پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

مهدی(عج) از فرزندان من است، نامش نام من(محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. 

(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.


 نام پدر ومادر امام زمان (ع):

نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)

مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند

تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) 
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان 
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده 
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد 
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است 

مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون 

سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است

 


 

دوران زندگی

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


برچسب ها: امام زمان(عج)،  

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
 


قرآن کریم خطاب به مومنین می فرماید: «قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا [تحریم/۶] خود و خانواده خود را از آتش حفظ کنید». 

در روایات ذیل آیه شریفه می خوانیم كه «شیوه حفظ خانواده از آتش دوزخ، امر به معروف و نهى از منكر آنان است كه اگر قبول كردند، آنان را از آتش حفظ كرده‏ اى و اگر نپذیرفتند، توبه وظیفه‏ ات عمل كرده ‏اى».[۱]
و در آیات متعدد دیگر رسالت انسان در برابر خانواده و خویشانش را اینگونه بیان می کند.

«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا [طه/۱۳۲] خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شكیبا باش».

«وَأَنذِرْ عَشِیرَتَكَ الْأَقْرَبِینَ [شعراء/۲۱۴] خویشاوندان نزدیكت را انذار كن».

«إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ [طور۲۶] ما در میان خانواده خود بیمناک بودیم». 

«إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ [زمر/۱۵] زیانكاران واقعی كسانی هستند كه سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده ‏اند».
و در سفارشی مفصل حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به حولاء «زینب العطاره» وظایف متقابل زن و شوهر را بیان می فرمایند که در بخشی از آن آمده است:
«ای حولاء! هر زنی به خدا و روز آخرت ایمان دارد، زینتش را برای غیر شوهر قرار ندهد و سینه ‌ها و دستبندهایش را برای غیر آشکار نسازد. اگر چنین کند و چیزی را برای غیر شوهرش قرار دهد، به راستی که دین خود را فاسد کرده و خشم خدایش را بر خود وارد ساخته است.».[۲]
حال اگر زنی به این توصیه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اعتنایی نکرد و همچنان در گمراهی خود به سر می برد، از لحاظ شرعی شوهرش چه وظیفه ای نسبت به او دارد؟  


تاریخ : یکشنبه 18 بهمن 1394 | 02:49 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات



در ارتباط با رابطه و پیوند دو جنس مخالف به طور كلی سه دیدگاه مطرح است:
1.  
دیدگاه افراطی: در این نگرش هر گونه ارتباطی با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رویكرد لیبرالیستی)
به بیان دیگر هیچ گونه حد و مرزی برای این پیوندها وجود ندارد و آزادی مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فروید و پیروان وی مدعی هستند. اخلاق جنسی کهن بر اساس محدودیت و ممنوعیت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است از ممنوعیت‏ها و محرومیت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏های ناشی از این ممنوعیت‏ها که در ضمیر باطن بشر جایگزین گشته، آمده است. برتراند راسل نیز در اخلاق نوینی که پیشنهاد می‏کند، همین مطلب را اساس قرار می‏دهد.
راسل در کتاب«جهانی که من می‏شناسم» می‏گوید: «اگر از انجام عملی [رفتار جنسی] زیانی متوجه دیگران نشود، دلیلی نداریم که ارتکاب آن را محکوم کنیم» (جهانی که من می‏شناسم، ص 68)


2.  
دیدگاه تفریطی: بر پایه این رویكرد، هر گونه ارتباط و پیوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش می‏باشد.
این دیدگاه درست در مقابل دیدگاه افراطی است.
برترانت راسل، فیلسوف اجتماعی مشهور معاصر می‏گوید: «عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسیحیت و دین بودا پیروز شد عقیده مزبور نیز تفوّق یافت». وستر مارک مثال‏های زیادی از این فکر عجیب مبنی بر این که «چیز ناپاک و تباهی در روابط جنسی وجود دارد» ذکر می‏کند.
در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است ادیان و راهبانی بوده‏اند که طرفداری از تجرد می‏کرده‏اند، مانند اسنیت‏ها در میان یهودیان ... و بدین طریق یک نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد.» (کتاب زناشویی و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جای دیگر می‏گوید: پدران کلیسا از ازدواج به زشت‏ترین صورت یاد کرده‏اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد، بنابر این ازدواج که عمل پستی شمده می‏شد بایستی منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشویی را فرو اندازید» این عقیده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)


3. 
دیدگاه اعتدالی: بر اساس این دیدگاه نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و نه محدودیت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بین دو جنس مخالف در یك چهارچوب [Context] مشخص تعریف شده است.
دیدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالی) است. 


پیامدهای روابط دختر و پسر پیش از ازدواج

از دو منظر روانشناسانه [
Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] می‏توان به این امر پرداخت.
به طور كلی روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب‏ها اشاره می‏شود:

1.
 
فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شكل می‏گیرد، ولی با كمی دقّت فهمیده می‏شود، روح حاكم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی كور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را كور و كر می كند.
در حالی كه تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را كور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یك تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها كه در فضایی آكنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندی مشترك را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.


2.
  
ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشكلی را برای دختران و پسران حل نمی‏كند بلكه بر مشكلات آنان می‏افزاید. 
این گونه دوستی‏ها  و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شكل‏گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود می‏گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از كجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از كجا معلوم كه در آینده با این كه همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نكند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سریع منجر به طلاق و جدایی می‏گردد.
بر اساس یك یافته پژوهشی در آمریكا، زوج‏هایی كه پیش از ازدواج با یكدیگر زندگی می‏كنند زندگی زناشویی آنها با مشكلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏شود. به گزارش ایسنا، دكتر «كاترین كوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی  كه پیش از ازدواج با یكدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به یكدیگر بسیار بدبین هستند. كوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است كه زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی كه با یكدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق می‏شود. وی در پایان گفت: می‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏شود [روزنامه جمهوری اسلامی – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5] 

3.
 
افت تحصیلی یا ركود علمی: این گونه روابط باعث می‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏های حضوری و تلفنی خود بكنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمركز نیروهای فكری وروحی است.
دل‏مشغولی و اضطرابی كه در اثر این گونه پیوندها پدید می‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ها توصیه می‏كنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بیشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.


4.
 
عدم اسقبال از تشكیل كانون خانواده: این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شكل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاك با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط كه مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید كه این روابط عادی شده و به جدایی می كشد. حس تنوع طلبی  انسان از یك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشكیل خانواده نروند جامعه‏ای كه از تشكیل كانون خانواده استقبال نكند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شكوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و كمالات والای انسانی در پرتو تشكیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.

5.
  
اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر این وجود چنین دلهره‏ها و اضطراب‏هایی که گاهی لطمه‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.


6.
 
محرومیت از ازدواج پاك: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاكی‏ها و نجابت است. دخترانی كه در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند. در پایان به چند پرسش اساسی اشاره می‏شود:
1.       
به نظر شما یك رابطه و پیوند مطلوب چه ویژگی‏هایی دارد؟
2.       
آیا روابطی كه بر پایه هوسرانی‏ها و سرگرمی‏های زودگذر است، می‏تواند روابطی پایا و پویا باشد؟
3.       
آیا هر انسانی با هر صفت و ویژگی شایسته ارتباط و دوستی است؟
4.       
آیا پسندیده نیست كه انسان سرمایه عشق و محبت خود را برای زندگی آینده خویش پس انداز کند.




تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1394 | 07:31 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


 آقـــا اجـازه ! دلــــــزده ام از تمـــــام شـهر


بی تــــو دلـــ♥ـــم گرفته ازایـن ازدحـام شــهر


آقـا اجـازه! دست خودم نیــست خســـته ام


در درس عشــــ♥ـــق من صـفِ آخـــــرنشسته ام


در این کلاس ، عاطــــــفه معنــــــا نمیـدهد


اینـجا کـسی بـرای تـــــو برپـــــا نمیــــــدهد


آقـــــــا اجــــازه ! بغـــــض گرفتـه گلویمان


آنقـــــــدر رد شدیم که رفـــت آبرویمان



تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


دكتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می كند كه: وقتی در «مؤسسه اسلامی نیویورك» مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد كه می خواست مسلمان شود؛ گفتم برای پذیرفتن اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق كنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید كه دین اسلام دین حق است می توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه كرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه كرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نكیند من می روم و در وسط سالن داد می زنم و می گویم: من مسلمانم!»
گفتم حالا كه در پذیرفتن اسلام مصمم شده اید فردا كه روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بین مراسم گفتم این خانم می خواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یكی از حضار گفت: «لابد این دختر عاشق یك پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمی دهد می خواهد به صورت صوری مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشكرم! ولی این طور كه شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام، مطالعه گسترده ای داشته است. به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست كه می دانم هیچ كدام از شما چیزی از آن نمی دانید ولی این دختر خانم می داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده وی كه مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیت او كردند. این آزار و اذیت ها روز به روز بیشتر می شد به حدی كه مجبور شدم با حضرت «آیه الله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: «آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟» گفتم: «بی خطر هم نیست.» فرمودند: «پس شما به ایشان بگویید می تواند روسری خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: «می توانید روسری خود را بردارید.» او پرسید: «آیا این حكم اولیه است یا حكم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حكم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است.» گفت: «اگر روسری خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آیا من شهید محسوب می شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را بر نمی دارم هر چند در راه حفسظ حجابم جانم را از دست بدهم.»

البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف نظر كردند.



تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | 07:21 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


میر حاج امینی از جمله دلاورمردان عرصه دفاع مقدس است.

وی در عملیات کربلای ۵ و در شلمچه،جنوب کانال پرورش ماهی در تاریخ ۱۰ اسفند ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.

دو عکس از شهید امیر حاج امینی بیسیم‌چی گردان انصار از لشگر۲۷ محمد رسول الله (ص)است،

که توسط آقای احسان رجبی به ثبت رسیده است.

این دو عکس ازجمله تاثیرگذارترین عکس‌های گرفته شده از شهدای دفاع مقدس است.

نقل قولی از برادر شهید:

روزی سر مزار امیر نشسته بودم دیدم جوانی با ظاهری حزب‌اللهی مانند کنار من آمد و گفت:

«شما با این شهید نسبتی دارید؟!»

گفتم: «من برادرش هستم»،

او گفت: «حقیقتش من از اول مسلمان نبودم اما بنا به دلایلی

به اجبار و به ظاهر مسلمان شدم اما قلباً مسلمان نشده بودم

تا اینکه برحسب اتفاق عکس برادر شما را دیدم،

وقتی عکس را دیدم حال عجیبی به من دست داد. انگار این عکس با من حرف می‌زد،

پس از آن قلباً به اسلام روی آوردم و الآن مدتی است که هر پنج‌شنبه به اینجا می آیم.»-بهشت زهرا/ قطعه۲۹٫

1022

وصیت نامه شهید امیر حاج امینی:

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.

بعد از مدت‌ها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می‌دهد،

برای رهایی از این زجر، به این نتیجه رسیده‌ام و آن در این جمله خلاصه می‌شود: ” خدایا! عاشقم کن.”...



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

  

پیرمردی توی حرم به جوانی گفت سواد ندارم
.
.
لطفا برایم زیارتنامه بخوان…


.
.
جوان شروع کرد به خواندن…
.
.
سلام داد به معصومین تا امام عسکری(ع) 
.
.
سپس جوان پرسید:امام زمانت را میشناسی؟ 
.
.
پیرمرد پاسخ داد:چرا نشناسم؟ 
.
.
گفت:پس به او سلام کن
.
.
پیرمرد دستش را بر سینه گذاشت و گفت:
.
.
السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری 
.
.
جوان لبخند زد:
.
.
و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته
.
.
مبادا امام زمانمان کنارمان باشد و او را نشناسیم!!!
  

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : سه شنبه 6 بهمن 1394 | 07:47 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


نماینده دیگران شدن، و به مجلس وارد شدن صرفا رسیدن به یک پست و مقام دنیایی نیست، بلکه امری است که با امانت و امانت داری ملازمه تنگانگ دارد. چنان‌چه امیر المومنین (علیه السلام) در این زمینه خطاب به یکی از فرماندارش می‌فرمایند: «وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَیْسَ لَكَ‏ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِی عُنُقِكَ أَمَانَة [۱] فرمانداری برای تو، وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی در گردن توست».
لذا از یک طرف رأی دهندگان وظیفه مهمی در این زمینه دارند که این امانت را به دست اهلش بسپارند، چنان‌چه حق‌تعالی می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها [نساء/۵۸] خدا قاطعانه به شما فرمان مى‏‌دهد كه امانت‏‌ها را به اهلش برسانید». و این یعنی شناختن معیارهای لازم مانند تدین، تخصص، شجاعت، بصیرت، اعتقاد به انقلاب، نظام، قانون اساسی، عدم همنشینی با ثروتمندان و قدرتمندان، برخورداری از اخلاق اسلامی و در یک کلمه انتخاب «اصلح».
مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرمایند:
«به نظر من مهم‌ترین شرایط نماینده عبارت است از این‌که متدیّن، کارآمد، دلسوز و شجاع باشد.
اگر این چهار شرط در نماینده‌اى جمع شد،‌‌ همان کارى را که شما آرزو و توقّع دارید، انجام خواهد داد. نماینده باید متدیّن باشد. بى‌دینى و بى‌تقوایى چیز بدى است؛ هرجا باشد، انسان را آسیب‌پذیر مى‌کند. اگر در جاى حسّاس باشد، آسیب‌پذیرى آن بسیار گران تمام خواهد شد. نماینده باید کارآمد هم باشد. بعضی‌ها متدیّن هستند، اما از آن‌ها کارى ساخته نیست. باید به‌گونه‌اى باشند که بتوانند وظایفى را که بر عهده‌شان قرار دارد، انجام دهند.
سوم این‌که دلسوز مردم - بخصوص طبقات محروم - باشد و براى آن‌ها کار و فکر کند... نامزدهاى انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال این‌ها نکنند. اگر کسى وامدار دستگاه‌ها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، دیگر نمى‌تواند براى مردم دلسوزى کند. پس دلسوزى هم یک شرط بزرگ است.
شرط چهارم این است که نماینده‌ مردم باید شجاع باشد. این ملت، ملت شجاع و آزاده‌اى است؛ ملتى است که تهدید قدرت‌هاى متکبّر جهانى او را به عقب نمى‌نشاند؛ بنابراین نماینده‌ او هم باید شجاع باشد و نترسد؛ شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذیرش حرف حق».
از طرف دیگر کسانی که انتخاب می‌شوند باید بسیار مراقب باشند که نسبت به این امانت سنگین، کوتاهی و خیانت ننمایند. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون [انفال/۲۷] اى كسانى كه ایمان آوردید، زنهار (در كار دین) با خدا و رسول و در امانت‌هاى خود با یكدیگر خیانت مكنید در صورتى كه مى‏‌دانید».
خیانت در این امانت، یعنی به وعده‌های انتخاباتی عمل ننمودن و یا خلاف آن رفتار کردن، دروغ گفتن، آب به آسیاب دشمن ریختن که این امور نشان دهنده منافق بودن شخص است. چنان‌چه پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این زمینه می‌فرمایند:
«ثَلاثٌ مَن كُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَ اعتَمَرَ و َقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ كَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ [۳] سه چیز است كه در هر كس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگوید من مسلمانم، كسى كه هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى كه وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید».
بنابراین باید دو طرف مراقب باشند که در سپردن این امانت و حفظ آن نهایت دقت را داشته باشند. 
..................................... 
پی‌نوشت:
[۱]. شریف الرضى،محمد بن حسین‏،نهج البلاغة(للصبحی صالح)،ص۳۶۶،هجرت‏،قم‏،۱۴۱۴ق.
[۲]. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای.
[۳]. پاینده،ابو القاسم‏،نهج الفصاحة،ص۴۲۲،دنیاى دانش‏،تهران.


تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 10:35 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات









تاریخ : دوشنبه 5 بهمن 1394 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات



در منابع حدیثی شیعه و سنی، از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده است که حضرت فرمودند: «مَن ماتَ و لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِه، ماتَ میتۀً جاهلیه: کسی که بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است».[۱] همین مضمون در احادیث دیگر با عبارت‌های گوناگون بیان شده است.[۲] اگر مجموعه نقل‌های حدیث، در منابع روایی شیعه و اهل سنت را در نظر بگیریم، بدون شک، مفاد و مضمون حدیث، متواتر و مفید یقین است. گذشته از این که تعدادی از نقل‌های آن، از نظر سند، صحیح و معتبر است.[۳]

این حدیث، به روشنی بر وجود حضرت ولی عصر، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) دلالت می‌کند، به این صورت که:
۱. این سخن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشان دهنده‌ی جایگاه بلند امامت در جهان‌بینی اسلامی است؛ چرا که بر اساس این حدیث، اصل اسلام و ایمان انسان، بستگی به شناخت او از امام زمانش دارد، تا جایی‌که اگر کسی امامش را نشناسد و با این حال از دنیا برود، زندگی او به زندگی جاهلیت پیش از اسلام مبدّل می‌شود.

۲. از آن‌جا که اصل اسلام و ایمان انسان، با شناخت او از امام زمانش رابطه تنگاتنگی دارد، بنابراین امامت، مسأله‌ای فراتر از رهبری سیاسی است؛ به عبارت دیگر، این که امامت را تنها به رهبری سیاسی جامعه اسلامی برای اجرای حدود و احکام الهی و دفاع از مرزهای کشور اسلامی محدود کنیم، با این حدیث نبوی و جایگاهی که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای امامت، ترسیم کردند، سازگاری ندارد. آیا درست است که گفته شود کسی که رهبر سیاسی جامعه مسلمین را نشناسد، به مرگ جاهلی خواهد مُرد؟ اساساً آیا ممکن است کسی حاکم سیاسی جامعه خود را نشناسد؟ شناختن حاکم و رهبر سیاسی کار سختی نیست و حتی کودکانی که به درجه‌ای از فهم و درک می‌رسند نیز می‌توانند رهبر سیاسی کشورشان را بشناسند و تشخیص دهند. آیا شناخت رهبر سیاسی که کاری ساده است، نیاز به این داشت که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مسلمانان را به آن امر و مکلَّف به آن کند؟

۳. بر اساس این حدیث، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر مسلمانان تکلیف می‌کند که امام زمان‌شان را بشناسند. این تکلیف و دستور، زمانی درست است که در هر زمانه‌ای امامی باشد تا بتوان مسلمانان را امر به شناخت امام کرد؛ و گرنه اگر زمانه‌ای باشد که امامی در آن زمان وجود نداشته باشد، مکلَّف کردن انسان به شناخت کسی که وجود ندارد، تکلیف به کاری نشدنی و به اصطلاح «تکلیف بما لایطاق» است. مؤیِّد این مطلب، این است در برخی نقل‌های این حدیث، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند: «کسی که امام زمانش را نشناسد»؛ یعنی هر زمانه‌ای امامی دارد و هر کسی باید امام زمانی که مربوط به زمان اوست را بشناسد. به عبارت فنی‌تر، ضمیری که در کلمه «زمانه» آمده است به کلمه «مَن» باز می‌گردد و این یعنی هر زمانی، امامی دارد و هیچ گاه زمان، خالی از امام نخواهد بود.

۴. در میان دیگر مذاهب اسلامی، امامی با این ویژگی که اصل اسلام انسان‌ها به شناخت او بستگی داشته باشد و اکنون نیز موجود باشد، معرفی نشده است. و تنها مکتب تشیّع که به پیروی از عترت و اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مفتخر است، چنین امامی را به عنوان امام این عصر و زمانه، معرفی می‌کند.

در نتیجه:
بنابر آن‌چه گفته شد، این حدیث نبوی به روشنی دلالت دارد بر این که در هر زمانه‌ای امامی باید باشد و مردم باید آن امام را بشناسند، و گرنه مرگ آن‌ها، مرگ جاهلی خواهد بود، و آن امام، همان امام زمان، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است که اکنون زنده و حاضر است.
___________________________
پی‌نوشت:
[۱]. برای نمونه: تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد، قم، انتشارات الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق، ج ۵، ص ۲۳۹؛/ و علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، ۱۴۰۴ ق، ج ۲۳، ص ۷۶ – ۹۵.
[۲]. برای نمونه: صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۴۷۸، کتاب الأماره، ح ۵۸ (۱۸۵۱)؛/ علامه مجلسی، بحار الانوار، همان.
[۳] . ربانی گلپایگانی، علی، تحلیل و بررسی مرگ جاهلی و معرفت به امام زمان، فصلنامه انتظار موعود، سال دوازدهم، شماره ۳۸.



تاریخ : چهارشنبه 30 دی 1394 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
سید محمد رضی‌زاده در وبلاگ دل‌آباد نوشت: شاید تا همین چند سال پیش، یکی از سخت‌ترین روزها و لحظه‌های زندگی‌ات، آن وقت‌هایی بود که فیلم دوربین عکاسی‌تان را پیش عکاس‌باشی شهر می‌بردی تا عکس‌های خانوادگی‌تان را ظاهر کنی.



با وجود تمام شوقی که برای ظاهر شدن عکس‌ها داشتی، اما باز حاضر بودی کس دیگری جای تو برود پیش عکاس‌باشی تا تو بیش از این خجالت نکشی. اما این راهکار نیز افاقه نمی‌کرد، آخر هرچه باشد او نامحرم بود.

آن روزها نه پوشیده بودن عکس‌های تو و دیگر اعضای خانواده، و نه محجوب و ناچار بودن عکاس باشی  که دست قضای روزگار او را مشغول به آن شغل کرده بود هیچکدام نمی‌توانست از اضطراب و معذب بودن تو، در وقت ظاهر شدن عکس‌ها پیش نگاه عکاس‌باشی بکاهد.

امروز اما تو خودت عکس‌ها را بی‌هیچ اجبار و ناچاری تنها با یک لمس ساده، ظاهر می‌کنی و بجای چشمان عکاس باشی شهر، این‌بار هزاران نامحرم شاهد سیمای تو می‌شوند. گذر روزگار چه‌ها که بر سر آدمی نمی‌آورد. می‌بینی خواهرم؟

این روزها نامحرمان برای ورود به حریم قلبت، تو را با لفظ «بانو» خطاب می‌کنند و با گفتن «چقدر بهتون میاد»، حجابت را ستایش می‌کنند! تو نیز در این میانه با حجابت فخر می‌فروشی و با این توصیفات خشک و خالی، حالی به حالی می‌شوی و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجی!

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 07:50 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات




اگر متأهل نیستی متعهد باش …!

➖متعهد به خداوند

➖متعهد به آبروی پدرت

➖متعهد به غیرت برادرت

➖متعهد به رنج هایی که مادرت برای خانوم شدن تو کشیده است.

➖متعهد به زن بودنت پاک و زلال بودنت

                                                                                           

➖متعهد به ارزش و لیاقت بالایت

➖متعهد به شعور و فهم خودت باش

✔هر چه دست نیافتنی تر باشی خواستنی تری

بانو ♔

خودت را دست کم نگیر!!


بانو ♔

✔حجابت را زیباییت قرار ده، نگاهت را، نجابتت را ارزان به حراج چشمان ناپاکان مگذار

✔درک حسینی و بصیرت زینبی داشته باش …




تاریخ : پنجشنبه 24 دی 1394 | 09:35 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

...جوان بود، با وسوسه دوستش به پارکی  رفت که زنان و دختران بی‌حیا آنجا رفت و آمد می‌کردند، زنانی که به راحتی با دیگران رابطه برقرار می‌کردند و، خود فروشی کار روز و شبشان بود، در گوشه‌ای از پارک روی صندلی به انتظار وصالی شیطانی نشست.

پیرمردی ژولیده‌ که پارک را نظافت می‌کرد در حین جارو کردن، نگاه عمیقی به جوان انداخت و با مهربانی پیش او رفت و گفت: پسرم، چند سال داری؟ جوان با نگاهی مغرورانه گفت: بیست سال، پیرمرد دلسوز پرسید: برای اولین بار اینجا می‌آیی؟ جوان گفت: بله
پیرمرد آه پر دردی از ته دل کشید و گفت: می‌دانم برای چه کاری اینجا آمده‌ای؛ به من هم مربوط نیست، ولی پسرم، آن تابلو را بخوان.
پسرک به طرف تابلو رفت که در قالبی چوبی و کهنه به درختی آویخته شده بود. و رویش نوشته شده بود:
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی                 صبر کن تا پیدا شود گوهر شناس قابلی
آب پاشیدن، بر زمین شوره زار، بی حاصل است    صبر کن تا پیدا شود، زمین بایری

پیرمرد که سرد و گرم روزگار را چشیده بود و عاقبت بی‌توجهی به دستورات خداوند سبحان و ائمه اطهار را دیده بود، با قطرات اشکی که روی گونه‌هایش می‌غلطیدند گفت: پسرم، روزگاری که من به سن تو بودم، به اینجا آمدم، چون کسی را نداشتم که سفارش شیطان به حضرت موسی (علیه‌السلام) را به گوشم برساند، شیطان گفت:
«اى موسى! با زنى که به تو حلال و محرم نیست خلوت مکن؛ زیرا هیچ مردى با زنِ نا محرم، تنها نشد، جز این که من شخصاً، و نه یارانم، با او باشم» [۱]
کسی به من نگفت لذت‌های آنی، غم‌های آتی در بر دارد، بهترین لحظات در ترک شهوت‌های حرام و روابط نامشروع است، امام علی (علیه السلام) می‌فرماید:
«جان‌هاى خود را از آلودگى شهوت‌ها پاك سازید، تا به درجات بلند دست یابید.»

ترک شهوت‌ها و لذت‌ها سخاست     هر که در شهوت، فرو شد، بر نخاست
پسرم تو اکنون جوان هستی و راه طولانی در پیش داری، ارضای غرایز جنسی از راه حرام و خارج از قوانین الهی، مانند لیسیدن عسل از روی لبه شمشیر است، این گونه ارضا شدن شیرینی چون عسل دارد، اما در چشم بر هم زدنی زبان را به دو نیم تقسیم می‌کند، در حالی که لذت واقعی برای کسانی است ارضای شهوتِ خدادادی از راه حرام کنار گذاشته و در بسیاری از موارد با روزه و کم خوری و ... در مقابل خواهش‌های نفسانی می‌ایستند و در این صورت است که به لذت واقعی می‌رسند.
اگر لذتِ ترک لذت بدانی      دگر لذت نفس را لذت ندانی
پسرم من هم روزی مثل تو جوان بودم و خام، و شاید به حرف‌های بزرگان به دید تمسخر نگاه می‌کردم و خیال می‌کردم جوانان را درک نمی‌کنند، و با همین تفکر جوانی را صرف روابط نامشروع و نگاه‌های حرام کردم و دل و جانم را بیمار ساختم و اکنون سخت از گذشته خود پشیمانم و روزی صدها بار افسوس می‌خورم و با خود می‌گویم:
جوانی صرف نادانی شد و پیریُ پشیمانی    دریغا ،روز پیری آدمی هوشیار می‌گردد
پیرمرد که با هر کلامش دریایی اشک از چشمانش سرازیر می‌شد، دست بر پیشانی زد و به جارو کشیدنش ادامه داد، جوان که تازه فهمیده بود روابط خارج از دستورات خداوند چه پیامدهای سختی دارد، در حالی که شعر پیرمرد را زیر لب زمزمه می‌کرد:
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی ... از پارک رفت و فکر روابط نامشروع را برای همیشه از ذهنش دور ریخت.
............................
پی نوشت‌ها:
[۱]. «قالَ إبلیسُ لموسى علیه السلام: یا مُوسى لا تَخلُ بِامرَأةٍ لا تَحِلُّ لکَ؛ فإنّهُ لا یَخلُو رَجُلٌ بِامرَأةٍ لا تَحِلُّ لَهُ إلاّ کُنتُ صاحِبَهُ دُونَ أصحابِی» مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج‏۶۰، ص: ۲۵۲.
[۲]. «طَهِّروا أنفُسَكُم مِن دَنَسِ الشَّهَواتِ ، تُدرِكوا رَفیعَ الدَّرَجاتِ» تمیمى آمدی، عبد الواحد، تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، ص: ۲۴۱.

 



تاریخ : پنجشنبه 24 دی 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

شیعه انگلیسی به افرادی گفته می‌شود که نام شیعه را به یدک می‌کشند و در میان شیعیان حضور دارند، امّا خواسته یا ناخواسته به اجرای برنامه مشخصی که استکبار جهانی برای آنها تعیین کرده می‌پردازند. این جریان انحرافی مبانی فکری مشخّصی دارند که از این جهت با شیعه آل البیت(علیهم‌السلام) تفاوت مبنایی دارند؛ 

تشیّع انگلیسی برای به دست آوردن اهداف و غایات خاصّی به وجود آمده‌اند که در مطلب حاضر به بررسی این موارد می‌پردازیم:
۱. مهم‌ترین هدف این جریان، ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمین از طریق تکفیر اهل سنّت به بهانه‌های مختلف است. این جریان سعی دارد تا اهل سنّت را به عنوان دشمن اصلی شیعیان معرفی کند و در این راه از هر ابزاری استفاده می‌کند. از تفسیر به رأی روایات معصومین(علیهم‌السلام) گرفته تا ترجمه اشتباه و تقطیع آنها![۱]

۲. این جریان نزدیک شدن به غرب و حتّی اسرائیل را به عنوان راه‌کار مقابله با اهل سنّت پیشنهاد می‌کند![۲]

۳. از جمله اهداف این جریان تخریب چهرۀ تشیّع از طریق ترویج خرافه و اعمال دور از عقلانیّت است. پافشاری این جریان بر ترویج قمه زنی -که به قول خودشان امری مستحبّ است- و ایجاد روش‌های عزاداری‌ جدید و سبک‌های سخیف مداحی و نوحه‌سرای، برای همین هدف است.

از همان صدر اسلام، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و یاران و شیعیان‌شان به عقلانیّت و خردورزی شناخته می‌شدند و دوست و دشمن بر این رویکرد شیعه اذعان داشته است. جریان تشیّع لندنی همین چهره متفکّر شیعه را هدف گرفته و برای تخریب آن از طرق مختلف برنامه‌ریزی کرده است. برای رسیدن به همین هدف است که عوام‌زدگی را در بین جوانان شیعه ترویج می‌کنند و آنان را از دروس معقول مانند کلام و حکمت برحذر می‌دارند.

۴. از جمله اهداف این جریان می‌توان به تخریب مرجعیّت شیعه و روحانیّت بصیر که مدافعان راستین اسلام ناب محمّدی(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) هستند، اشاره کرد.
برای رسیدن به این هدف، ولیّ فقیه به عنوان حافظ خطّ اصیل تشیّع در زمان غیبت، در رأس حملات این جریان واقع شده و شدیدترین توهین‌ها و تهمت‌ها را نثار مقام معظّم رهبری و جریان‌های انقلابی ایران می‌کنند.

مبارزه با انقلاب اسلامی ایران از جمله راه‌بردهای اصلی این جریان است زیرا امام خمینی(رحمةالله‌علیه) وحدت کلمه مسلمین برای مبارزه با استکبار را از همان ابتدای نهضت اعلام کرده بودند و جریان تشیّع انگلیسی هم با وحدت مسلمین مخالف است و هم با مبارزه با استکبار!
مبارزه این جریان با جبهه مقاومت در سایر کشورهای اسلامی نیز از همین باب است.

تشیّع انگلیسی با وجود این‌که از نظر علمی نه نوشتار قابل دفاعی برای مبانی خود ارائه کرده و نه کرسی درس قابل ذکری در حوزه‌های شیعه دارد، امّا ادّعاهای بزرگی را در تقابل با حوزه‌های علمی شیعه در ایران، عراق، افغانستان و ... مطرح می‌کند و از این حیث دچار سلفی‌گری شدیدی است.

بنابر این به طور کلّی ایجاد تفرقه بین مسلمین، تخریب چهره مرجعیّت شیعه و مبارزه با انقلاب اسلامی ایران و رهبری عظیم الشأن آن از اهداف اصلی تشیّع لندنی است.

-------------------------------------
پی‌نوشت
[۱]. تقطیع روایت به معنای جداکردن یک قطعه از روایت و استفاده از همان قسمت است. این کار در همه جا مذموم نیست امّا در مواردی که باعث آسیب رساندن به معنای مراد معصومین باشد جائز نیست و مصداق دروغ بستن به ایشان است.
[۲]. این مطلب در مقاله یکی از حامیان این جریان در حوزه قم با نام مستعار عبدالله صالح به صورت صریح بیان شده است.



تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

قال رسول الله (ص): «المؤمن کیس الفطن الحذر؛ مؤمن عاقل و چیز فهم و محتاط است.»[۱]

در این روایت تعدادی از اوصاف مومن برشمرده شده است، کیس هوش خدایی و فطن هوش اکتسابی و حذر هم احتیاط در عمل است. این سه وصف نشان‌دهنده تدبیر مومن در عملکرد است تا فریب دام‌های دنیا را نخورد و چونان مرغ هوشیاری جان خود از بند دنیا به سلامت براهند. در هر عصر و زمانی وسایلی برای اغفال مردم وجود دارد که آنها را از هدف اصلی از حیات بازدارد اما مومن بجهت هوش و ایمانش در دام این شعبده‌های شیطانی نمی‌افتد.


در عصر ما وسایل ارتباط جمعی و فضاهای مجازی از جمله وسائل غفلت‌زا می‌باشند. البته باید تذکر داد که استفاده مثبت از این امکانات بسیار است اما نباید گرفتار شد و به تعبیر بهتر، اعتیاد پیدا کرد. متاسفانه ذخیره کردن رایگان مطالب از ساعت دو تا هشت صبح و همچنین سرعت بالای فضای مجازی در این ساعات سبب شده است که عده‌ای شب‌ها تا به صبح بیدار باشند و مشغول به فضای مجازی باشند و اگر ساعتی اینترنت آنها قطع بشود گویی عزیزی را از دست داده‌اند بخاطر شدت وابستگی به این فضای مجازی.


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات



همیشه بهترین‌ها آنانی‌اند که کارهای مناسب را در زمان و مکان مناسب انجام می‌دهند.
همیشه آن کس که بهترین گزینه را در زمان مناسبش انتخاب می‌کند، موفق است؛ از قهرمان‌های المپیک تا ناظم‌های مدارس، آن‌هایی بهترین‌اند که زمان و مکان انجام کارها را، به خوبی تشخیص می‌دهند و انجامش می‌دهند.
به گفته‌ی پیامبر بهترین زنان شما، زنی‌ست که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند؛ [۱]
آن زنی بهترین است که می‌داند زیبایی‌اش را در کانون گرم خانواده باید عرضه کند نه در خیابان‌ها، که می‌داند حجاب برای نامحرمان است.
این همان چیزی‌ست که در روزمرگی‌های امروز، گم شده است و شاید علتش از یاد بردن ملاک بهترین بودن است. گمان می‌کنیم بهترین زنان، آن است که آداب معاشرت خوبی با همگان حتی با نامحرمان داشته باشد و اسمش را روابط عمومی بالا می‌گذاریم؛ انگار جای همه چیز عوض شده است.
ای کاش بهترین ها را بهترین بدانیم.
______________________________________
پی‌نوشت:
[۱] بحار الانوار ج ۱۰۰،ص ۲۳۵


تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 04:04 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 9 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic