پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

مهدی(عج) از فرزندان من است، نامش نام من(محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. 

(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.


 نام پدر ومادر امام زمان (ع):

نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)

مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند

تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) 
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان 
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده 
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد 
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است 

مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون 

سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است

 


 

دوران زندگی

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


برچسب ها: امام زمان(عج)،  

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

مولا جان

سال‌هاست کنارمان بوده‌ای..

سال‌هاست که در کوچه‌ها و خیابان‌هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته‌ای

سال‌هاست برایمان دعا می‌کنی و واسطۀ فیض ما با آسمانی…!!!!

یا صاحب الزمان…!!!

امّا ما زمینیان، با صاحب و امام‌مان چه کردیم!؟

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌تان افزودیم…!؟!!!

یا بقیة الله…!!!!

ما همان‌هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم….

امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم…!!!!

ما همان‌هایی هستیم که در سایۀ نام شما، روزگار گذراندیم…..

امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم

آقاجان…!!!!

می‌دانم که همۀ حرف‌هایمان ادّعایی بیش نبوده است…

امّا……!!

ای گل نرگسم

با همۀ نبودن‌ها و ادّعاهایمان…!!!!

با همۀ بی‌مهری‌ها و ظلم‌هایی که در حق شما روا داشتیم…!!!!

باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم…!!!!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم….

امّا صدای دلنشین شما را نشنویم…!!!!

مهدی جان

بر ما گران است که الطاف شما را به عینه در زمین ببینیم….

ولی دشمن بر ما طعنه زند و حقایق بودن‌تان را انکار کند…

ای اَمان آسمان و زمینیان….!!!

بر ما بتاب ای خورشید امامت

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک…

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

✳اَللّهُــــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــــکَ الفَـــــرَج✳



تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 | 05:21 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند.
شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با (ص)مسیحیان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر (ص)طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر (ص)آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد.

وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر (ص) را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر (ص)اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1395 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن…

.
زانـوهـایـت را بغـل بگـیـر و یک دل سـیـر گــریـه کـن…

شــایـد لازم باشــد میـان گــریه هـایـت بگــویی

.
.:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::.

.
خــدایا! ببخـش آن گـناهـانم را کـه دعــایم را حــبـس کــرده اسـت



تاریخ : پنجشنبه 1 مهر 1395 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات




یــا صاحب الزمان

آقای مـن

مــولای مـن

از قـدیــم گفته انـد

” خلایـــق هــرچه لایــق ” بی راه نگـفـته انــد

اقرار می کنیم هنوز لیاقت حضور در محضر شما را پیدا نکرده ایم

که اگرغیر از این بود

هم اینک در زمان ظهـور و در حضور شما به سرمی بردیم

 از ماست که برماست ”

آری، ما مستحق بلای غیبتیـم ؛

سزاوار چنیـن سرنوشتی هستیم ؛

تــو را نخواســته ایم ؛ به بی امامی ” عــادت ” کـرده ایم ؛

هنــوز باورمان نــشــده

تا نیایی گره از کـار بشر وا نــشــود...

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395 | 03:06 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


پوشش هر فرد در اجتماع قسمتی از مهم‌ترین انتخاب‌های ارزشی و شخصیّتی اوست. دین اسلام به عنوان کامل‌ترین دین برای تمام جنبه‌های مؤثّر فردی و اجتماعی، قوانین و مقررات دقیقی قرار داده است که رعایت هر چه کامل‌تر آن‌ها باعث در امان ماندن فرد و جامعه از خطرات معلوم و یا ناشناخته‌ای است که ممکن است ضربات مهلکی را متوجّه فرد و جامعه کند. در این نوشتار به نتایج عدم رعایت پوشش مناسب در آخرت می‌پردازیم.

گناه بی‌حجابی و بدحجابی
باید قبول کنیم که در دنیای امروز ما هر چیز حق و درستی آن‌قدر مشابهات تقلّبی پیدا کرده است که گاهی باعث به وجود آمدن شک و تردید در اصل آن کار حق می‌شود. حجاب نیز یکی از این موارد درست و حق است. عدم رعایت پوشش مناسب اسلامی در اجتماع، گناه بزرگی است که مقدّمه انجام گناهان فراوان دیگر در جامعه و نیز باعث از بین رفتن فضای امن و ایمان، سلامت و اسلام در اجتماع می‌شود. دنیای امروز دنیای مُدپرستی و ظاهر آرایی است در حالی‌که کمتر به خطرات این ظاهرگرایی دقّت می‌شود.
از امام علی (علیه السلام)روایت شده که فرمودند:
« یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَات‏ [1]
در آخر الزّمان نزدیك به قیامت زنانى ظاهر می‌شوند: بى‏‌حجابان برهنگان، خود آراستگان‏ براى غیر شوهران، رها كردگان آئین، داخل‏‌شدگان در آشوب‌ها، قائلان به شهوات و مسائل جنسى، شتاب‏‌كنندگان به سوى لذّات و خوش‌گذرانى‏‌ها، حلال شمارندگان محرّمات الهى، و واردشوندگان در دوزخ».خالد در جهنّم هستند؛ یعنی کسانی که وارد جهنّم می‌شوند و از آن خارج نخواهند شد! گاهی حجاب به شکلی هست که انگار نیست و این از گناهانی است که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) اشاره شده است.

پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند:
« صِنْفانِ مِن أَهْلِ النارِ لم أَرَهُما بعدُ، قومٌ معهم سِیاطٌ كأَذْنابِ البَقَرِ یَضْرِبُون بها الناسَ، و نساءٌ كاسِیاتٌ عارِیاتٌ مائِلاتٌ مُمِیلاتٌ، رُؤُوسُهنَّ كأَسْنِمةِ البُخْتِ‏ المائِلَةِ، لا یَدْخُلَن الجنَّة و لا یَجِدْن رِیحَها، و إنَّ رِیحَها لَتُوجدُ من مَسِیرَةِ كذا و كذا؛ و هنَّ‏ اللَّاتی‏ یَمِلْنَ‏ خُیَلاءَ و یُصْبِینَ قلوبَ الرِّجالِ [2] دو گروه از دوزخیان هستند كه [همچون‏] آنها ندیده‌‏ام، گروهى كه تازیانه‌‏هایى چون دم گاو با خود دارند و با آن مردم را مى‏‌زنند و زنانى نیمه عریان،كه خود بى‏‌راهند و دیگران را هم از راه بى‏‌راه مى‏‌كنند، سرهایشان مانند كوهان شتر "بختى" متمایل است، وارد بهشت نمى‏‌شوند و بویش را در نمى‏‌یابند، حال آنكه بویش از چنین و چنان مسیرى قابل درك است و آن‌ها زنانی هستند که به عشوه‌گری و افاده میل دارند و دل‌های مردان را مایل به هوا و هوس می‌کنند».
نتیجه حجاب باید کنترل نگاه و به تبع آن کنترل شهوت‌ها بر طبق احکام اسلامی باشد؛ حال آن‌که حجاب‌هایی که به عنوان مُد روز کم‌کم وارد فضای جامعه اسلامی می‌شوند دقیقا هدف و نتیجه‌ای بر خلاف نتیجه مورد نظر از حجاب را باعث می‌شوند. آری! مانتوهای پشت‌نویسی شده و شلوارهای پاره و اقسام لباس‌های زننده دیگر که به جای این که نگاه مردهای آلوده را از خود دور کند؛ نگاه‌های سالم و پاک را نیز به سمت شهوت می‌کشاند و چه ظلم و گناهی بزرگتر از این که کسی انسان‌های پاک و فضای پاک جامعه اسلامی را آلوده به لجن شهوت و انحرافات اخلاقی کند؟!

لباسی برای بی‌حیای
به راستی استفاده از لباس‌هایی که نه تنها دور کننده نگاه نامحرمان نیست؛ بلکه چشم‌ها را خیره کرده و نگاه را در جستجوی لذایذ جنسی بدن زن به چراگاه شیطان می‌برد! چنین لباسی آیا حجاب است؟
دین اسلام نسبت به لباس پوشیدن دقّت ویژه‌ای دارد حتّی آداب خاصّی برای استفاده از لباس نو دارد که به یک نمونه آن اشاره می‌کنیم.
از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده که فرمودند:« وقتى خداوند به مؤمنى لباس نوى دهد باید وضوء بگیرد و دو ركعت نماز بخواند در هر ركعت سوره حمد و توحید و آیة الكرسى و انا انزلنا را بخواند، بعد خداوندى را كه عورت او را پوشانیده و او را در میان مردم بیاراسته سپاس گوید و "لا حول و لا قوة الا باللَّه" بسیار گوید، كه در این صورت در این لباس‏ گناه‏ نخواهد كرد و به تعداد تار و پود لباس فرشته‌‏اى برایش خواهد بود كه براى او تقدیس و استغفار نماید و بر او رحمت فرستد».[3]
آری لباس اثر خاصّی بر رفتار و اعمال انسان دارد و حتّی می‌تواند انسان را از خطاها و گناهان تا حدّ زیادی بازدارد و یا بالعکس می‌تواند انسان را به گناه وادار کرده و یا زمینه گناه را برای او و دیگر افراد جامعه به بارآورد. مثلا کسی که لباس یک پلیس را پوشیده است قطعا خود به خود نسبت به مقررات و قوانین مراقبت بیشتری پیدا می‌کند و دیگران نیز با دیدن او به تبعیّت از قانون سوق می‌یابند.
البتّه گاهی هم لباس و نحوه پوشیدن آن نوعی دعوت به گناه است. وقتی لباسی بدن را به طور کامل نمی‌پوشاند و یا بدن‌نماست و یا برجستگیهای بدن را نشان می‌دهد، دقیقا لباسی برای بی‌حیایی است؛ نه حجابی برآمده از حیا و برای حیا!.

راه‌کار
مسلّما یکی از وظایف حکومت اسلامی ایجاد و حفظ و حراست از فضای معنوی و سالم اجتماعی است. فهم این مطلب از طرف عموم مردم و به دنبال آن؛ مطالبه عمومی امنیّت فرهنگی در ابعاد مختلف از جمله حجاب اسلامی باعث خواهد شد تا حکومت نیز با پشتوانه اجتماعی مناسب هیچ‌گاه نتواند سیاست خود را در زمینه حجاب تغییر دهد و یا نسبت به آن کم‌توجّه شود. در این مسیر حضور انقلابی همه متدیّنین جامعه به خصوص در فضای مجازی برای پررنگ کردن و رسمیّت بخشیدن همه‌گیر به حجاب اسلامی بسیار مؤثّر و لازم است. یکی از محتواهای دینی که برای این منظور مفید و لازم خواهد بود تأکید بر نتیجه بی‌حجابی در آخرت و عذاب ناشی از آن است مثلا در حدیثی از پیامبر اکرم در مورد معراج، عذاب زنی که موهایش را از نامحرم نمی‌پوشاند اینچنین بیان شده است که حضرت فرمودند:« رَأَیْتُ امْرَأَةً مُعَلَّقَةً بِشَعْرِهَا یُغْلَى دِمَاغُ رَأْسِهَا ... أَمَّا الْمُعَلَّقَةُ بِشَعْرِهَا فَإِنَّهَا كَانَتْ لَا تُغَطِّی شَعْرَهَا مِنَ الرِّجَال‏ [4] زنى را دیدم به مویش در دوزخ، معلّق، آویخته بودند كه مغز سر او مى‏‌جوشید... آن فردى بود كه موى سر خویش از نامحرمان نمى‌‏پوشانید».

نتیجه این‌که؛ مانتوی پشت‌نویسی شده، لباس پاره و هر لباس انگشت‌نما و تحریک‌آمیز دیگری نمونه‌ای از بی‌حیایی در شکل بدحجابی است و عذابی دردناک و شاید ابدی را به همراه خواهد داشت.



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 10:41 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


همه ما انسان ها در زندگی دنیوی خود، بارهای سنگین و مختلفی را از زمین بلند کرده ایم. بعضی افراد بعد از دوره مشخصی از زندگی و طی مراحلی از ورزش و تمرین دارای قدرت بدنی خوبی می شوند، به طوری که به راحتی از عهده جا به جا کردن سنگین ترین بارها بر می آیند، این در حالی است که در این زندگی مادی بارهای سبک و سنگینی وجود دارد، که انسان روزی آرزو خواهد کرد که ای کاش هیچ وقت کوچک ترین آنها را بر نمی داشت و متحمل مشقت سبکترین آنها نمی شد.

خطرناک ترین کوله بارهای دنیا
گناه و معصیت از جمله خطرناک ترین کوله بارهای دنیا به شمار می آیند. کمتر کسی را می توان مشاهده کرد، که به نوعی توشه ای از این بار خطرناک را با خود به همراه نداشته باشد. به راستی اگر انسان به واقعیت و تبعات شوم کوله بار گناه آگاه بود، هیچ گاه به خود اجازه انجام کوچکترین گناهان را نمی داد. چه بسیار افرادی که به واسطه ی این زهر کشنده توفیق حیات و زندگی راحت و با آرامش را از خود سلب و آتش ماندگار و سوزان جهنم را برای خود خریداری کردند. در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله ) این چنین نقل شده است: «مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ وَ حَیَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَیَاتِهِ بِالْعُمُر؛[1] مرگ انسان‏ها در نتیجه گناهان، بیشتر از مرگ آنها در نتیجه فرا رسیدنِ اَجَل است».

تبعات شوم و خطرناک کوله بار گناه
بر خلاف بسیاری از کوله بارهای مرسوم دنیوی که نوعاً سود و سرمایه انسان را رونق می بخشد و شادی و طراوت را برای صاحبان خود به ارمغان می آورند، کوله بار گناه، از این چنین ظرفیتی برخوردار نیست؛ چرا که بدترین و شوم ترین آثار و پیامدها را برای افراد به همراه دارد، آثار شوم و خطرناک دنیوی و آخروی که هر یک می تواند افسوس و عذاب ابدی را برای انسان به دنبال داشته باشد.


1-عذاب های دنیوی: با مطالعه آیات به خوبی می توان با اقوام و گروه هایی آشنا شد که در حیات مادی و دنیوی خود گرفتار عذاب و بلایای دنیوی شده اند. آیات فراوانی از قرآن کریم گویای ارتباط گناه با عذاب ویرانگر دنیوی است؛ کما اینکه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «فَانزلنا عَلى الّذینَ ظلموا رِجزاً مِنَ السّماءِ بِما كانوا یَفسقُون؛[بقره/59] پس بر ستمكاران به سزاى بدكارى و نافرمانیشان عذابى سخت از آسمان فرو فرستادیم». همچنین در آیه دیگر خدای متعال می فرماید: «یرید اللّه ان یُصیبَهم بِبَعض ذُنُوبهم؛[مائده/49] خدا مى‏ خواهد آنان را به پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند». و درآیه دیگر می فرماید: «... فَاهلَكناهُم بِذُنوبِهم؛[انعام/6]آنها را به خاطر گناهانشان نابود ساختیم».

2-گرفتار شدن در عذاب سوزان جهنم: عذاب های مافوق تصوری که خدای متعال برای اهل جهنم بیان فرموده را نمی توان به راحتی تصور و تحمل کرد، این در حالی است که بسیاری افرادی گویی برای رسیدن به آن عذاب های ماندگار گوی سبقت از رقیبان خود گرفته اند، به طوری که روزی نیست که از انسان خاکی گناهی ثبت و ضبط نشود. « وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛[نمل/90] و هر كه بدى آرد، پس چهره‏شان را به آتش درافكنند- به رو در آتش افكنده‏شوند- آیا جز آنچه مى‏كردید پاداش داده مى‏شوید؟».

3-از بین رفتن سرمایه های معنوی و اخروی:  خاصیت و ماهیت گناه همانند آتش سوزنده و از بین برنده است. چه بسیار افرادی که در دنیا برای انجام اعمال صالح، خود را متحمل سنگین ترین کارها می نمایند، ولی به واسطه غفلت و بی مبالاتی در انجام نواهی و محرمات هر آنچه را ذخیره کرده بودند را به یکباره از دست می دهند. خدای متعال در قرآن کریم سخن از کسانی برده است که به واسطه ی فراموشی روز قیامت اعمالشان نابود شده است. «أُولئِكَ الَّذینَ كَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً؛[کهف/1105] آنانند كه به آیات پروردگارشان و دیدار او كافر شدند، پس كارهاشان تباه و نابود شد و از این‏ رو در روز رستاخیز براى آنها هیچ ترازویى ننهیم».

راه نجات از سنگینی کوله بار گناه و معصیت: بر اساس آموزه های قرآن و روایی یکی از مهمترین و زیباترین راه های نجات از کوله بار سنگین گناه، توبه و استغفار به درگاه الهی است. توبه و بازگشت به سوی خدای متعال نه تنها موجب آبادانی حیات اخروی افراد می شود، بلکه حیات مادی و دنیوی انسان گناه کار را نیز سامان می بخشد و آبروی از دست رفته انسان را به او بر می‌گرداند و انسان را نزد خدای متعال دوست داشتنی و عزیز می‌کند؛ کما اینکه خدای متعال در این خصوص می فرماید: ُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛[بقره/222] خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نیز) دوست دارد». در روایتی از در کتب روایی از امام علی(علیه السلام) خاصیت استغفار پاک شدن از بوی گندگناه معرفی شده است: «تَعَطَّرُوا بِالاستِغفارِ لا تَفضَحكُم رَوائحُ الذُّنوبِ؛[2] با آمرزش خواهی، خود را معطّر کنید تا بوی گناهان شما را رسوا نکند».

نکته ها و پیام ها:
1-انسان عاقل با دیدن ناپایداری حیات مادی به فکر توشه ای برای سرای ابدیت است، از این رو در پی این هدف از هیچ گونه کوششی دریغ نمی‌کند کما اینکه در روایتی از پیامبر اکرم این چنین نقل شده است. «فلِیَتَزَوَّدِ العَبدُ مِن دُنیاهُ لآِخِرَتِهِ، وَ مِن حَیاتِهِ لِمَوتِهِ وَ مِن شَبابِهِ لِهَرَمِهِ ، فَاِنَّ الدُّنیا خُلِقَت لَكُم وَ اَنتُم خُلِقتُم لِلخِرَةِ؛[3] انسان باید براى آخرتش از دنیا، براى مرگش از زندگى و براى پیرى‏ اش از جوانى، توشه برگیرد، چرا كه دنیا براى شما آفریده شده و شما براى آخرت آفریده شده ‏اید.
2-گناه و معصیت الهی، خطرناک ترین و شوم ترین کارهایی است که می تواند زندگی سخت و غیر قابل تحملی را در دنیا و آخرت برای افراد به ارمغان آورد.
3-بر اساس آیات و روایات گناه و معصیت الهی زمینه برای بلایای ارضی و سماوی فراهم می‌کند.



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 10:40 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

مسأله قیامت و چگونی محشور شدن موجودات از مسائل مهمّ معاد است زیرا هیچ انسانی دوست ندارد از سرنوشت خود بعد از این دنیا بی‌خبر باشد. حیوانات، در بسیاری جوانب زندگی انسان نقش دارند و یکی از سؤالات در مورد قیامت مسأله بودن یا نبودن حیوانات است. این مسأله از زوایای مختلفی اهمّیت دارد که به آن می‌پردازیم.

شعور  و فهم حیوانات
آیات قرآن کریم صراحتا ذکر و تسبیح همه موجودات عالم از جمله حیوانات را بیان می‌کند؛ مثلا می‌فرماید:
« تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏ [اسراء/44] آسمانهاى هفت‌‌گانه و زمین و كسانى كه در آن‌ها هستند، همه تسبیح او مى‏‌گویند و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏‌گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏‌فهمید».
تا موجودی فهم و درک نداشته باشد تسبیح و ذکر او معنایی ندارد و نمی‌تواند خدا را ستایش کند پس نتیجه این‌که همه موجودات عالم از جمله حیوانات نیز فهم و درک دارند. "یك حیوان هم- به طورى كه مى‌‏بینیم- در راه رسیدن به هدف‌هاى زندگى و به منظور تامین حوائج خود از سیر كردن شكم و قانع ساختن شهوت و تحصیل مسكن، حركات و سكناتى از خود نشان مى‏‌دهد، كه براى انسان، شكى باقى نمى‏‌ماند در این‌كه این حیوان نسبت به حوائجش و این‌كه چگونه مى‏‌تواند آن را برآورده سازد، داراى شعور و آراء و عقایدى است كه همان آراء و عقاید او را مانند انسان به جلب منافع و دفع ضرر، وا مى‏‌دارد. بلكه بسیار شده است كه در یك نوع و یا در یك فرد از یك نوع، در مواقع به چنگ آوردن شكار و یا فرار از دشمن به مكر و حیله‌‏هایى برخورده‌‏ایم كه هرگز عقل بشر آن را درك نمى‌‏كرد"[1]

دلیل حضور حیوانات در قیامت
قرآن کریم ملاک و دلیل کلی محشور شدن را رفع اختلاف و خصومت بیان کرده و می‌فرماید:
« ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَیْنَكُمْ فیما كُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُون‏ [آل‌عمران/55]سپس بازگشت شما به سوى من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داورى مى‏‌كنم‏»
پس در واقع دلیل برپایی محشر و قیامت انتقام از ظالم و پاداش به نیکوکار است؛ همچنان‌که در جای دیگر می‌فرماید:
« إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمینَ مُنْتَقِمُون‏ [سجده/22] مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت‏».
با دقّت در تفاوت‌های حیوانات  افرادى از حیوانات را مى‏‌بینیم كه در عمل خود ظلم مى‏‌كنند و افراد دیگرى را مشاهده مى‏‌كنیم كه رعایت احسان را مى‏‌نمایند از این رو به دلیل این آیات باید بگوییم كه حیوانات نیز حشر دارند.[2] پس حیوانات نیز اختلافاتی دارند که تنها راه حلّ آن ورود به قیامت است لذا؛ این آیه تنها مخصوص به انسان‌ها نیست بلکه یک قاعده کلی را برای اصل وجود قیامت بیان می‌کند.
دلیل دیگر برای حشر حیوانات این است که خداوند متعال در قرآن کریم به تشابه حیوانات با انسان‌ها اشاره می‌کند که یکی از آن موارد تشابه حشر آن‌ها در قیامت است لذا می‌فرماید:
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْكِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُون‏ [انعام/38] هیچ جنبنده‌‏اى در زمین، و هیچ پرنده‌‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏‌كند، نیست مگر اینكه امّت‌هایى همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این كتاب، فرو گذار نكردیم سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏‌گردند».
البتّه تصوّر محشور شدن حیوانات وابسته به تصوّر فهم و درک آن‌هاست که اشاره شد.
نکته مهمّی که در این‌جا قابل استفاده است اهمّیت دقّت ما انسان‌ها در رعایت حقوق مختلف به خصوص حقّ النّاس است زیرا در جایی که ظلم و خوبی حیوانات هم جزا داده می‌شود چرا ما انسان‌ها باید غافل باشیم؟!

شهادت حیوانات در قیامت
به غیر از خداوند متعال، انبیاء، اولیاء، ملائکه، اجنّه، اعضاء و جوارح انسان؛ اشیاء و حیوانات نیز در روز قیامت شهادت می‌دهند. زمین یکی از شهادت دهندگان است زیرا قرآن کریم می‌فرماید:
« یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها [زلزله/4] در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو مى‏‌كند».
حیوانات نیز شاهد بر اعمال ما هستند زیرا آن‌ها درک و فهم دارند و می‌توانند از انسان شکایت کنند.
هنگامى كه حضرت خاتم النبیین از غزوه بنى ثعلبة مراجعت می‌كردند، اشترى به آن جناب شكایت برد، حضرت فرمود می‌دانید این شتر چه می‌گوید؟ جابر گوید: ما گفتیم: خدا و رسول به اظهارات او داناترند، حضرت به اصحاب خود فرمودند:این شتر مى‏‌گوید: صاحب من مدّتى از من بار كشیده اینك كه پیر شده و پشتم زخم گردیده است، مى‏‌خواهد مرا بكشد و گوشتم را بفروشد. پیغمبر فرمود: ای جابر اكنون به همراه این شتر نزد صاحب او بروید، و او را با خود در این جا حاضر كنید، جابر گوید: عرض كردم: به خداوند سوگند من صاحب این شتر را نمى‏‌شناسم، فرمود: این شتر صاحبش را بشما معرفى خواهد كرد، جابر گوید: به اتفاق شتر رفتیم تا به محله «بنى حنظله» یا «بنى واقف» رسیدیم گفتم: كدام یك از شما صاحب این شتر هستید؟ یك نفر از میان جمعیت گفت: صاحب شتر من هستم. گفتم: هر چه زودتر نزد رسول خدا حاضر گردید، من و این مرد و شتر هر سه خدمت پیغمبر رسیدیم، حضرت فرمود: شتر شما از شما شكایت دارد و ادّعاهاى او از این قرار است، عرض كرد شترم راست می‌گوید، فرمود: پس اینك او را به من بفروش، عرض كرد: او را به شما بخشیدم، حضرت فرمود: او را بمن بفروشید. در این هنگام وى شتر خود را به حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله فروخت، پیغمبر پس از این‌كه شتر را از او خریدند با دست خود به صورت او زدند، و او را واگذاشتند تا در اطراف مدینه به آزادى بچرد، جابر گوید: این مرد پس از این جریان از ما جدا نشد، و هر گاه در صبح و شام خدمت پیغمبر می‌رسید، آن جناب عطایائى به وى مرحمت می‌فرمود. جابر گفت: من این شتر را بعد از این دیدم در حالى كه زخمش خوب شده و به حالت اولیه برگشته بود.[3]
بنابراین با ذکر روایت فوق به این نکته می رسیم که علاوه بر شعور داشتن حیوانات، آنها می توانند در قبال ظلمی که به آنها وارد شده، شکایت کنند.

انسان‌هایی که به صورت حیوان محشور می‌شوند!
در انتها با اشاره به روایتی به دو گروه از انسان‌ها که به شکل حیوانات مختلفی محشور می‌شوند می‌پردازیم.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در روایتی برای عاقبت 10 گروه از مسلمانان گریه کردند و فرمودند:« یُحْشَرُ عَشَرَةُ أَصْنَافٍ مِنْ أُمَّتِی بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ وَ بَعْضُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْخِنْزِیرِ[4] روز قیامت امت من در ده گروه مختلف محشور می شوند بعضی از آن‌ها به شکل میمون و بعضی دیگر به شکل خوک». سپس فرمودند:«أَمَّا الَّذِینَ عَلَى صُورَةِ الْقِرَدَةِ فَالْقَتَّابُ مِنَ النَّاسِ وَ أَمَّا الَّذِینَ عَلَى صُورَةِ الْخَنَازِیرِ فَأَهْلُ السُّحْت‏[5] امّا کسانی که به صورت میمون محشور می‌شوند افرادی هستند که از مردم سخن‌چینی می‌کنند و کسانی که به شکل خوک محشور می‌شوند افرادی هستند که اهل خوردن مال حرام هستند».
شیطنت، بازی‌گوشی احمقانه و مسخره‌آمیز بودن رفتار میمون از جمله تشابهات رفتاری کار سخن‌چینی با رفتار میمون است همچنین؛ اصل نجس العین بودن خوک و سرایت این نجاست به تمام امور زندگی نیز وجه تشابه رفتاری کار حرام‌خواری است که در این مورد قابل تأمّل است! باید بدانیم که قیامت، زمان تجسّم حقیقت اعمالمان است!

نتیجه این‌که؛ حیوانات نیز چون فهم و درک دارند؛ هم حقوقی دارند و هم شاهد اعمال ما هستند پس باید مواظب باشیم که حقّی از آنان را ضایع نکنیم و آنان را نیز ناظر اعمال خود بدانیم. گناهانی هستند که صورت انسانی روح را به صورتی حیوانی تبدیل کرده و در قیامت به همان شکل در معرض دید همه قرار می‌گیرند. نتیجه دیگر این‌که همه موجودات شاهد اعمال ما هستند حتّی جماداتی مثل گوشی تلفن، لپ‌تاپ و...!
پس در محضر خدا گناه نکنیم!



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1395 | 05:30 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
هر انسانی روزی به این دنیا می آید و روزی هم از این دنیا می رود، این آمدن و رفتن، تفاوت فاحشی با هم دارند چون آمدن به دنیا برای مدت کوتاهی خواهد بود ولی رفتن به آن دنیا ابدی و همیشگی خواهد بود. برای آماده شدن برای سفر همیشگی آخرت، انسان نیازمند به اعمال صالح و کردار شایسته خواهد بود.

آمادگی برای سفر
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَد؛[1]هر که دوری سفر آخرت را متذکر شده باشد (به آن اهمیت بدهد)؛ خود را آماده می کند»
همچنان که ما انسانها برای رفتن به یک سفر دو سه روزه دنیایی خود را آماده می کنیم، باید برای سفر ابدی آخرت به طریق اولی خود را آماده کنیم، ولی چه فایده که با مشغول شدن به قال و قیل دنیا از مهیا شدن به نحو مطلوب برای آن روز سخت غافل شده ایم.
امیر المؤمنین (علیه السّلام) در باره آماده شدن برای سفر آخرت می فرماید: اى مردم آماده حركت شوید خداوند شما را رحمت كند، اینك بانگ كوچ كردن در میان شما دمیده شده و خود را آماده مسافرت سازید. اكنون كه بانگ رحیل بلند شده چرا به دنیا چسبیده‏اید و از جاى خود حركت نمى‏كنید خداوند شما را بیامرزد برخیزید و وسائل سفر را تهیه كنید. [2]

برای مرگ اینگونه آماده شویم.
اگر ما بخواهیم خود را برای سفر بی بازگشت آخرت آماده کنیم؛ باید سخنان پیشوایان خود را مد نظر قرارداده و آنها را عملیاتی کنیم. از على (علیه السّلام) سؤال شد آمادگى براى مرگ چیست، فرمود: به جاى آوردن واجبات و دورى كردن از محرمات، و پیروى از مكارم اخلاق و بعد از این باكى نیست كه مرگ آدمى را بگیرد و یا آدمى به مرگ برسد، به خداوند سوگند على (علیه السّلام) باكى ندارد كه مرگ او را فرا گیرد و یا او به مرگ برسد. [3]


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 05:45 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

ولادت حضرت عبدالعظیم علیه السلام

محقق بزرگ مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی می نویسند: «بنابر نقل کتاب الخصائص العظیمیّه ولادت حضرت عبد العظیم علیه السلام در روز پنجشنبه چهارم ربیع الثانی سال 173 ق در مدینه واقع شده است». پدرش عبداللّه و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس به پرورش و آموزش او اهتمام زیادی داشته اند. عمده دوران کودکی او به تعلیم قرآن و ممارست در معارف اهل بیت علیهم السلام سپری شد.
منزلت حضرت عبدالعظیم علیه السلام
حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در دانش و تقوا به منزلتی رسید که همواره مورد احترام و اعتماد امام معصوم زمان خویش بود. نقل شده است که شخصی به نام اَبا حَمّاد رازی با تحمّل زحمت های فراوان خود را به سامرّا می رساند تا از امام علی النقی علیه السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش های حمّاد فرمودند: «ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمنا سلام مرا هم به او برسان». امام هادی در جای دیگر به شخصی از اهالی ری می فرمایند: «اگر قبر عبدالعظیم علیه السلام را که در نزد شماست زیارت می کردی مانند کسی بودی که امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است »


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1395 | 05:25 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

هشتم شوال سال 1344 ه.ق پس از سلطه دوباره ابنسعود و تسلط بر شهر مدینه در ماه رمضان همان سال شیخ عبدالله، قاضیالقضات خود را از مکه به مدینه اعزام کرد تا موضوع تخریب مقابر موجود در مدینه را با علما و سران این شهر مطرح و موافقت آنها را ولو به صورت ظاهری جلب کند و بدین منظور جلسه ای تشکیل شد. شیخ عبدالله از حاضرین پرسید: «درباره تخریب این گنبد و بارگاه ها چه می گویید»؟ بسیاری از آنها از ترس جانشان جواب ندادند، بعضی دیگر هم اظهار موافقت کردند. وهابی ها نیز مردم را با زور اسلحه جمع کرده و به سوی بقیع حرکت دادند و آنچه گنبد و ضریح در شهر مدینه و بیرون از شهر بود، ویران کردند. از جمله آنها گنبد و بارگاه ائمه بقیع، گنبدهای متعلق به عبدالله و آمنه، والدین پیامبر اسلام(ص)، قبر ام البنین مادر ابوالفضل العباس(ع)، اسماعیل پسر جعفر صادق(ع) و حرم دختران و همسران پیامبر اسلام(ص) و حرم ابراهیم فرزند پیامبر اسلام(ص) و گنبد مالک ابن انس و عثمان نیز تخریب شد. وهابی ها ضریح فولادی ائمه بقیع(ع)  که در اصفهان ساخته شده بود و بر قبور امام حسن(ع)، امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) قرار داشت از جای در آورده و بردند. آن ها از ترس عواقب کار خود، از تخریب حرم نبوی خودداری کردند. این روز بعدها به نام «یوم الهدم»در حافظه تاریخ ثبت شد...
اللهم عجل لولیک الفرج


تاریخ : چهارشنبه 23 تیر 1395 | 12:50 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


مقدمه
اعتقادات هر انسانی شالوده و زیر بنای شخصیّتی و هویّتی او را تشکیل می‌دهد. اصول دین یعنی ستون‌های زندگی انسان. اعتقاد به معاد نیز یکی از اصلی‌ترین باورهایی است که می‌تواند بر سبک زندگی و نحوه تعامل با اجتماع، تأثیر ویژه‌ای داشته باشد.
انسان‌ها دوست دارند که دیگران آن‌ها را دوست داشته باشند واین ابراز دوست داشتن به آن‌ها اعتماد به نفس و شخصیّت می‌دهد امّا نکته مهم این است که برای این کسب چایگاه اجتماعی و محبوبیّت نباید دست به هر کاری زد تا این نیاز دورنی برطرف شود. زیرا انتخاب غلط راه اشباع نیازهای روحی انسان نه تنها انسان را آرام نمی‌کند بلکه روح او را عذاب می‌دهد. در این نوشته به روش‌های غلط اشباع محبوبیّت‌طلبی زنان در عصر حاضر و رابطه آن با معادباوری  می‌پردازیم.

توحید؛ ریشه همه اعتقادات
احساس شخصیّت و ارزشمندی که به واسطه اعتماد و توکّل بر خداوند در تمام کارها به وجود می‌آید از هرگونه مشابه آن برتری دارد. به این معنا که احساس ارزشمندی در هر صورت با تکیه بر یک سرمایه قابل اتکاء انسان به وجود می‌آید؛ قدرت علمی، ثروت،زیبایی، مقام، شهرت و... شاخصه‌هایی هستند که انسان‌ها با برخورداری از این امتیازات ظاهری احساس کمال ظاهری کرده و ممکن است به آرامشی حدّاقلی دست یابند. امّا محبوبیّت در اثر اعتقاد راستین به خداوند قادر بی‌همتا با هیچ‌کدام از شاخصه‌های ذکر شده قابل مقایسه نیست زیرا خداوند یکتا با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. قرآن کریم می‌فرماید:
« لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ [شوری/11] هیچ چیز همانند او نیست‏»
و اساسا هر چیزی غیر از خداوند پوچ و وابسته است و تنها وجود مستقل و بی‌انتها خداست.
«كلُ‏ُّ مَنْ عَلَیهْا فَانٍ * وَ یَبْقَى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الجْلَالِ وَ الْاكْرَام‏ [الرحمن/26-27] همه كسانى كه روى آن [زمین‏] هستند فانى مى‏‌شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏‌ماند!»
اعتقاد به چنین خدایی به انسان نیرو و باور و اعتماد بی‌نهایت می‌دهد و این است گم‌شده اصلی بشریت در عصر حاضر.  در حدیثی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم که می‌فرمایند:
« َ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلَاصُهُ بِهَا أَنْ یَحْجُزَهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّه‏ [1] هر كس كه ذكر لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را با اخلاص بگوید، وارد بهشت مى‏‌گردد؛ و اخلاص در این مقام، آن است كه گفتن این ذكر شریف او را از معاصى و محرّمات الهى باز دارد».
با این وجود به نظر می‌رسد عدم معادباوری نقشی اساسی در گمراهی و یا انتخاب راه غلط معتقدان به خداوند متعال دارد. یعنی در دنیایی که بازار مادیّات و رفاه‌طلبی و دنیاپرستی بسیار داغ است، عاملی که می‌تواند به تعدیل نگاه دنیاگرایی انسان‌ها منجر شود، باور قلبی نسبت به اثرات شوم گناه در لحظات مرگ، قبر و قیامت است.

برهنگی در دنیا؛ لایک در قیامت!
یکی از هدیه‌های فرهنگ غربی که فرهنگی متأثر از باورهای شیطانی و دوری از معنویّت است و امروزه به‌خصوص در قالب تکنولوژی با تزئینات بسیار زیاد و به وسیله رسانه‌های پرطرطراق به خورد جوامع مختلف بشری داده می‌شود برهنگی و ترویج عمدی فساد اخلاقی است. در مسیر این هدف، راه شیطانی کسب محبوبیّت به خصوص برای زنان و دختران، ارائه زیبایی‌های جسمی آن‌ها به دیگران است.
فرهنگی که اگر چه خود، محصول هدف قرار داده شدنِ استحکامات عقاید دینی افراد جامعه است؛ امّا هدفی دوردست‌تر به نام استعمار و سلطه بر این جوامع را پیش‌رو دارد. راه‌اندازی فضای مجازی به عنوان نمونه یک تکنولوژی نو با کادوی ویژه فرهنگی غربی که یک مورد از آن فرهنگ برهنگی است به خورد جامعه ما داده می‌شود اتّفاقی که بیش از هر چیز اهمیّت توجّه به باورهای اسلامی به‌خصوص معاد یعنی مرگ، قبر و قیامت را یادآور می‌شود. به راستی برهنگی در این دنیا چه چیزی را در آن دنیا به ارمغان می‌آورد؟! پیامبر گرامی اسلام در معراج، عذاب‌های یک گروه از زنان را این‌گونه توصیف می‌کنند:
« وَرَأَیْتُ امْرَأَةً تَأْكُلُ لَحْمَ جَسَدِهَا... وَ أَمَّا الَّتِی كَانَتْ تَأْكُلُ لَحْمَ جَسَدِهَا فَإِنَّهَا كَانَتْ تُزَیِّنُ بَدَنَهَا لِلنَّاس‏ [2] زنی را دیدم كه گوشت بدن خود را می‌خورد،...و امّا آن زنى كه گوشت بدن خود را مى‏‌خورد آن بود كه خود را براى نامحرمان زینت مى‏‌كرد».
امروزه یکی از مصادیق بارز این روایت، پدیده تقریبا جدید انتشار تصاویر برهنه دختران و زنان در فضای مجازی است. تأسّف‌بارتر این‌که این کار چون در قالب تکنولوژی و نرم‌افزارهای غربی انجام می‌شود و یکی از اصول این نرم‌افزارها گرفتن لایک(پسند) بیشتر است لذا خودبه‌خود جریان خودنمایی و شهوت‌پرستی را با سرعت بیشتری به سمت فساد مطلق به پیش می‌برد و این است مکر شیطان!

تبیین حقیقت خودنمایی در قیامت
با توجّه به روایت فوق به تبیین منطقی حقیقت برهنگی و خودنمایی در فضای مجازی برای گرفتن لایک توسط دختران و زنان می‌پردازیم.
ظلم به خود
از آن‌جا که حقیقت این دنیا همان اتّفاقی است که برای روح انسان می‌افتد؛ ناگزیر، حقیقت این خودنمایی مجازی، ظلم به روح انسانی است. جایگاه روح انسان، اوج تقرّب به خدا و بهره‌مندی از مواهب معنوی غیرقابل وصف است چرا که خداوند می‌فرماید:
« فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدین‏ [ص/72] هنگامى كه آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، براى او به سجده افتید!»
با افتادن در این دام شیطانی، خود و دیگران را از این نعمت‌ها و جایگاه محروم می‌کند لذا این ظلم بالأخره حقیقت خود را در قالب خوردن گوشت بدن خود نشان می‌دهد.

نفرت روح
روح انسانی ذاتا از بعضی از گناهان نفرت بیشتری دارد یک مثال آن غیبت‌ کردن است که قرآن کریم این‌چنین می‌فرماید:
« أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوه‏ [حجرات/12] آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر كراهت دارید».
جلوه‌گری برای نامحرمان نیز ماهیّتی نفرت انگیز دارد. قطعا هیچ کسی حاضر نیست گوشت بدن خود را بخورد و این کار یکی از نفرت‌انگیزترین کارهاست. کسی که با وجود نفرت روح خود اقدام به انتشار تصاویر برهنه یا نیمه برهنه جسم خود و یا جلوه‌گری زنانه به خصوص در فضای مجازی می‌کند گویا با اراده خود و با استفاده از بدن خود روح خود را کم‌کم می‌خورد اگر چه ممکن است کم‌کم این عذاب دادن روح برای او عادی شود امّا عذاب قیامت هیچ‌گاه برای اهل دوزخ عادّی و راحت نخواهد شد تا جایی که خداوند متعال می‌فرماید:
« وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدید [حج/2] و مردم را مست مى‏‌بینى، در حالى كه مست نیستند ولى عذاب خدا شدید است‏».

نتیجه این‌که؛ گناهان حقیقتی دردناک برای روح انسانی دارند و گنهکار، با گناه خود همان لحظه، روح و فطرت خود را عذاب می‌دهد. خودنمایی در فضای مجازی برای زنان و دختران، عذاب دادن روح طهارت‌خواه زن است. زن فطرتا پوشیدگی، حجاب و حیا را دوست دارد و جلوه‌گری او را عذاب می‌دهد. کمی فکر کنیم شاید در لحظه گناه، صدای ناله روح خدایی‌مان را بشنویم...

پی‌نوشت
[1] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 5
[2] عیون أخبار الرضا، ج‏2، ص 11



تاریخ : شنبه 19 تیر 1395 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...



                                                                                             

 چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم .... اللهم عجل لولیک الفرج

 



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


آخرین جملات آقا همان چیزی است که این جمع جوان به آنها نیاز دارد. جملاتی پرشور و امید بخش: « ما ایستاده‌ایم؛ بنده‌ی حقیر وظیفه دینی‌ای دارم، وظیفه‌ی شرعی‌ای دارم، وظیفه‌ی اخلاقی‌ای دارم؛ در مواجهه‌ی با ضدّ انقلاب و معارضین انقلاب ایستاده‌ام و تا جان در بدن دارم این ایستادگی وجود دارد. و به این مردم هم اعتماد دارم؛ در میان نخبگان کشور ازجمله دانشگاهیان و دانشجویان، آن‌قدر عناصر مؤمن و طرف‌دار ایستادگی در این راه وجود دارد که هر آدم دلسردی را هم دلگرم میکند؛ چه برسد به کسی مثل بنده که خودش به‌خودی‌خود دلگرم است. این ایستادگی بنابراین وجود دارد و عاقبت ایستادگی هم پیروزی است.»

ساعت 11 شب است. در نسیم خنک شبانگاهی 12 تیر، دلگرمم به رهبری که ایستاده است.



تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


اسلام و دیگر ادیان، ظهور منجی را نوید داده‌اند که قیام می‌کند و جهان را در حالی‌که آکنده از فساد و نابسامانی است، به سمت عدالت و انصاف هدایت کرده و احکام الهی را جاری می‌سازد. به‌ تبع وجود این اخبار، مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان، همواره چشم‌انتظار ظهور این عدالت‌گستر جهان بوده و هستند و ظهور ایشان را مایه التیام تمام دردها و رنج‌های بشریت می‌دانند.

ذهن انسان در برخورد با این امواج گسترده منجی گرایی ناخودآگاه متوجه این سؤال جدی می‌گردد که به‌ راستی ظهور منجی و تشکیل حکومت توسط او، چه دست‌آوردی برای بشریت دارد؟ و اساساً این منجی قرار است بشریت را به چه سطحی از فرهنگ و تمدن برساند که ادیان الهی خصوصاً اسلام تا این حد به آن اهمیت داده است؟ و ... برای یافتن پاسخ این سؤال به سراغ کلام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌رویم تا به برکت کلام نورانی حضرت، به افق روشن جهان در عصر حضور منجی عالم بشریت بنگریم.

احیاء قرآن و سنت
عمل واقعی به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یکی از آرمان‌های مسلمانان در هر دوره و زمانی بوده است و منشأ تمام گرفتاری مسلمانان دوری از این دو مهم است. یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای قیام امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جهان است که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «[قائم] کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را -که تا آن روز متروک مانده- زنده می‌کند».[1] اما این احیاء و زنده کردن کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امری نیست که با قهر غلبه صورت بگیرد؛ بلکه این امر با فرهنگ‌سازی و خرد ورزی سامان می‌یابد، چنان‌که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید: «او نظریه‌ها و اندیشه‌ها را تابع قرآن می‌سازد».[2]

هدایت صحیح اندیشه و افکار عمومی جامعه
یکی از مسائل ضروری و راه‌بردی در هر جامعه‌ای مسئله افکار عمومی آن جامعه است. حاکمان جوامع انسانی می‌کوشند تا با به‌ دست گرفتن اندیشه و افکار مردم خواسته‌های آنان را در مسیر مطلوب خود شکل دهند. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به این امر توجه ویژه‌ای دارند؛ اندیشه و افکار عمومی انسان‌ها را طوری ساماندهی می‌کنند که همگان دست از خواهش‌های نفسانی برداشته و مسائلی را طلب می‌کنند که هدایت آنان را تأمین کند و مردم در این دوره تلاش می‌کنند تا افکار خود را به تابع قرآن گردانند.
حضرت(علیه‌السلام) درباره اقدامات امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در این زمینه می‌فرماید: «او خواسته‌ها را تابع هدایت می‌کند، هنگامی‌که مردم هدایت را تابع هوس‌های خود قرار می‌دهند، و درحالی‌که افراد نظرات خود را بر قرآن تحمیل می‌کنند، او نظریه‌ها و اندیشه را تابع قرآن می‌سازد».[3]

تحقق عدالت راستین
یکی از مهم‌ترین آمال و آرزوهای انسان در طول تاریخ برقراری عدالت و برابری در سطح جامعه بوده است. مکاتب مختلف فکری در طول قرن‌ها کوشیده‌اند تا به گمان خود عدالت را در میان انسان‌ها رواج دهند؛ اما نه تنها موفق به این امر نبوده‌اند، بلکه در موارد متعددی شاهد ایجاد روابط خصمانه بین صاحبان این مکاتب فکری با مردم بوده‌ایم به‌ طوری‌که خود، عامل ایجاد ظلم و بی‌عدالتی در جامعه شده‌اند.
برقراری عدالت در جامعه، یکی از اهداف اصلی دین مبین اسلام است که در آن‌ همه مردم از حقوق برابر برخوردارند و تنها تقوای الهی باعث تمایز بین افراد است. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) برای تحقق این مهم تلاش فراوانی می‌کند و به تعبیر امیرالمومنین(علیه‌السلام) «مهدی کسی است که زمین را پر از عدل داد می‌کند».[4] و حکومت راستین عدالت محور را به جهانیان نشان می‌دهد.[5]

برخورد با افراد فاسد
گروهی از افراد فاسد و متخلف در هر جامعه‌ای وجود دارند که با نفوذ در حکومت‌ها موجبات سوء استفاده خود و اطرافیان‌شان را فراهم می‌آورند. برای برپایی حکومت عدل، برخورد با این افراد ضروری است؛ زیرا ایشان برای تأمین منافع خود، برپایی عدالت در جوامع با مشکل جدی مواجه می‌کنند. امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) هم برای برقراری عدالت جهانی ناگزیر به برخورد با این افراد می‌باشد. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در این زمینه می‌فرماید: «و در آینده‌ای -دوران حکومت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)- که شما شناختی از آن ندارید –حضرت- عمال و کارگزاران حکومت‌ها را به خاطر اعمال بدشان کیفر خواهد داد».[6]

نتیجه: دست آوردهای قیام و حکومت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) یکی از مباحث مهم در بحث مهدویت و آینده‌پژوهی اسلام است. امیرالمومنین(علیه‌السلام) در سخنان گهربار خود به این نکته توجه داشته است و نوشتار حاضر به چها مورد که شامل احیاء قرآن و سنت، هدایت صحیح اندیشه و افکار عمومی جامعه، تحقق عدالت راستین و برخورد با افراد فاسد است اشاره دارد.



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 10 تیر 1395 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic