‌خواهند زنان و مردان، یواشکی‌های جنسی خود را در فضای مجازی [که در این عصر، جایگزین دنیای واقعی غالب انسان‌ها شده] انتشار دهند تا علاوه بر قبح‌زدایی از چهره کریه این منکرات، آن‌را در جامعه اسلامی عادی‌سازی و نهادینه کنند تا با به فساد کشاندن زنان و مردان و از بین بردن کانون خانواده‌ها، نقشه‌های شوم خویش را در این جامعه‌ی استحاله شده پیش برند. و حتی در این امر، از یواشکی‌های زن‌های شوهردار، بیشترین بهره‌کشی را می‌کنند و بنیاد خانواده‌ها را نشانه رفته‌ و در صدد حیازدایی از بانوان ایرانی هستند.
دوستانه‌های یواشکی هم که جای خود دارد که حریم‌ها و خط قرمزها را در روابط دو جنس مخالف، نشانه رفته است.

آن‌چه جای تاسف دارد این است که هنجار شکنان فرهنگی در آن صفحات [آزادی‌های یواشکی] هرزگی می‌کنند تا هم‌رو و هم‌صدا با عده‌ای بی‌دین و ضد انقلاب خارج نشین هم‌صدا شوند و خودشان را با نشر یک تصویر به فروش برسانند.
زنان بی‌بندوباری که در این صفحه هرزگی‌های علنی [آزادی‌های یواشکی] تصاویرشان منتشر می‌شود همگی مشخص است که هیچ قید و بندی ندارند و محدوده‌ای برای هرزگی نمی‌شناسند و با این نوع اقدامات فقط می‌خواهند خودشان را به نمایش بگذارند و جلب توجه کنند.
مسیح علی نژاد به شدت در تلاش است تا این هرزگی‌های عده‌ای زن بی‌فرهنگ و بی‌اصالت و منحرف را خواست عمومی زنان ایران معرفی کند و با نشر چند تصویر در اماکن عمومی، این اقدامات چند زن هرزه و منحرف را عمومیت ببخشد و قسمتی از پروژه تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب اسلامی را پیگیری کند .
مسئله کشف حجاب زنان در ایران با تشویق ضد انقلاب خارج در حال گسترش است که عده‌ای عقده‌ای و هرزه و هنجار شکن فرهنگی و شیطان صفت و ملعبه دست، سربازان آن هستند.

اما نکته قابل توجه این است که موج "آزادی های یواشکی" که به راه افتاد، در ابتدای راه با تصاویر آرشیوی شبکه‌های اجتماعی مخاطبان [خصوصا فیس بوک‌های آن‌ها] که بدون اجازه از پروفایل آن‌ها خارج می‌شد، توانست جانی بگیرد و در چند روز اول خود، کمی برای مخاطبان ضد انقلاب خارج نشین و معاندان داخلی آن، جذاب باشد. رفته رفته پس از گذشت روزها از آغاز این کمیپن توسط علی‌نژاد، عمق دزدی تصاویر از آرشیو خصوصی اعضای ایرانی عضو فیسبوک هر روز آشکار‌تر می‌شد و تنها برخی ایرانی‌ها کم شمار داخل کشور با این طرح «ضد دین» هم‌کاری نمودند.[۱]

راه‎اندازی و فعالیت در این صفحه با واکنش نهادهای حکومتی در ایران نیز مواجه شده است.[۲] حجه‌الاسلام کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران یکی از نخستین افرادی بود که به صورت رسمی نسبت به این صفحه واکنش نشان داده بود. او در بخشی از خطبه‌های نماز جمعه گفته بود: «گاهی در برخی از نقاط شهرها، روسری‌ها برداشته می‌شود و بی حجابی کامل دیده می‌شود. انواع بی‌حجابی از طریق ماهواره و اینترنت به خانه‌ها راه پیدا کرده است».[۳]
عکس‎العمل صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز به این صورت بود که در یک گزارش تلویزیونی ادعا کرد که مسیح علی‌نژاد در خیابان‎های لندن و در حالی که قرص‎های روان‌گردان مصرف کرده بود، در مقابل چشمان پسرش مورد تجاوز سه مرد قرار گرفته است.
در واکنش به پخش این گزارش، مسیح علی‌نژاد نیز ویدیویی از خودش در حالی که در یکی از ایستگاه‌های لندن در حال خواندن آواز بود را منتشر و اعلام کرد که این ویدیو در پاسخ به گزارش دروغین تلویزیون ایران است.
وحید یامین‌پور مجری صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز در واکنش به صفحه‌ی فیسبوک آزادی‎های یواشکی در صفحه‌ی گوگل پلاس و فیس‌بوک خود مسیح علی‌نژاد را به فاحشه‌گری متهم و از وی به‌عنوان روسپی یاد کرد.[۴]

الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون ایران نیز در اعتراض به صفحه آزادی‏‎‌های یواشکی نامه‌ای به مسیح علی‌نژاد نوشت.[۵] چرخنده علی‌نژاد را خائن به دین و کشورش و ملعبه دست رسانه‌های خارجی نامید و گفت: «کاش می‌شد خواهرانه سیلی به صورتت می‌زدم». وی در ادامه‌ی این نامه گلشیفته فراهانی را نیز بازیگر زن خودفروخته نامید.

اما مسئولین نهادهای فرهنگی، باید تنشان از این رفتارها بلرزد، آن زمانی که شبهاتی در زمینه‌ی باز بودن فضای باز فرهنگی و هنری و اجتماعی را، با به کار گیری افراد مسئله‌دار، دامن می‌زنند، و از سویی، حداقل در شعار، خود را هوادار آزادی زنان، خوانندگی و تک‌خوانی زنان، رقص زنان به هر عنوان و توجیهی، رفتن به ورزشگاه‌ها و.... می‌دانند که بدون شک ره‌آورد این گونه نگاه‌های اجتماعی و فرهنگی و.... نتیجه‌ای جز استمرار آزادی‌های هرزگی یواشکی در بر نخواهد داشت!
امر به معروف و نهی از منکر برای هر مسلمانی واجب است؛ نمی‌شود شما نماز را واجب بدانی اما هنگام امر به معروف و نهی از منکر که می‌شود برای حفظ برخی منافع و هم‌رنگ شدن با عموم، لب به سخن نگویی. این مسئله‌ی کشف حجاب عده‌ای زن هرزه و بی بندوبار منحرف را می‌طلبد که عموم مردم دست به دست هم دهند و با یک عزم فرهنگی بلند آن را ریشه کنن کنند.

باید نقش بی‌بدیل جامعه متدین، باهوش و با بصیرت آحاد جامعه ایرانی به خصوص زنان غیور و آزاده و فاطمی و زینبی در مقابله با این هنجار شکنی‌ها برجسته و پرنگ باشد تا مبادا توهینی بزرگ و نابخشوده، به زنان و دختران پاک و با عفاف کشورمان در عرصه جهانی وارد گردد. زنان ایرانی بدون تردید، در قبال این خود فروشی‌های سیاسی عده‌ای برهنه، که منافع دشمنان این مرز بوم را بر منافع مردم کشورشان ترجیح می‌دهند، مسئول هستند  و باید در این جبهه، تصمیماتی انقلابی و ارزشی بگیرند، که می‌توانند برای شروع، به تکاپو و پی‌گیری در جهت شناسایی این خائنین، و خودفروشان و تن‌فروشان مزدور اقدام نمایند، تا بعد از شناسایی، هر چه زودتر به عنوان یک مزدور به جامعه متدین ایران معرفی شوند هر چند که در این امر، نهادهای فرهنگی و انتظامی و امنیتی نیز باید وظیفه‌ی خود را به نحو احسن به انجام رسانند.

 


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394 | 10:08 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات





عید غدیر،بزرگ ترین عید پیروان اهل بیت(علیهم السلام) و فرصت مناسبی برای یاد آوری پیمان مقدسی است که همه ما در برابر امامان معصوم(علیهم السلام) و به ویژه امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) داریم؛ پیمان اطاعت و پیروی بی چون و چرا از آنان و آمادگی برای انجام رسالت بزرگی که در زمینه سازی ظهور بر عهده داریم. در این مقاله مروری داریم بر پیشینه عهد و پیمان بشر با اولیای الهی از ابتدای آفرینش تا عصر ظهور
1.نخستین پیمان: 
داستان آفرینش انسان و آغاز حیات او بر کره خاک با یک عهد و پیمان شکل می گیرد. عهد و پیمانی که بر پذیرش پروردگاری خداوند متعال و نفی و پرستش شیطان بسته شد و همه انسان ها بر وفای به آن هم داستان شدند.(1) 

پیامبران الهی و جانشینان آن ها، این عهد و پیمان را در طول تاریخ، بارها به انسان ها یادآوری کردند تا آنان نسبت به عهدی که با خدای خود داشتند، دچار فراموشی نشوند.(2)از سوی دیگر،برای این که مردم در وفای به پیمانی که بر عهده داشتند، دچار مشکل نشوند و در تشخیص راهی که به اطاعت و بندگی خدا و مخالفت با شیطان می انجامد ، گرفتار سر در گمی نگردند، به آنان گوشزد شد اطاعت خدا را اطاعت رسول اوست و هر کس بیشتر در طریق اطاعت رسول گام بردارد، در اطاعت خدا از دیگران پیشی گرفته است.(3) 

2.استمرار پیمان: 
با پایان یافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پیمانی که آدم خاکی با خدای خود داشت، کاسته نشد، بلکه بسیار شدیدتر از دوران حیات پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) از او خواسته شد به عهد و پیمان خود وفا کند؛ زیرا او در وفاداری به این پیمان بازخواست خواهد شد.(4) 
این بار عهد آدمی با خدای خود در صورتی دیگر متجلی شد و اطاعت امیرمومنان و امامان پس از او هم سنگ اطاعت خدا و رسول او گردید.(5) و برای این که هیچ کس در شناسایی شخصی که پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) باید با او عهد اطاعت بسته می شد، به اشتباه نیفتد، دراجتماعی عظیم از مسلمانان، نوشیدن عهد آدمی به آگاهی همگان رسید و اعلام شد هر کس پیمان ولایت نبی خاتم(ص) را پذیرفته است، از این پس باید به پیمان ولایت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) گردن نهد.(6)ازهمین رو بود که این روز را روز «عهد معهود» نامیدند.(7) 

3.شکسته شدن پیمان: 
انسان ها مأمور شدند پس از رحلت نبی خاتم(ص)، با وصی او تجدید عهد کنند و دست در دست او بگذارند تا به فرموده حضرت زهرا(سلام الله علیها)، آن ها را به راحتی و ملایمت به راه هدایت و رستگاری رهنمون شود،(8) چنین نشد و بد عهدی و عهد شکنی از همان نخستین روزهای عروج رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) آغاز شد. بدین ترتیب، پیمانی که جماعت مسلمانان در روز غدیر بر طاعت ولی خدا بسته بودند، به راحتی شکست و جز جمع اندکی، همه امت اسلامی از اطراف امام و حجت عصر پرآکنده شدند.(9) 

از آن پس، اگر چه در دوره هایی از دوران 250 ساله امامت شیعه، شاهد روی آوردن مردم به ائمه معصومین(علیهم السلام) و مرجعیت علمی آن ها هستیم، ولی هیچ گاه عهدی که مردم در برابر امامان خود داشتند، به تمامی، پاس داشته نشد و این سخن امامان معصوم(علیهم السلام) که فرموده بودند: «مردم تنها به سه چیز تکلیف شده اند: شناخت امامان، تسلیم شدن به ایشان درآن چه بر آن ها وارد می شود و رجوع به آن ها در آن چه درآن اختلاف دارند»،(10) هیچ گاه محقق نشد و سرانجام بد عهدی ها و عهدشکنی های امت اسلام به مقتول و مسموم شدن یازده امام و غیبت آخرین امام انجامید. بدین ترتیب، جامعه اسلامی از برکات حضور امام معصوم(علیه السلام) در میان خود محروم گشت. این همان اتفاقی بود که پیش از این درکلام امام محمد باقر(علیه السلام) پیش بینی شده بود: «هنگامی که خداوند تبارک و تعالی، از آفریدگانش خشمگین شود، ما [اهل بیت] را از مجاورت با آن ها دور می سازد».(11) 

ضرورت تجدید پیمان: 
آری، غیبت امام از جامعه به دراز کشیدن آن، نتیجه بدعهدی و پیمان شکنی مردم نسبت به حجت های الهی و جانشینان به حق رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) است. تا زمانی که مردم چنان که باید و شاید، به پیمانی که در برابر امامان معصوم(علیهم السلام) برعهده دارند، وفا نکنند و با همه وجود، آماده پذیرش اوامر و نواهی آن ها نشوند، ظهور محقق نخواهد شد، چنان که امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) فرمود: «اگر شیطان ما، که خداوند توفیق طاعتشان دهد،در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می شدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیرنمی افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می گشت؛ دیداری بر مبنای شناخت راستین و صداقتی از آن ها نسبت به ما».(12) 

با توجه به همین اهمیت وفا به عهد و پیمان و تأثیر آن در ظهور امام عصر(عجل الله تعالی و فرجه) بوده است که از ما خواسته اند هر بامداد، عهد و پیمان اطاعتی را که نسبت به امام خود بر دوش داریم، به یاد آوریم و آن را تجدید کنیم: «بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانی ام، عهد، عقد و بیعتی را که نسبت به او (امام مهدی (عجل الله تعالی و فرجه) ) بر گردن دارم، تجدید می کنم که هرگز از آن بر نگردم و بر آن پایدار بمانم».(13) 



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 8 مهر 1394 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 9 ::      ...   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic