پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

مهدی(عج) از فرزندان من است، نامش نام من(محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. 

(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.


 نام پدر ومادر امام زمان (ع):

نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)

مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند

تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) 
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان 
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده 
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد 
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است 

مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون 

سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است

 


 


ادامه مطلب برچسب ها: امام زمان(عج)،  

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

اسم : جعفر 
لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر 
كنیه : ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی 
نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( علیه السلام ) 
نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر 
زمان تولد : هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری 
در روز جمعه یا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با میلاد حضرت رسول . بعضی ولادت ایشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ایشان را نیز برخی سال 80 هجری ذكر كرده اند . 
محل تولد : مدینه منوره 
عمر شریفش : 65 سال 
مدت امامت : 34 سال 
زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجری درباره زمان شهادت نیز گروهی ماه شوال و دسته ای دیگر 25 رجب را بیان كردند . 
قاتل : منصور دوانیقی بوسیله زهر 
محل دفن : قبرستان بقیع 
زنان معروف حضرت : حمیده دختر صاعد مغربی ، فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب( علیهم السلام ) 
فرزندان پسر : موسی ( علیه السلام ) - اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی 
فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعیل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین ( علیهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسی كاظم (علیه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حمیده خاتون می باشد . وعباس ، علی ، اسماء و فاطمه كه هر یك از مادری به دنیا آمده اند . 
نقش روی انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله . 
اصحاب معروف امام صادق (علیه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی . 
روز زیارت ایشان : روزهای سه شنبه می باشد . 
رخسار حضرت : بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (علیه السلام) بود . جز آنكه كمی لاغرتر و بلند تر بودند . 
مردی میانه بالا ، سفید روی ، پیچیده موی و پیوسته صورتشان چون آفتاب می درخشید . در جوانی موهای سرشان سیاه و در پیری سفیدی موی سرشان بر وقار و هیبتشان افزوده بود . بینی اش كشیده و وسط آن اندكی برآمده بود وبر گونه راستش خال سیاه رنگی داشت . 
ریش مبارك آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد كم پشت بود . دندانهایش درشت و سفید بود ومیان دو دندان 
پیشین آن گرامی فاصله وجود داشت . بسیار لبخند می زد و چون نام پیامبر برده می شد رنگ از رخسارش تغییر می كرد .



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 08:09 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

زندگی  نامه حضرت محمد (ص):
نام: محمد بن عبد الله 

حضرت محمد (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.

كنیه حضرت محمد (ص): ابوالقاسم و ابوابراهیم.

 

القاب حضرت محمد (ص): رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...

 

 منصب حضرت محمد (ص): آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

 

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته ‏اند.

 

عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.

 

محل تولد حضرت محمد (ص): مكه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

 

نسب پدرى حضرت محمد (ص): عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.


حضرت محمد (ص) روایت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در كتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.

 

مادر حضرت محمد (ص): آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.


این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، كم‏ نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.

 

و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار كرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 08:03 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
17 ربیع الاول که مقارن به خجسته زاد روز نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و میلاد امام جعفر صادق(ع)است یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه امتیاز دارد. چه روز مبارکی است که امام صادق(ع)در موردش فرمود: در این روز ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد، شیاطین دور شدند، تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند، ایوان کسری شکست و 14 کنگره‌ی آن سقوط کرد، آب دریاچه ساوه خشک شد، سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد، آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد، نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید، کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند و سحر ساحران باطل شد.


اعمال روز 17 ربیع الاول:

 1- غسل.

2- روزه: از برای آن فضیلت بسیار است و روایت شده هر که این روز را روزه بدارد ثواب روزه ی یک سال را خدا برای او می نویسد و این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است.

3- زیارت: زیارت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و همچنین زیارت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام .

4- نماز: دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و 10مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَی لاَ تَمُوتُ ...

5 - تصدّق و خیرات:
 مسلمانان این روز را تععظیم بدارند و تصدّق و خیرات نمایند و مؤمنین را مسرور کنند و به زیارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل)

6- عید گرفتن: به آنچه موافق حقیقت عید است (عمل کند) یعنی به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره ای از افعال حرام می پردازند. برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن لازم است و لباس شایسته ی اهل چنین مجلس(ی)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار می باشد؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او{علیهم السّلام} است. ( المراقبات .ص81 – 84)


تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 07:53 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

صلوات خدا بر تو ای نور اول، که خداوند وجود مبارکت را بر زمین نازل نمود تا رحمة للعالمین باشی.

سلام بر تو که نور مطهرت در آدم(علیه السلام) به ودیعت گذاشته شد، و درخشش تو در پدران و مادران پاکت چشم ها را خیره کرد.

قدوم مبارکت بر چشم ما، که با میلادت وعده شش هزار ساله انبیاء تحقق یافت و انتظار بشریت به انجام رسید.

خدا را شکر که با وجود تو بر ما منت گذاشت تا برای کمال نهایی بشریت قرآن و اهل بیت (علیه السلام) را به ارمغان آوری .

ای ختم نبوت، داستان میلادت شیرین ترین روز تاریخ بشریت است، که با یاد آن صفحه دل را با عطر محمدی طراوت می بخشیم.

یا رسول الله! هر ساله میلاد تو را به عنوان بزرگترین بشارت الهی به انسان ها جشن می گیریم؛ در آرزوی روزی که با ظهور فرزندت حضرت مهدی(علیه السلام) زیباترین وعده آسمانی تحقق یابد، و در بارگاهت جشن ولادت تو را با حضور او بر پا نماییم و عظمتت را از لسان مبارکش به گوش جان سپاریم.

 آنگاه که منت گزارد بر وسعت جهان گامهایت 


و آنگاه که جبرئیل در نهانخانه گوشت زمزمه ها کرد

کائنات مسخر فرمان آفریدگار

عشق را با تو آموخت


خورشید، آن روز از افق مدینه، نور طلایی خود را بر سر و روی شهر می پاشید و همه جا را نورباران می کرد. پدر، کودک را بغل کرده بود و صورتش را می بوسید. خانه امام پنجم ما، حضرت امام محمدباقر علیه السلام پر از شور و شادی شده بود. هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری بود و طلوع خورشید، با به دنیا آمدن کودکی زیبا و نورانی، روزی به یادماندنی و شیرین را مژده می داد. کودکی نو رسیده و زیبا، که برای اهل خانه، یاد پیامبر را زنده می کرد. نامش را «جعفر صادق» گذاشتند که به راستی راستگو و درستکار بود، درست مثل جد بزرگوارش حضرت محمد صلی الله علیه و آله . میلاد ششمین امام، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ،  مبارک باد.

 

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 07:48 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات





وجود حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه تنها برای شیعیان و پیروان آن حضرت، بلکه برای مردم جهان مفید و الهام بخش است و اگر وجود امام زمان (علیه السلام) نباشد؛ زمین اهلش را خواهد بلعید. در روایات اسلامی وجود آن حضرت به خورشید پشت ابر تشبیه شده است. البته ارزش واقعی وجود آن حضرت، برای کسی مثمر ثمر خواهد بود که مومن به آن ذخیره ی خداوند باشد.

بقیةالله، منفعت مومنین
در سوره هود آمده است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ؛[هود/۸۶] و بدانید كه) آنچه خدا بر شما باقى گذارد براى شما بهتر است (از آن زیادتى كه به خیانت و كم و گران فروشى به دست مى‏آورید) اگر واقعا به خدا ایمان دارید».

تفسیر نمونه در دیل همین یه می آورد: درست است كه در آیه مورد بحث، مخاطب قوم شعیبند، و منظور از" بَقِیَّتُ اللَّهِ‏" سود و سرمایه حلال و یا پاداش الهى است، ولى هر موجود نافع كه از طرف خداوند براى بشر باقى مانده و مایه خیر و سعادت او گردد،" بقیة اللَّه" محسوب مى‏شود. تمام پیامبران الهى و پیشوایان بزرگ" بقیة اللَّه" اند. تمام رهبران راستین كه پس از مبارزه با یك دشمن سر سخت براى یك قوم و ملت باقى می مانند از این نظر بقیة اللَّه اند. همچنین سربازان مبارزى كه پس از پیروزى از میدان جنگ باز مى‏ گردند آنها نیز بقیة اللَّه اند. از آنجا كه مهدى موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابى پس از قیام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است یكى از روشنترین مصادیق" بقیة اللَّه" مى‏ باشد و از همه به این لقب شایسته‏ تر است، بخصوص كه تنها باقیمانده بعد از پیامبران‏ و امامان (علیهم السلام) است.[۲]

سپس نویسنده  روایاتی را در تایید گفتارش آورده و می نویسد: از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده: «اول ما ینطق به القائم (علیه السلام) حین خرج هذه الایة بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏، ثم یقول انا بقیة اللَّه و حجته و خلیفته علیكم فلا یسلم علیه مسلم الا قال السلام علیك یا بقیة اللَّه فى ارضه؛‏ نخستین سخنى كه مهدى (عجل الله فرجه الشریف) پس از قیام خود مى‏ گوید این آیه است" بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏" سپس مى‏ گوید منم بقیة اللَّه و حجت و خلیفه او در میان شما، سپس هیچكس بر او سلام نمى‏ كند مگر اینكه مى‏ گوید: سلام بر تو ای بقیه ی خدا در زمین» [۳]


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 3 دی 1394 | 08:08 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
همزمان با نهم ربیع‌الاول مطالب انحرافی «عید الزهرا» در راستای اختلاف افکنی میان مسلمانان از سوی معاندان در شبکه‌‌های اجتماعی منتشر شد.

چند سالی می‌شود که با رسیدن 9 ربیع‌الاول برخی مغرضان با انتشار مطالب و تصاویر وهن‌آمیز به اسم تشیع افراد ناآگاه را گمراه و آنها را با موجی ساختگی خود همراه می‌کنند. «تشیع لندنی» که بیش از این فعالیت‌‌های تبلیغی خود را از طریق شبکه‌های ماهواره انجام می‌داد با گسترش فضای مجازی و افزایش تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی از این ابزار ارتباطی نیز غافل نمانده است.

براین اساس در چند روز اخیر در صفحات مدیریت شده از سوی این افراد تصاویر و مطالب وهن‌آمیزی منتشر شد که با جعل حقیقت سعی در انجام مأموریت نیمه‌کار دشمنان اسلام داشت.

نکته قابل تأمل در این میان اشاعه یک باور غلط در میان افکار عمومی مبنی بر «قتل خلیفه دوم در 9 ربیع‌الاول است».

مطالب انحرافی معروف به «عید الزهرا» را که بتازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و اغلب حاوی توهین و ناسزاست را مشاهده می‌کنید:



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 03:03 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) در حقیقت امتداد غدیر، بلکه خود غدیری دیگر است. باید در این چنین روزی با امام زمان(عج) بر اساس مفاد روایات و دعاها به‌ویژه دعای «عهد» پیمانی دوباره بست. معرفت، محبت، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب‌الزمان(عج) است.

غربت و مظلومیت، رشته‌ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه‌سار تک درخت وادی جحفه باشند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند.

چنان که امام علی(ع) می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد».

ایشان در جایی دیگر می‌فرماید: «هیچ مرده‌ای باقی نمی‌ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه السلام در قبرش به او می‌رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می‌کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه السلام بشارت می‌دهند».

 نهم ربیع‌الاول مصادف است با آغاز امامت حضرت مهدی(عج) امام بزرگ و امید مستضعفان جهان، او خواهد آمد و جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد همان‏گونه که از ظلم و جور، پر شده است.

ولایت امام‌زمان(عج) به‌عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه هست و این ولایت رکن و اساس دین است؛ هم‌چنین کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.

معرفت، محبت و ولایت امام (عج)، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چراکه عشق و ولایت بدون مسئولیت‌پذیری، هوسی بیش نیست. عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری است و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام‌زمان(عج) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم و کسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر (عج) عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است.

آغاز امامت آن حضرت، به مشیّت الهی و برخی مصالح دیگر، با غیبت همراه بود که اولین غیبت ایشان به «غیبت صغرا» مشهور است که تا سال 329 هجری قمری به طول انجامید. پس از آن، مرحله جدیدی از غیبت که به دوره «غیبت کبرا» معروف است، آغاز شد که تاکنون نیز ادامه دارد. این دوران، سخت‌ترین دوره امتحان مردم است؛ زیرا ارتباط مستقیم با امام (علیه السلام)برای همگان میسر نیست و نایب خاصی نیز وجود ندارد تا مردم به وسیله او بتوانند از آن حضرت، کسب تکلیف و پاسخ پرسش های شان را دریافت کنند.

در توصیف این برهه از زمان، تعبیرهای بسیاری در روایات وارد شده است که از وجود فتنه‌های بسیار خطرناک حکایت دارد. بشر در این دوره، به دلیل بی توجهی به ارزش‌های اصیل الهی و انسانی، با وجود برخورداری از زندگی به ظاهر زیبا، آراسته و مدرن به زندگی نکبت باری دچار می‌شود. بدین معنا که هر چند شکم‌ها سیر و زندگی پر زرق و برق خواهد بود، ولی روح‌ها مضطرب، نگران و سرگشته است و از دست دادن هدف و فلسفه درست زندگی، یکایک افراد بشر را به یأس و ناامیدی کشنده‌ای دچار می‌سازد.

در فرهنگ اصیل اسلامی، برای پیشگیری از دچار شدن به چنین وضعی، تحت عنوان «وظایف دوران غیبت»، رهنمودهای بسیار مهمی از سوی پیامبر اکرم (ص) وائمه اطهار(ع) ارایه شده است. رعایت این موارد، سبب در امان ماندن از خطر انحراف است؛ زیرا پایبند نبودن به احکام الهی و از دست دادن ثبات فکری و اعتقادی صحیح، سبب آلودگی به فتنه‌های آخر الزمان خواهد شد.

5 نشانه اصلی ظهور از دیدگاه امام صادق (ع)

نشانه‌های تخلف ناپذیر ظهور امام مهدی علیه السلام که بی هیچ تردیدی مقارن ظهور آن حضرت رخ خواهند داد و ارتباط گسست ناپذیری با آن دارند، پنج نشانه‌اند. برخی از این پنج نشانه، اندکی پیش از ظهور و برخی چند ماه پس از آمدن آن گرامی و برخی اندکی پیش از قیام نجات بخش و جهانی آن حضرت، پدیدار خواهند شد.

در این مورد، روایات بسیاری وارد شده است که با اندک تفاوت در ترتیب پیدایش این علایم و نشانه‌ها، آنها را نشان می‌دهد.

از امام صادق علیه السلام در مورد پنج نشانه حتمی ظهور نقل شده که ایشان می‌فرمایند: قیام و شورش سفیانی؛ خروج یمانی؛ کشته شدن نفس زکیه در مسجدالحرام؛ فرو رفتن زمین در منطقه «بیدا» و صیحه(ندای)آسمانی.



ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 28 آذر 1394 | 02:35 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات



یــا صاحب الزمان

آقای مـن

مــولای مـن

از قـدیــم گفته انـد

” خلایـــق هــرچه لایــق ” بی راه نگـفـته انــد

اقرار می کنیم هنوز لیاقت حضور در محضر شما را پیدا نکرده ایم

که اگرغیر از این بود

هم اینک در زمان ظهـور و در حضور شما به سرمی بردیم

 از ماست که برماست ”

آری، ما مستحق بلای غیبتیـم ؛

سزاوار چنیـن سرنوشتی هستیم ؛

تــو را نخواســته ایم ؛ به بی امامی ” عــادت ” کـرده ایم ؛

هنــوز باورمان نــشــده

تا نیایی گره از کـار بشر وا نــشــود...

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : جمعه 27 آذر 1394 | 08:08 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


آهاﮯ تو!

 

ضعفت تا این حد باید پیش بره ؟؟؟

 

کمبود ِ محبتت را به اشتراک بگذار ی با نامحرماלּ

 

که آناלּ این “برهنگـﮯ افکارت” را هزاراלּ لایک خواهند زد .!

 

تاسف بار است حال و روز کسـﮯکه تشنه ﮯ نگاه دیگراלּ باشد .





zibasazi (H.s 92)    آقا جان مولای من    zibasazi (H.s 92)

حکایت مردانے که ازعدالت حرف می زنند وسیلے می خورند،

همچنان باقی است….

 

وقدم نامردانی که درمعرکه فتنه،پشت به امام خود مے کنند،

درزمین کماکان پایدار است…

 

اما دل هاے مستمند وچشم هاے مسکین،همچنان به نورامید توزنده اندوبه وعده حقیقے خدایے

 

که ولی اش را

خواهد فرستاد وزمین را به صاحبانش بازخواهد ستاند!


اللهم عجل لولیک الفرج




تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1394 | 08:13 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


ابوبصیر می گوید: «در کوفه برای زنی قرآن می خواندم، یک بار در موردی با او شوخی کردم. بعد از مدتی خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدم. امام مرا مورد مواخذه و سرزنش قرار داد و فرمود:«کسیکه در خلوت مرتکب گناه شود خداوند به او نظر لطف نمی کند. چه سخنی به آن زن گفتی؟ وی گوید از شرم و خجالت سر در گریبان افکندم و توبه کردم. امام (علیه السلام) فرمود:«شوخی با زن نامحرم را تکرار مکن». [۱]
روایاتی از این قبیل که تقریبا امروزه افسانه شمرده می شود، از چنان واقیعتی برخوردار است که فقط پرده غفلت بر روی قلوب گنه کاران مانع دیدن حقیقت آن می شود.
رابطه با نامحرم، گناهی که انسان های این عصر در انجام آن بر یکدیگر سبقت می گیرند و در ارتکاب آن بر یکدیگر فخر فروشی می کنند و ترک کننده آن را متحجر می شمارند، به شدت در آیات و روایات از آن نهی شده است.
خدای متعال ۲بار در قرآن کریم زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است.
در آیه ۵سوره مائده به مردان خطاب می کند و می فرماید:« ...وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ...» شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید. یعنی به صراحت در اینجا از دوستی با نامحرم نهی شده است.
 و در آیه دیگرهم به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... می فرماید:«فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ[نساء/۲۵] یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند ونه مرتكب زنا بطور آشكار شوند و نه دوست پنهانی بگیرند».
در این آیه هم صریحا از رابطه با نامحرم بر حذرداشته و از ازدواج با چنین کسانی نهی شده است.
اما از روایات هم دو نمونه را بیان می کنیم تا پی ببریم که این عمل چقدر مورد نهی قرار گرفته است.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد در جایى که نفس زنى را که محرم او نیست مى ‏شنوند، نماند».[۲]
و امام صادق (علیه السلام) نیز سخن گفتن با نامحرم را از دام های شیطان بر شمرده اند.[۳]
حال سوال اینجاست که عملی که مبغوض خدای متعال است چرا باید محبوب ما باشد؟
آیا در جواب به راحتی می توان به پاسخ «دلم می خواهد» بسنده کرد؟
آیا دامنه لذت جویی بشر آنقدر وسیع است، که حتی به قیمت خشم مالک و قهر صاحب اش می ارزد؟
این آیات و روایات چیزی جزء تلنگر و تنبه برای بشر نیست، اما آیا هنوز وقت آن نرسیده که این تلنگر موجب بیداری غفلت زدگان شود؟
ای که پنجاه رفته ای در خواب...مگر این پنج روزه را دریاب
می رسد روزی که اهل معصیت فریاد واحسرتا سر دهند، ولی آن روز دیگر برای فریاد زدن هم دیر است.
روزی می رسد که انسان می گوید: «یا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا [فرقان/۲۸] اى واى كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم».
نتیجه ای که در قیامت به آن می رسد: کاش با فلانی دوست نمی شدم.
معلوم است که بی توجهی به فرمان الهی چنین حسرتی را در پی دارد و چقدر خوب بود این تنبه در دنیا برای این افراد حاصل می شد که حسرت در قیامت سودی برای آنان ندارد.

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 26 آذر 1394 | 07:42 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

در روایتی از اباصلت آمده است: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»


درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بیشتر عالمان شیعه و همچنین تعداد زیادی از علمای اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهید شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد؛ اما قول مشهور این است كه آن حضرت، توسط «مأمون» خلیفه عباسی مسموم و به شهادت رسید.


برخی از علمای اهل سنت بر این نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و برای این گفته خود دلائلی هم ذكر می‌كنند. از جمله آن دلائل این است كه مأمون دختر خود را به همسری امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتری امام رضا (ع) در برابر علما استدلال می‌كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسیار ناراحت و غمگین بود و...
در ادامه خواهیم گفت كه به هیچ یك از دلائل در این رابطه نمی‌توان استناد كرد.


همچنین عده‌ای از علمای اهل سنت نیز بر این باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنایت، عباسیان اما شخصی غیر از مأمون، بوده است. برای مثال؛ ابن‌جوزی می‌گوید: «وقتی عباسیان دیدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولایت‌عهدی) و به دست علویان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» این قول نیز چندان صحیح به نظر نمی‌رسد؛ زیرا «بیشتر مورخان و راویان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غیر او.»


همچنین روایات مستندی از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پیش‌گویی كرده و عامل این جنایت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعین می‌گوید: «موقع مرگ من فرا رسیده است. این طاغی (مأمون) تصمیم گرفته مرا مسموم كند...»


عده‌ای از پژوهشگران معتقدند كه شورش عباسیان در بغداد و تصمیم مأمون برای حضور در این شهر، سبب شد تا اطرافیان این خلیفه به وی هشدار دهند كه در نبود وی و حضور ولیعهد ـ كه منظور امام رضا (ع) بود ـ كار حكومت به مشكل برخواهد خورد و به همین دلیل، مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت رساند.
به نظر می‌رسد انگیزه اصلی مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) همین مطلبی باشد كه ذكر شد. چرا كه قیام عباسیان در بغداد جز به خاطر ترس از روی كار آمدن علویان نبوده است.


طبری می‌نویسد: «مأمون نامه‌ای به بنی‌عباس در بغداد نوشت و مرگ علی بن موسی (ع) را به آنان اعلام كرد و از آنان خواست كه به اطاعت او درآیند؛ زیرا دشمنی آنان با او جز با بیعت وی با علی بن موسی (ع) نبوده است.»


از دیگر موجباتی كه مورخان در قتل امام رضا (ع) ذكر كرده‌اند، كینه‌ای می‌دانند كه مأمون از امام رضا (ع) به دل گرفته بود. طبرسی می‌نویسد: «علتی كه موجب شد مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت برساند، این بود كه آن حضرت بی‌محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام می‌كرد. در بیشتر موارد در مقابل او قرار می‌گرفت كه موجب عصبانیت و كینه او می شد...»


همانگونه كه بیان شد، از نظر روایات شیعی، شكی نیست كه مأمون، حضرت رضا (ع) را مسموم كرد. اما اینكه كیفیت این عمل چگونه بوده است، چند نوع روایت وجود دارد كه به آنها اشاره می‌كنیم.


روایتی را شیخ مفید از عبدالله بن بشیر نقل كرده كه عبدالله گفت: «مأمون به من دستور داد كه ناخن‌های خود را بلند كنم ... سپس مرا خواست و چیزی به من داد كه شبیه تمر هندی بود و به من گفت: این را به همه دو دست خود بمال ... سپس نزد امام رضا (ع) رفت و به من دستور داد كه انار برای ما بیاور. من اناری چند حاضر كردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار.

 

من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانید و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار، دو روز بیشتر زنده نماند.»


روایت دیگری را شیخ مفید از محمد بن جهم ذكر كرده كه می گوید: «حضرت رضا (ع) انگور دوست می‌داشت. پس قدری انگور برای حضرت تهیه كردند. در حبه‌های آن به مدت چند روز سوزن‌های زهرآلود زدند. سپس آن سوزن‌ها را كشیده و نزد آن بزرگوار آوردند ... آن حضرت از آن انگورهای زهرآلود بخورد و سبب شهادت ایشان شد.»


روایتی از اباصلت هروی نیز نقل شده كه می گوید: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»


بنابراین، ادله‌ای كه اهل سنت ذكر كرده‌اند كه مأمون امام رضا (ع) را به شهادت نرسانده بی‌اساس است؛ چرا كه مأمون فردی بود كه به خاطر حكومت، برادرش امین را به قتل رساند و محبوبیت امام رضا (ع) در نزد او از برادرش بیشتر نبود. و گریه ظاهری او بعد از مرگ امام (ع) به جهت منحرف كردن اذهان علویان و طرفداران امام رضا (ع) بوده است.


بعد از شهادت امام رضا (ع) شیعیان، بدن شریف آن حضرت را در خراسان تشییع كردند. این تشییع جنازه به حدی پر شور بود كه تا آن زمان مثل آن دیده نشده بود. همه طبقات در تشییع جنازه امام حاضر شدند. آن امام همام، در سال 203 قمری در شهر طوس به خاك سپرده شد و بارگاه عظیمش امروز میزبان صدها هزار عزادار است، در حالی كه هیچ نشانی از خلافت پهناور مأمون وجود ندارد.

منبع:fardanews.com



تاریخ : جمعه 20 آذر 1394 | 02:45 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی(علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.



ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 20 آذر 1394 | 08:08 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

ولادت

حضرت محمد (ص) در سال عام الفیل (570 میلادی) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود. مورخان و دانشمندان شیعیولادت رسول گرامی اسلام را در صبح جمعه روز هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای تسنن دوازدهم همان ماه می دانند.

شجره نامه پیامبر

پدر بزرگوار رسول خدا عبدالله ابن عبدالمطلب پسر عبدالمطلب و مادر ارجمندش آمنه بنت وهب است. نسب او به این گونه است: عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، همگی موحد و از مردان نیک روزگار خویش بوده اند.

دوران نوجوانی

پیامبر (ص) در بیست یا پانزده سالگی همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ های فجار شرکت کرد. این نبرد بین طایفه قریش و قبیله هوازن واقع شد. رسول خدا فرموده است: «من در این جنگ به عموهایم تیر می دادم تا آنان پرتاب کنند.» پس از پایان نبرد فجار، پیمانی به نام «حلف الفضول» بین طایفه هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. رسول خدا بیست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در این پیمان شرکت کرد و با قریشیان هم پیمان گردید تا یاور ستمدیدگان باشد. آن حضرت سال ها پس از حلف الفضول در زمان بسط اسلام فرمود: «در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می شدم، اجابت می کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است.» حضرت محمد در سن 35 سالگی با تدبیر خود در نصب حجرالاسود (در ماجرای تجدید بنای کعبه) مانع جنگ و نزاع بین طوایف قریش گردید. آوازه امانت داری و راست گفتاری محمد (ص) باعث شد تا حضرت خدیجه (ع)، دخترخویلد، زن برجسته و ثروتمند قریش که برای تجارت، از مردان یاری می گرفت، او را به همکاری دعوت نماید و آن حضرت را در قالب قراردادی برای تجارت عازم شام «سوریه» کند. رسول اکرم پس از بازگشت، سود فراوانی را که به دست آورده بود، به خدیجه سپرد. خدیجه که شیفته حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد که مورد پذیرش او قرار گرفت. ازدواج آن ها دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت او از شام «سوریه» بوده است. سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر از 25 تا 40، متفاوت، نقل کرده اند....

..سال یازدهم هجرت

در این سال پیامبر اکرم آخرین حج خود را انجام داد که به حجة الوداع معروف است. همچنین در بازگشت از همین سفر پیامبر به امر خداوند امام علی را به جانشینی خود منصوب نمود که چون این کار در منطقه ای به نام غدیر خم اتفاق افتاد، این واقعه نیز به «عید غدیر خم» مشهور گردید. پس از این که پیامبر به مدینه بازگشت و پس از توصیه مردم به پیروی از قرآن و اهل بیت، در بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجری از دنیا رفت.


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 آذر 1394 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

نسب

حسن بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم، هاشمی و قرشی است. او نوه محمد بن عبدالله از فاطمه(س) است. پدر وی امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین امام شیعیان است. حسن(ع) اولین فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) است.[۱]

ولادت

امام حسن علیه السلام در مدینه به دنیا آمد.[۲] بنابر مشهور تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است.[۳] البته برخی روایات و منابع تاریخی تولد وی راسال دوم هجرت دانسته‌اند.[۴]

پس از تولد، پیامبر در گوش او اذان گفت[۵] و در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه کرد.[۶]

نامگذاری

بنابر روایات، هنگام تولد امام حسن محتبی، خدا به جبرئیل فرمود برای محمد (ص) پسری متولد شده، به نزد وی رو، سلام و تهنیت رسان و بگو: به راستی کهعلی نزد تو به منزله هارون است نسبت به موسی؛ پس او را به نام پسر هارون نامگذاری کن. جبرئیل آمد و از سوی خدا به پیامبر (ص) تهنیت گفت و اظهار داشت: خداوند تو را مأمور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذاری. رسول خدا(ص) پرسید: نام پسر هارون چیست؟ عرض کرد: «شبّر». فرمود: زبان من عربی است. گفت: نامش را «حسن» بگذار، و رسول خدا (ص) او را حسن نامید.[۷]

کنیه‌ها

تقریباً در همه منابع کنیه امام حسن «ابومحمد» است.[۸] خصیبی به جز ابومحمد، ابوالقاسم را هم به عنوان کنیه برای امام حسن آورده است. [۹]

شهادت

مرقد امام حسن مجتبی(ع) در قبرستان بقیع

بنا بر نقلی معاویه کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد که من به تو صد هزار درهم می‌دهم و تو را به همسری پسرم، یزید، درخواهم آورد، به شرط آنکه حسن را زهر دهی. جعده امام را مسموم کرد و معاویه پول را به او داد[۵۶]؛ ولی او را به همسری یزید در نیاورد. به گفته ابن سعد مسمومیت امام نزدیک به چهل روز طول کشید.[۵۷]

ابن سعد به شهادت رساندن امام را به یکی از خادمان امام نسبت داده است.[۵۸] نیز بنا بر نقلی دیگر این کار به تشویق معاویه و به دست دختر سهیل بن عمرو، همسر دیگر امام، صورت گرفته است[۵۹] با توجه به شرایط آن دوران که معاویه امام حسن را سدی در برابر ولایتعهدی یزدید می‌دید، به نظر می‌رسد روایات مربوط به مسموم شدن امام توسط جعده بنت اشعث معتبرتر باشد.[۶۰]

بنا برخی اقوال امام پیش از شهادت چندین بار مسموم شده، اما از مرگ رسته بود.[۶۱]یعقوبی می نویسد: «امام حسن(ع) هنگام مرگ به برادرش حسین(ع) گفت: ای برادر من این سومین بار است که مسموم می‌شوم و مانند این بار مسموم نشده‌ام و من امروز می‌میرم پس هرگاه درگذشتم مرا با پیامبر خدا دفن کن چه هیچکس به نزدیکی او سزاوارتر از من نیست مگر آنکه از این کار جلوگیری شوی که در آن صورت نباید به اندازه حجامتی خون‌ریزی شود». [۶۲]

بنا بر مشهور، شهادت امام حسن در سال ۵۰ هجری قمری رخ داد.[۶۳] [۶۴]. بیشترین نقل‌ها درباره روز شهادت آن حضرت مربوط به روزهای آخر صفر[۶۵] و ۲۸ صفر[۶۶] است. روز هفتم صفر[۶۷] و حتی یکی از روزهای ماه ربیع الاول[۶۸] نیز به عنوان روزهای وفات آن حضرت ذکر شده است. به گفته مفید عمر آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ سال بود[۶۹] اما با توجه به اختلاف اقوال درباره تاریخ وفات، مدت عمر وی نیز اختلافی است [۷۰]

بنابر بیشتر منابع معتبر امام حسن علیه السلام با خوردن زهر به شهادت رسید.[۷۱] البته در برخی منابع غیرشیعی از مرگ طبیعی ایشان بر اثر بیماری سخن به میان آمده است. [۷۲]


وقتی امام حسین جنازه برادر را به سمت مرقد رسول خدا به حرکت در آورد تا با جد خویش تجدید عهد نماید، عایشه، مروان و همراهانش از طائفه بنی امیه [که می‌پنداشتند آنها قصد خاکسپاری وی کنار قبر پیامبر(ص) را دارند] مسلح به پیش آمدند که مانع دفن وی کنار پیامبر(ص) شوند. چیزی نمانده بود که میانبنی هاشم و بنی امیه درگیری ایجاد شود که ابن عباس مانع درگیری شد. بدین ترتیب، جنازه امام حسن را به بقیع انتقال داده و در جوار جده‌اش فاطمه بنت اسد، به خاک سپردند.[۷۳]

ابوالفرج اصفهانی گزارشی را نقل می کند که در آن عایشه بر استری سوار شده و مانع دفن امام حسن(ع) در کنار پیامبر(ص) می‌شود. بر همین اساس به وی گفتند روزی بر قاطر سوار شدی و روزی بر جمل [۷۴]


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 17 آذر 1394 | 02:18 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 9 ::      ...   4   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic