تبلیغات
امام زمان (عج) یگانه منجی عالم بشریت

پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

مهدی(عج) از فرزندان من است، نامش نام من(محمد) و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) می‌باشد، ‌در صورت و سیرت از همه كس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است كه در آن مردم دچار حیرت می‌گردند و بسیاری از دسته‌ها و گروههای مردم، گمراه میشوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد. 

(بحارالانوار/ ج 51، ص 17، ح 13، به نقل از كمال الدین.


 نام پدر ومادر امام زمان (ع):

نام پدر این بزرگوار امام حسن عسکری (ع) پیشوای یازدهم ونام مادر گرامیشان نرجس خاتون (س) میباشدکه ایشان بنا برروایات یک شاهزاده رومی بودند ودرخواب با امام حسن عسکری (ع) آشنا شده ومسلمان میشوند . امام زمان تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)میباشد (به زندگینامه امام حسن عسکری (ع) وهمسرشان نرجس خاتون (س) مراجعه شود)

مقام ومنصب :
ایشان معصوم چهاردهم و امام دوازدهم شیعیان هستند

تاریخ ولادت :
یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) بنا بربیشترین روایت روز جمعه نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شده اند(3) 
جالب است بدانیم او پیش از آفتاب چشم به این جهان گشود، تا همیشه آفتاب را پشت سر قرار دهد.
شب این میلاد خجسته را «شب برات» ‌و «شب مبارک» و «شب رحمت» خوانند. شیخ صدوق درکمال الدین نقل میکند نرجس خاتون روزی مشاهده میکند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش میکند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان میدهد ومیفرماید : پسری می آوری که نامش محمد است وپس از من ،جانشین من خواهد بود.
نرجس ،عروس فاطمه ،شد مادر صاحب زمان درمهد نور ،مهدی ظهور آیینه حق شدعیان 
پس میلادش روزجمعه نیمه شعبان 255 هجری است چون پدرش وفات کرد او5 ساله بود ومشهوربین علماء نیزهمین تاریخ است وکسی در این جهت اعتراضی نکرده مگر کلینی در کافی وصدوق درکمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه که این سه بزرگوار یک مرتبه سال 255 وباردیگر 256 نوشته انداما هرسه بیشتر سال 255 هجری راقبول دارندبرای ولادت ایشان تاریخهای دیگری هم ذکر شده 
علت اینکه درتاریخ تولد ایشان عده ای اختلاف دارند ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد بنابر این اصل ولادت مهدی جزء مسلّمات تاریخ است و در این تاریخ بین علما و محدثان و علمای فریقین هیچگونه اختلافی نیست.
شهید اول درکتاب دروس از امام جعفر صادق روایت کرده که آن حضرت فرموده اند : درشبی که قائم آل محمد (ع) متولد گردد هرمولودی متولد شود باایمان است واگردرزمین شرک متولد گردد ،خداوند به برکت وجود امام ،اورا به سرزمین ایمان منتقل خواهد کرد 
پس بنابرمبنای مشهور حضرت پس از شهادت جدگرامیش ،امام هادی (ع) حدود یکسال بعد ،متولد شده است یعنی حدود یکماه از حکومت مهتدی عباسی گذشته ،زیرا مهتدی یک شب به آخرماه رجب مانده به حکومت رسید وتولد امام (ع) نیمه شعبان است 

مدت عمر شریف امام زمان (ع):
از سال 255 تا کنون 

سال به امامت رسیدن وسن ایشان درآن هنگام :
سال به امامت رسیدن 260 هجری وسن شریفشان درآن هنگام 5 سال است

 


 

دوران زندگی

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


برچسب ها: امام زمان(عج)،  

تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

محرم الحرام


اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد.

همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند، و دستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است

- امام حسین علیه السلام در راه کربلا

روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.


- کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام

در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند.

همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد.

ای پسر شبیب ، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت ۱۸ نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان “یالثارت الحسین“است.

ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند….

 


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1396 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

ماه مبارک شعبان- مسجد امام حسین(ع)



تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1396 | 09:30 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

انتخاب فردی برای ریاست‌جمهوری، ملاک‌های متعددی دارد که یکی از آن‌ها آگاهی نامزد مورد نظر از جایگاه ایران اسلامی در دنیاست. امروز یک تصمیم دولت در ایران، می‌تواند به تضعیف یا تقویت جایگاه ما در دنیا کمک کند؛ حتی بالاتر از این! گاهی یک تصمیم، در روند اضمحلال یا رشدِ نظام ظالمانه‌ی حاکم بر دنیا موثر است. اینکه استاد یکی از دانشگاه‌های آمریکا به یک سخنران ایرانی حاضر در آنجا می‌گوید که اگر دست از پیشرفت‌های هسته‌ای بردارید و تسلیم خواست قدرتهای جهانی شوید، به همه‌ی ملتها خیانت کرده‌اید، نشان از همین تاثیر مستقیم است. (نقل از استاد رحیم‌پور ازغدی، فروردین ۹۲) اینکه آقای کاسترو در کوبا می‌گوید وقتی ایران به تعامل با آمریکا رسید ما نیز چاره‌ای جز تعامل و بازگشایی سفارت‌ها نداشتیم حکایت از همین نقش اثرگذار و تعیین‌کننده‌ی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی بین‌الملل است. (نقل از دکتر ظهره‌وند، سفیر سابق ایران در ایتالیا) بنابراین برای رأیی که می‌دهیم باید از این منظر هم توجه و دقت کافی را انجام دهیم.

در یکی از دانشگاه‌های آمریکا برنامه‌ی سخنرانی داشتم. حرف‌های من، ربطی به موضوع هسته‌ای نداشت اما بعد از اتمام سخنرانی، یکی از اساتید همان دانشگاه، بحث هسته‌ای ایران را پیش کشید. او گفت: پیشرفت‌های هسته‌ای ایران، ملت‌های دنیا را امیدوار کرده است و اگر شما در این زمینه، کوتاه بیایید و تسلیم شوید به تمام ملت‌ها خیانت کرده‌اید! او در توضیح این حرف خود گفت: پیشرفت‌های ایران، موجب ایجاد امید در دل مردم دنیا شده است و عقب‌نشینی و تسلیم شما این امید را به یأس تبدیل خواهد کرد. اگر ایران، تسلیم شود ملت‌های دنیا به این نتیجه می‌رسند که مستقل بودن و قطع وابستگی به قدرت‌های جهانی، غیرممکن است؛ چون کشوری مثل ایران که بخشی از راه را هم طی کرد نتوانست به آن ادامه دهد و سرانجام مجبور به تسلیم شد! [۱]
اساساً یکی از اهداف مهم برای استکبار جهانی -خصوصاً آمریکا- همین است که اجازه ندهد یک ملّتی، به الگوی استقلال و پیشرفت برای ملّتهای دیگر تبدیل شود؛ چون در اینصورت، هیمنه و ابرقدرت‌بودنِ خودشان زیر سوال خواهد رفت و مردم دنیا دیگر حاضر به پیروی از آنان نخواهند بود. استکبار جهانی خوب می‌داند که بجای مقابله و صرف هزینه برای رویارویی با تمامِ دنیا، باید کشورهای مستقلی مثل ایران را به زانو درآورد تا بقیه‌ی کشورها حساب کارشان را بکنند.
آنچه در مذاکرات هسته‌ای رخ داد متاسفانه تا حدّی، آرزوی آمریکا را برآورده کرد! در گذشته، نه تنها امتیازدهی از سوی ایران، بلکه حتی یک دیدار ساده و یک لبخند و دست‌دادن با مقامات ایرانی هم برای آمریکایی‌ها ممکن نبود و آنان این موضوع را سبب تحقیر خود نزد جهانیان و باعث الگوگرفتن دنیا از ایران در این موضوع می‌دانستند که پیشرفت و حیات بدون تعامل با آمریکا هم ممکن است! اما به بهانه‌ی مذاکرات هسته‌ای، خیلی از این حریم‌ها شکسته شد و دست‌دادن‌ها، لبخندها و قدم‌زدن‌ها یک فرصت بی‌نظیر به دشمن داد تا چهره‌ی ایران در دنیا را به عنوان کشوری سرخورده از مقاومت و پشیمان از ایستادگی معرفی کند. شاید بتوان سریعترین و محسوس‌ترین اثر این مساله را در کوبا پیدا کرد؛ جایی که «در جریان بازگشایی سفارت ایالات متحده آمریکا در کوبا، آقای کاسترو گفت که وقتی ایران به تعامل با آمریکا رسید ما نیز چاره‌ای جز تعامل و بازگشایی سفارت‌ها نداشتیم.»[۲]
بنابراین، توجه به مسایل مهم در نظام جمهوری اسلامی -مثل موضوع هسته‌ای- نه فقط از باب یک مساله‌ی ملی بلکه به عنوان یک موضوع جهانی باید مورد توجه قرار گیرد و اینکه آثار آن در تقویت یا تضعیف جبهه‌ی مقاومت در دنیا تا چه اندازه مهم و موثر است. اینکه در #انتخابات به چه کسی رأی دهیم و چه دولتی را بر سر کار بیاوریم یکی از مهم‌ترین آثارش در همین عرصه نمایان می‌شود. بنابراین برای رأیی که می‌دهیم باید از این منظر هم توجه و دقت کافی را انجام دهیم.
جملات متین و زیبای مقام معظم رهبری پایان بخش این نوشتار است:
«برادران و خواهران عزیز توجه كنند كه ما ملت ایران، فقط خودمان نیستیم كه به مسائل خودمان نگاه می كنیم و آن را تقویم و ارزیابی می كنیم؛ كسان دیگری هم هستند كه كار ما را مورد مطالعه قرار می دهند... ملتهائی هستند...كه به مطالعه‌ی اوضاع ملت ایران اشتغال دارند؛ از پیشرفت های ما خرسند می شوند، از موفقیت های ما خوشحال میشوند؛ ما اگر پیروزی به دست بیاوریم، آنها احساس پیروزی می كنند؛ اگر تلخی و تلخكامی در كار ما باشد، آنها تلخكام می شوند. كسان دیگری هم در دنیا هستند كه كار ما را زیر ذره‌بین دارند... آنها بعكس، از لغزشهای ما خوشحال می شوند، از موفقیت های ما احساس دلتنگی می كنند، بدخواه ملت ایرانند؛ اینها هم كار ما را زیر نظر دارند.» [۳]



ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1396 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

یکی از سوالاتی که ذهن بشر را به خود اختصاص داده، این است که بالاخره پایان این جهان چه خواهد شد و قافله بشریت تا کجا خواهد رفت و پایان این نسل چگونه خواهد بود؟ آیا ظلم ابرقدرت‌ها و مستکبران عالم پایانی دارد، یا نه، هم‌چنان به قدرت‌نمایی خود ادامه داده و دیگر ملل و حتی مردم مستضعف جامعه‌ی خود را نیز به استثمار می‌کشند و هم‌چنان ظلم و جور در جامعه جولان داده و مردم عادی را در فشار و فقر و درماندگی قرار می‌دهند.

اگر به ادیان الهی توجه کنیم همه ادیان بزرگ جهان اعم از یهودیت و مسیحیت و اسلام بر این نکته تاکید دارند که پایان عمر جهان و بشریت نیک خواهد بود و روزی خواهد آمد که مردی از جانب خداوند متعال آمده و بساط ظلم و جور و استثمار را برچیده و تمام مستکبران را ذلیل کرده و از بین می‌برد. اگر چه هر دینی برای خود تفسیر جداگانه‌ای از آن منجی ارائه کرده است و شخص خاصی را منجی عالم بشریت معرفی می‌کند، اما همه ادیان در این نکته که در آخرالزمان و هنگامی‌که ظلم و جور به نهایت خود برسد، مردی الهی قیام کرده و دنیا را فتح و پر از عدل و داد می‌کند، اتفاق نظر دارند.

اسلام عزیز نیز به این نکته پرداخته است و قرآن کریم در این زمینه فرموده است: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین [قصص/5] اراده ما بر این قرار گرفته است كه بر مستضعفین نعمت گذاریم، و آن‌ها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم». این آیه به صراحت بیان می‌کند روزی خواهد آمد که مومنان و مستضعفان عالم که زیر بار ظلم و ستم انسان‌های ظالم و مستکبر قرار گرفته‌اند، وارثان زمین و حاکمان آن خواهند بود و این یعنی پایان هستی نیک است و فرجام انسان نیکوست و روزی خواهد آمد که بساط ظلم و جور و مستکبران عالم برچیده خواهد شد و دستورات خداوند متعال و عدالت اجتماعی بر جامعه حاکم خواهد شد.

اگر به روایات اسلامی دقت کنیم پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روایات متعددی از منجی عالم بشریت سخن گفته است و او را از فرزندان خود خوانده است که هم نام و هم کنیه ایشان است و لقب مشهور او «مهدی» است؛ حضرت در برخی از این روایات فرموده: «اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی می‌کند تا این‌که مردی از اهل‌بیتم بیاید و مالک دنیا شود. معجزه‌ها به دست او جاری می‌شود و اسلام آشکار می‌گردد و خداوند، خلاف وعده‌ای که داده عمل نمی‌کند.»[1] هم‌چنین فرمودند: «دنیا به پایان نمی‌رسد تا آن‌که مردی از خاندان من که «مهدی» نامیده می‌شود بر امتم پیشوایی کند.»[2]

این اندیشه در بین تمام فرق اسلامی مورد اتفاق است؛ چراکه اهل‌سنت نیز در منابع خود، روایات متعددی از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دارند که به آمدن «مهدی» نوید داده است، لذا همه فرق اسلام با همه اختلافاتی که دارند، در این اندیشه که منجی عالم بشریت از فرزندان پیامبر است و روزی قیام خواهد کرد و دنیا را در دست گرفته و ظالمان را به زیر خواهد کشید، اتفاق دارند.[3]

علاوه بر این مطلب، شیعه معتقد است حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) فرزند امام حسن عسکری(علیه‌السلام) است، متولد شده است و همین الان هم زنده است و در بین ما زندگی می‌کند و هر گاه شرایط مساعد شود و خدا اجازه دهد، قیام خود را اعلام کرده و دنیا را فتح می‌کند و بساط ظلم و جور و مستکبران را برخواهد چید و عدل و داد را در جامعه پیاده کرده و حق مظلمومان عالم را از ظالمان خواهد گرفت.

حال اگر به احادیث معصومین مراجعه کنیم، حضرات معصومین(علیهم‌السلام) برای ظهور حضرت شرایطی را بیان کرده و فرموده‌اند در آستانه‌ی ظهور چنین اتفاق‌هایی در جامعه اسلامی می‌افتد و بعد از آن‌ها منتظر ظهور حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) باشید. ما در سلسله مباحثی به بیان این شرایط و توضیح و تفسیر آن‌ها می‌پردازیم.

به طور کلی می‌توان روایاتی که به شرایط آخرالزمان و ظهور اشاره دارد را به سه دسته کلی تقسیم کرد: 1. شرایط عمومی جامعه اسلامی 2. شرایط اختصاصی ظهور که در این نوع روایات وقوع حادثه‌ای خاص را دلیل بر نزدیکی ظهور دانسته‌اند؛ این روایات نیز دو دسته هستند، یکی شرایط حتمی است، یعنی در خود روایت اشاره شده که این اتفاق حتما قبل از ظهور اتفاق می‌افتد و دیگری شرایط غیر حتمی، یعنی ممکن است اتفاق نیافتد.

در این نوشتار به بیان برخی شرایط عمومی می‌پردازیم:
اگر به روایات معصومین دقت کنیم، مطالب بسیار زیادی را در این زمینه وجود دارد و آن بزرگواران فرموده‌اند جوامع اسلامی در آستانه ظهور و آخرالزمان در چه وضعی قرار خواهد گرفت: به علت کثرت این روایات ما در این‌جا تنها یک روایت از امیرالمومنین(علیه‌السلام) را نقل می‌کنیم، مرحوم صدوق(رحمه‌الله‌علیه) این روایت را نقل می‌کند که امیرالمومنین(علیه‌السلام) بالای منبر رفت و فرمود از من بپرسید، آن‌گاه شخصی به نام «صعصعة بن صوحان» بلند شد و از زمان خروج دجال پرسید(دجال یکی از نشانه‌های قبل از ظهور است، لذا این بیانات حضرت ناظر به شرایط جامعه‌ی قبل از ظهور است)

امیرالمومنین در پاسخ فرمودند: «زمانی است كه مردم نماز را ترک كنند؛ امانت‌ها را ضایع كنند؛ دروغ گفتن را حلال شمارند؛ ربا بخورند؛ رشوه بگیرند؛ ساختمان‌ها را محكم سازند و دین را به دنیا بفروشند؛ مردمان كم‌عقل را بر كارها بگمارند؛ زنان را در كارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار دهند؛ قطع‌رحم كنند؛ از هوا و هوس پیروی كنند و خون‌ریزی را كوچك شمارند؛ صبر و بردباری ضعف، و ظلم، فخر و مباهات دانسته شود؛ حاکمان فاجر، وزرا ظالم و عارفان اهل خیانت شوند، قرّا قرآن فاسق‌ شوند؛ شهادت دورغ زیاد شود؛ فجور و گناه علنی شود؛ مساجد با طلا زینت شوند، اشرار اکرام شوند، صفوف مسلمین زیاد شده، اما قلوب آن‌ها با هم اختلاف دارد؛ عهد و پیمان‌ها نقض شود؛ زنان با مردان در تجارت شرکت می‌کنند به خاطر حرص بر دنیا؛ ... زنان شبیه مردان می‌شوند و مردان شبیه زنان....»[4]


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 20 بهمن 1395 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

به دست آوردن ثروت، ملک، گنج، خانه مجلل و... ممکن است برای بسیاری از افراد فرح بخش و شاد کننده باشد و از دست دادن همین امور نیز، موجی از ناراحتی و غصه را در وجودشان ایجاد نماید و حتی به مهربانی خداوند نیز شک کنند، در حالی که در منطق قرآن کریم این گونه مصائب، جنبه آرامش بخشی دارند. خداوند می‌فرماید:
«ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ فی‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ**لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ [حدید/22 و 23] هیچ مصیبتى ناخواسته در زمین و نه در وجود شما، روى نمی‌دهد، مگر اینكه همه آنها قبل از آنكه زمین را بیافرینیم، در لوح محفوظ ثبت است و این امر براى خدا آسان است. این بخاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشید و خداوند، هیچ متكبّر فخر فروشى را دوست ندارد.»
نقش بلاها در آرامش انسان
قطعا گذر هر انسانی، به مطلب پزشک و تزریق آمپول افتاده است، آمپول در ظاهر درد آور و تحمل آن سخت است، ولی اثرات، تسکین دهنده و آرامش بخش دارد، انسانی که خواهان برطرف شدن بیماری و درد از وجودش می‌باشد، لازم است این درد موقت و گذرا را تحمل کند و از پزشک تشکر کند، بلاهایی همانند سیل، زلزله، و... که از طرف خداوند بر سر انسان نازل می‌شوند، حکم همان آمپول را دارند که ظاهرشان سخت و آزار دهنده است، ولی در باطن‌شان، رهایی از فکرهای انحرافی، مانند، حب دنیا، تکیه بر اموال، فخر فروشی و... را ندارد، که شخص باید از خداوند سبحان در همه حالات، به خصوص زمانی که دردی موقت به او تزریق می‌کند، تا از بیماری بزرگی او را نجات دهد، تشکر و قدردانی نماید. امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«خداوند تبارک و تعالی چون بنده‌ای را دوست داشته باشد، در بلا و مصیبت، غرقش سازد و باران گرفتاری بر سرش فرود آرد و آنگاه که این بنده خدا را بخواند فرماید: لبیک بنده من! بی‌شک اگر بخواهم خواسته‌ات را زود اجابت کنم، می‌توانم، اما آن را برایت اندوخته می‌سازم، این برای تو بهتر است.» [1]
انسان برای آگاه کردن عزیزانش، از روش‌های مختلفی استفاده می‌کند، گاهی به آنان پند و اندرز می‌دهد، گاهی سرگذشت پیشینان را برایشان تعریف می‌کند، گاهی وعده پاداش می‌دهد و آنها را تشویق می‌کند، گاهی نیز، لازم است برای افرادی که در غفلت و گناه، فرو رفته‌اند، تنبیه را، در نظر بگیرد، خداوند از همه این شیوه‌ها برای هدایت بشر استفاده کرده است که یکی از آن‌ها فرستادن مصائب و مشکلات مادی و جانی می‌باشد که خاصیت تذکر و بیدار سازی دارند، امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«چهل شب بر بنده مومن نگذرد مگر اینکه، واقعه‌ای برایش رخ دهد و او را غمگین سازد و به واسطه آن، متذکر گردد.» [2]
هدف خداوند، از فرستادن مشکلات و گرفتاری‌های مادی و جانی، تربیت انسان است، تا جایی که آنان را بدین وسیله به بهشت برساند، امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«در بهشت، مقام و منزلتی وجود دارد که هیچ بنده‌ای به آن نرسد، مگر به درد و بیماری‌ای که در بدنش حادث شود.» [3]
آرامش بخش‌های واقعی
1. ذکر خدا
خداوند سبحان، مهربان‌ترین موجود عالم هستی می‌باشد که مهر و محبت مادر، قطره‌ای از دریای محبت او، می‌باشد، پس مبتلا کردن انسان‌ها به مشکلاتی مانند سیل، زلزله، مرگ عزیزان، و... با مهربانی او منافاتی ندارد، بلکه این مصائب، همان طور که در مطالب فوق ذکر شد، جنبه آموزشی دارند، که به انسان بفهمانند، آرامش در مادیات نمی‌باشد، بلکه آرامش واقعی در ذکر و یاد خداوند است که همیشه در اختیار انسان است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [رعد/28] آنها كسانى هستند كه ایمان آورده‌اند، و دل‌هایشان به یاد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.»
2. همسر مهربان و مومن
داشتن همسر خوب و مهربان، خوش اخلاق و با ایمان، از دیگر مواردی است که می‌تواند انسان را به آرامش برساند، اگر همسر انسان، شخصی درستکاری باشد، در همه حوادث و سختی‌های روزگار، در کنارش خواهد بود و با سخنان و اعمال زیبای خود، استرس، غم و غصه، ترس و وحشت و... را از بین می‌برد و انسان را به آرامش می‌رساند، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً [روم/21] و از نشانه‌هاى او اینكه، همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید، تا در كنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد
3. خواب منظم در شب
خواب خوب و منظم در شب، از دیگر مواردی است که در ایجاد روحیه آرامش، برای انسان نقش دارد، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً [نباء/9] و خواب شما را، مایه آرامش‌تان قرار دادیم.»
نتیجه
با توجه به مطالبی که ذکر شد، مفهوم آیه 23 سوره حدید که مبتلا شدن به مشکلات ِخدا دادی، مانند سیل، زلزله، مرگ عزیزان و... را، راهی برای قوی شدن انسان و آرامش او، حتی در صورت از دست دادن نعمت‌ها، اشاره داشت، روشن شد؛ چرا که بلاها همانند داروی تلخ یا جراحی کوچکی هستند که سلامتی انسان را تضمین می‌کنند. از طرف دیگر ثروت و مادیات نقشی در ایجاد آرامش برای انسان ندارند، بلکه دل انسان از جنس ملکوت است و با ذکر و یاد الهی، همسر مومن و خواب منظم، آرامش می‌بابد...



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 29 دی 1395 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


هجوم به ارزش‌های دینی از طرف دشمنان دین اسلام، هیچ‌‌گاه به یک اندازه نبوده است؛ بلکه ارزش‌هایی هستند که به عنوان پرچمی برای دین اسلام به شمار رفته، از خارج مرزهای دولت‌های اسلامی نیز قابل رؤیت بوده و تأثیر روانی تبلیغی خاصّی بر جوامع غیر اسلامی می‌گذارند. یکی از این ارزش‌ها که به عنوان پرچم‌ و از مهم‌ترین شعائر اسلامی به شمار می‌رود و امروزه به عنوان نشانه اصلی و تابلوی تمام‌نمای تبلیغ دین اسلام معرّفی می‌شود، حجاب و پوشش اسلامی است. پوششی که نوع خاصّ و پرمحتوایی از حیاء (مخصوص به فرهنگ دینی و معنویّت محور) را به نام اسلام ترویج می‌کند. در این نوشتار، برخی از روش‌های سخت و نرم دشمنان در مقابل پوشش اسلامی بررسی می‌شود.

حذف سخت
دین مبین اسلام با فطرت بشری، عجین است. خداوند می‌فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ [روم/30] پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار كن! این فطرتى است كه خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست. این است آیین استوار، ولى اكثر مردم نمى‏‌دانند!» در طول تاریخ، افراد زیادی سعی در از بین بردن شعائر دینی داشته‌اند. شعائری که خداوند در مورد آن شعائر می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ [مائده/2] اى كسانى كه ایمان آورده‌‏اید! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آن‌ها) را حلال ندانید!» خطاب در تقیّد داشتن به شعائر الهی، اهل ایمان هستند. این مطلب نشان‌دهنده آن است که مسئولیّت حفظ شعارها و علائم دین اسلام، بر عهده مؤمنان قرار داده شده است؛ لذا در آیه دیگری می‌فرماید: «ذلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب‏ [حج/32] این است (مناسك حج)! و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، این كار نشانه تقواى دل‌هاست.» پس بزرگداشت شعائر الهی از جمله حجاب، برآمده از عمق ایمان مؤمنان است. با توجّه به آیاتی که ذکر شد، مبارزه با حجاب نیز که به عنوان یکی از شعائر الهی است، با اعمال فشارهای سخت و اجبارهای ظالمانه فیزیکی هیچ‌گاه به هدف نخواهد رسید. زیرا تا وقتی که ایمان و تقوی در درون افراد جامعه اسلامی استقرار یافته است، فشارهای رضاخانی و ظالمانه در مقابل حجاب، نتیجه نخواهد داشت.

مبارزه نرم
جنس ارزش‌های دینی از جنس نرم هستند. زیرا اصول دین بر پایه اعتقادات است و محل استقرار اعتقادات نیز در قلب انسان است و با زور شمشیر و قدرت سخت، نمی‌توان با آن مبارزه کرد. امّا بهترین راهی که دشمنان برای حذف ارزش‌ها و اعتقادات دینی تجربه کرده‌اند، راه وسوسه به وسیله استدلال‌های شیطانی و منحرف است. با این‌که استدلال‌های شیطانی طبق فرموده قرآن کریم ضعیف و سُست هستند؛[1] امّا به خاطر این‌که مطابق میل نفس سرکش امّاره و بی‌قیدی و بی‌بندوباری است، کسانی برای رها شدن از سختی‌های ظاهری دین‌داری، به دعوت نظام شیطانی، جواب مثبت داده، حجاب را نادیده یا کم‌اهمیّت تلقّی کرده و با بهانه‌های مختلفی در دام شیطانی گرفتار می‌شوند. به یکی از انواع هجوم نرم دشمنان، در مورد حجاب، اشاره می‌کنیم.

بزرگ‌نمایی فواید ظاهری بی‌حجابی
یکی از روش‌های شیطانی برای فریب، تزئین گناه است. دنیای غرب با دوری از عفاف و حیاء، در لجن‌زار تباهی‌ها و خرابی‌های هواپرستی فرو رفته و آثار فلاکت‌بار اخلاقی و اجتماعی آن‌ را بیش از پیش می‌بیند. با این حال، جهل و بی‌خردی خود را تزئین کرده و به عنوان کالایی باارزش، تبلیغ و ترویج می‌کند و سعی در صدور آن به تمام دنیا دارد. چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما كانُوا یَعْمَلُون‏ [انعام/43] چرا هنگامى كه مجازات ما به آنان رسید، (خضوع نكردند و) تسلیم نشدند؟! بلكه دل‌هاى آن‌ها قساوت پیدا كرد و شیطان، هر كارى را كه مى‏‌كردند، در نظرشان زینت داد!» این در حالی‌ است که وقتی به عمق افتخارات غرب نظر می‌کنیم و از نزدیک به بررسی آن‌ها می‌پردازیم، بوی تعفّن و گندیدگی را در تمام آن (به اصطلاح افتخارات و پیشرفت‌های ظاهری دنیای غرب) حس می‌کنیم. یعنی هم خودشان را فریب داده‌اند و هم سعی در فریب دیگر ملّت‌ها دارند. آن‌ها مصداق این آیه شریفه قرآنند که: «یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً [نساء/120] شیطان به آنها وعده‌‏ها (ى دروغین) مى‏‌دهد و به آرزوها، سرگرم مى‏‌سازد در حالى كه جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمى‏‌دهد.» در مقابل، امام سجّاد (علیه السلام) می‌فرمایند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- لَمْ یُحِبَ‏ زَهْرَةَ الدُّنْیَا وَ عَاجِلَهَا لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِهِ‏، وَ لَمْ یُرَغِّبْهُمْ فِیهَا وَ فِی عَاجِلِ زَهْرَتِهَا وَ ظَاهِرِ بَهْجَتِهَا، وَ إِنَّمَا خَلَقَ الدُّنْیَا وَ خَلَقَ أَهْلَهَا لِیَبْلُوَهُمْ فِیهَا أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا لآِخِرَتِه‏ [2] بدانید كه خداوند زرق و برق زودگذر دنیا را براى هیچ یك از دوستانش نخواسته است و آنان را به دنیا و به زیور گذراى آن و زیبایى ظاهرى آن، ترغیب نكرده است. بلکه دنیا و اهل آن را تنها برای این خلق کرده است؛ که (مشخّص شود) در این دنیا کدامشان، بهتر برای آخرتشان عمل می‌کنند؟»

نتیجه این‌که؛ از آن‌جا که ایمان به خدا و احکام الهی، درونی و با اعتقاد قلبی صورت می‌پذیرد، دشمنان، از اجبار بر حجاب، طرفی نبسته و به جنگ روانی، تبلیغاتی و نرم، روی آورده‌اند. در این مسیر، نفس امّاره و هواپرست انسانی نیز با آن‌ها همراه است. برای مبارزه با دشمنان در این میدان نرم، باید با روش‌های شیطانی دشمنان آشنا شد. یکی از این روش‌ها، تزئین پلیدی‌های گناه است. امّا باید دانست که آراسته کردن ظاهر کج‌روی‌ها مانع از بوی تعفّن انحراف و انحطاط در جوامع غربی نمی‌شود.



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 14 دی 1395 | 09:00 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می رسد . پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس .

 

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال ۱۷۳ هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت ۷۹ سال عمر با برکت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی کاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارک امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امام هادی علیه السّلام را درک کرده و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده است .


 



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 14 دی 1395 | 03:46 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

مردی نزد امیرالمومنین علی (ع) آمده و گفت: از هفتاد فرسنگ دور به اینجا آمده ام تا هفت سوال از شما بپرسم: 

1.چه چیز «از آسمان عظیم تر» است؟

2.چه چیز «از زمین پهناورتر» است؟
 
3.چه چیز «از کودک یتیم ناتوان تر» است؟ 

4.چه چیز «از آتش داغ تر» است؟ 

5. چه چیز «از زمهریر سردتر» است؟
 
6. چه چیز «از دریا بی نیازتر» است؟
 
7. چه چیز «از سنگ سخت تر» است؟ 
 
امام علی (ع)در پاسخ به این هفت سوال فرمودند :

1. «تهمت به ناحق» از آسمان عظیم ترست. 

2. «حق» از زمین وسیع تر است. 

3. فرد«سخن چین» ، ازکودکی یتیم ضعیف تر است. 

4. «آز و طمع» از آتش داغ تر است.
 
5.«حاجت بردن به نزد بخیل» از زمهریر سردتر است. 

6. بدن شخص با «قناعت» از دریا بی نیازتر است. 

7. «قلب کافر» از سنگ سخت تر است. 
 
منبع:جامع الاخبار، فصل ۵، فضائل امیرالمومنین (ع)



تاریخ : چهارشنبه 8 دی 1395 | 07:42 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


                                           

یک پرسشی که ذهن برخی افراد را به خود مشغول کرده است بحث بهشت رفتن یا نرفتن پیروان دیگر ادیان است. عده‌ای نیز با دست‌مایه قرار دادن یک آیه قرآن و اطلاعات اندک، چنین نتیجه می‌گیرند که پیروان تمامی ادیان بهشتی هستند و فرقی بین آنها و مسلمانان نیست. آیه‌ای که چنین برداشت اشتباهی از آن صورت گرفته، به این صورت است: «وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً [نساء/۱۲۴] و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که ایمان داشته باشد، چنان کسانی داخل بهشت می‌شوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.»
در این آیه ایمان و عمل صالح رمز ورود به بهشت بیان شده؛ اما آیا این به معنای پذیرش ایمان به هر دینی در عصر کنونی است؟
برای پاسخ دادن به این شبهه باید چند نکته بیان شود:

۱- معنای ایمان
حال که رمز ورود به بهشت ایمان است باید به شناخت معنای آن پرداخت. لغت ایمان از "أمن" به معنای آرامش و اطمینان قلب و نبود ترس است و در اصطلاح به تصدیق قلبی خدا، پیامبر و آنچه که پیامبر آورده است، می‌گویند. بنابراین مؤمن کسی است که با قلب خود به آن تعالیم معتقد باشد و طبق آن تعالیم نیز عمل کند. این تصدیق یعنی گرایش قلبی و انجام فعل اختیاری طبق آن معارف.[۱]

۲- آیا در این عصر پیروان ادیان مختلف مؤمن به شمار می‌آیند؟
درست است که پیروان ادیان گذشته به خدا و پیامبری از پیامبران ایمان دارند و طبق تعالیم ایشان، اعمال صالح خود را انجام می‌دهند؛ اما این کافی نیست! زیرا فردی می‌تواند خود را اهل ایمان بداند که به صورت سلیقه‌ای به تعالیم پیشوایان الهی عمل نکند و تمام تعالیم او را فرا گرفته و بر پایه آن به انجام مناسک دینی بپردازد. می‌دانیم که تمام پیامبران مردم را دعوت به تبعیت و پیروی از پیامبر بعدی کرده‌اند و پیامبر پس از خود را معرفی و بشارت به آمدن او داده‌اند. مثلاً حضرت موسی (علیه‌ السلام) پیامبران بعد را اینگونه معرفی کرده است: « یهوه از «سینا» آمد و از «سعیر» برایشان طلوع کرد و از جبل «فاران»[۲] درخشان شد و با کرورهای مقدسین آمد. و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد . بدرستی که قوم خود را دوست می دارد.[۳]» طبق تفسیر ابن حزم، سینا محل بعثت حضرت موسی (علیه‌السلام)، سعیر جایگاه بعثت حضرت عیسی (علیه السلام) و فاران محل بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یعنی مکه معظمه است.[۴]
پس کسی می‌تواند خود را مؤمن شریعت حضرت موسی بداند که به سفارش ایشان جامه عمل بپوشانده و پس از بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، به پیروی از ایشان در آمده باشد.
مطلب درباره پیروان حضرت عیسی (علیه‌ السلام) نیز اینچنین است؛ چرا که پیروان حضرت مسیح باید در این دوران به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مراجعه کنند که این سفارش خود حضرت عیسی (علیه السلام) قبل از آسمانی شدنش به حواریون است که فرمود: «و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم "پارقلیطا" نزد شما نخواهد آمد.»[۵]
محمود بن شریف این سفارش مهم را اینگونه بیان کرده است: «به اتفاق همه کسانی که انجیل‌های چهارگانه را نوشته اند، حضرت عیسی (علیه السلام) موقعی که به آسمان می‌رفت به حواریون گفت: من به سوی پدر و خدایم و پدر شما و خدایتان می روم و شما را به پیغمبری بشارت می‌دهم که بعد از من می‌آید که نام او «پارقلیط» است و این اسمی است یونانی و معنی آن به عربی محمد (صلی الله علیه و آله) است. (و این اشاره به همان گفته قرآن مجید است که از قول عیسای مسیح) گوید: بشارت می دهم شما را به پیامبر بعد از خودم که نام او احمد است.»[۶]
پس پیروان راستین حضرت موسی و حضرت عیسی (علیهما السلام) که می‌خواهند مؤمن به شمار آیند؛ می‌بایست به سفارش پیامبرشان عمل کرده و به پیروی از آخرین پیامبر الهی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بشتابند؛ وگرنه مؤمن نیستند.

۳- جاهلان بی‌تقصیر
البته در این میان هستند افرادی که چنین سفارشی را از پیامبر خود نیافته‌اند؛ آنها تمام تعالیم دین خود را که به نقل از پیامبرشان بوده، عمل کردند و اگر سفارشی درباره معرفی آخرین پیامبر الهی می‌یافتند به آن هم عمل می‌کردند؛ ولی تحریف و تبلیغات مسموم باعث شد که آنان اسمی از آمدن آخرین پیامبر الهی و حقانیت راه او نشنیده باشند. چنین افرادی را در اصطلاح جاهلان قاصر می‌گویند.[۷] پیروی این افراد از پیامبرشان مورد قبول است و در این زمینه گناه نکرده‌‌اند.

۴- کلام پایانی
طبق آیه قرآن برای بهشتی شدن علاوه بر عمل صالح، نیاز به ایمان نیز هست. یعنی فرد باید مؤمن باشد تا بهشتی شود. ایمان هم به دست نمی‌آید مگر با پیروی از دستورات پیامبران. پیروان دیگر ادیان اگر بخواهند نامشان در زمره اهل ایمان ثبت شود؛ می‌بایست به سفارش پیامبر خود عمل کرده و بشارت آنها را به ظهور آخرین پیامبر الهی بشنوند و به پیروی از آخرین پیامبر در آیند؛ وگرنه نام آنها مؤمن نیست.



ادامه مطلب برچسب ها: #بهشت، #ادیان،  

تاریخ : سه شنبه 23 آذر 1395 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

                                                             


قرآن کریم به عنوان راهنمای زندگی انسان‌ها، نقشه‌ای جاوید است که عمل بر طبق آن، هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت را به دنبال خواهد داشت. از طرفی، امامت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، شروع راهی است که به ایجاد جامعه اسلامی اید‌ه‌آل و مطلوب در مقیاس تمام دنیا، منتهی خواهد شد. در این نوشتار با توجه به آیه 200 سوره مبارکه آل‌عمران، به سه وظیفه اصلی و حیاتی برای نیل به سعادت یاری امام زمان (علیه السلام) اشاره می‌کنیم.

راه آمادگی مؤمنان برای یاری امام عصر (علیه السلام)
مسلّماً بیشترین توقّع، برای یاری امام زمان (علیه السلام) چه در عصر غیبت و چه در عصر پس از ظهور ایشان، سزاوار جامعه اسلامی است. قرآن کریم در یکی از آیات نورانی، خطاب به مؤمنان می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ [آل‌عمران/ 200] اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! (در برابر مشكلات و هوس‌ها،) استقامت كنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت كنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!» همان‌طور که در این آیه شریفه مشهود است، سه وظیفه عمده، بر عهده مؤمنان قرار داده شده است. از آن‌جا که هیچ قید زمانی برای این وظایف در این آیه ذکر نشده و قرآن کریم در تمام زمان‌ها، هادی و مرشد به سوی حق است؛ پس این سه وظیفه، هم در عصر غیبت و هم در عصر ظهور مشکل‌گشا و سعادت‌آور خواهد بود. لذا به هر کدام از آن‌ها جداگانه نظر می‌کنیم.
قبل از ذکر این وظایف، شایان ذکّر است که با توجّه به خطاب این آیه به مؤمنان، ظاهراً تلاش برای تحقّق این سه امر باعث ارتقای درجه ایمان انسان خواهد شد. پس؛ هر چه در انجام و تحقّق این امور جدیّت و دقّت به خرج دهیم از مرتبه ایمانی بالاتری برخوردار خواهیم شد.

صبر درونی
قطعاً حضرت مهدی (علیه السلام) برای ایجاد حکومت جهانی اسلامی، به تنهایی عمل نمی‌کند؛ بلکه برای این هدف به نیروها و جهادگرانی توانمند در حوزه‌های مورد نیاز این مسیر، احتیاج است. جهاد و مبارزه و استقامت، شالوده اصلی روح قیام جهانی ایشان و نیز روحیه تمامی یاران و رزمنده‌های ایشان را تشکیل می‌دهد. در این باره، امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ اللّه‏َ فَرَضَ الجِهادَ و َعَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصرَهُ وَ ناصِرَهُ. وَ اللّه‏ِ ما صَلُحَت دُنیا و َلا دینٌ إِلاّ بِهِ [1] در حقیقت خداوند، جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگداشت و مایه پیروزى و یاور خودش قرار داد. به خدا سوگند كار دنیا و دین جز با جهاد درست نمى‌‏شود.» از طرفی در دین اسلام، بزرگ‌ترین انواع جهاد، مبارزه با خواهش‌های نفسانی و ترک گناه است. صبر و استقامت در برابر مشكلات و هوس‌ها و حوادث، در حقیقت ریشه اصلى هر گونه پیروزى مادى و معنوى را تشكیل مى‏‌دهد.[2] لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روایتی دیگر می‌فرمایند: «إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللّه‏ُ لِخاصَّةِ أَولیائِهِ و َهُوَ لِباسُ التَّقوى و َدِرعُ اللّه‏ِ الحَصینَةِ وَ جُنَّتُهُ الوَثیقَةُ [3] به راستى كه جهاد یكى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را براى اولیاى خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست.» یکی از لوازم کنترل و مدیریّت صحیح دنیا، استفاده حدّاکثری از عقل سلیم برای اجرای اسلام ناب در تمام دنیاست. به همین جهت امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «النُّفُوسُ‏ طَلِقَةٌ لَكِنَ‏ أَیْدِیَ‏ الْعُقُولِ‏ تُمْسِكُ‏ [تَمْلِكُ‏] أَعِنَّتَهَا عَنِ النُّحُوس‏ [4] نفس ها افسار گسیخته اند، امّا دست‌های خرد، عنان آن‌ها را گرفته‌اند، نمی‌گذارند به بدبختی و هلاکت بیافتد.» طلایه‌دار عقل‌های کامل، و برترین مصداق آن، امام معصوم (علیه السلام) است.

مقاومت انقلابی
دومین وظیفه مسلمانان برای آمادگی یاری امام زمان (علیه السلام)، حفظ و توسعه وحدت، در ایستادگی و مقابله با دشمنان است. در مجمع البحرین، معنای "صابروا" این‌گونه آمده است: «غَالِبُوا عَدُوَّكُم بِالصَّبرِ [5] به وسیله صبر بر دشمنانتان پیروز شوید.» فرهنگ ایستادگی و مقاومت در مقابل دشمنان اسلام، به خصوص در عصر غیبت امام زمان (علیه السلام)، از اصلی‌ترین لوازم یاران و بلکه از لوازم ظهور ایشان است. چرا که؛ تا فرهنگ مقاومت در میان طیف وسیعی از مسلمین و حتّی غیر مسلمانان نهادینه نشود، ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) منتفی است. دلیل آن هم مهیّا نبودن بستر قیام جهانی است که یکی از لوازم آن، خواست عمومی برای مقابله با ظلم و کفر است.

مرابطه
"مرابطه"، معنى وسیعى دارد كه هر گونه آمادگى براى دفاع از خود و جامعه اسلامى را شامل می‌شود. در فقه اسلامى نیز در باب جهاد، بحثى تحت عنوان "مرابطه" یعنى آمادگى براى حفظ مرزها در برابر هجوم احتمالى دشمن، دیده می‌شود كه احكام خاصى براى آن بیان شده است.[6] در مورد مراقبت از مرزهای عقیدتی که بسیار مهم‌تر از مرزهای جغرافیایی و مانند آن است امام صادق (علیه السلام)، جایگاه ویژه‌ای را برای علمای شیعه ترسیم نموده و می‌فرمایند: «عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ فِی الثَّغْرِ- الَّذِی یَلِی إِبْلِیسَ وَ عَفَارِیتَهُ یَمْنَعُوهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ وَ النَّوَاصِبُ أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِكَ مِنْ شِیعَتِنَا كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یَدْفَعُ عَنْ أَدْیَانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِكَ یَدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ [7] علماى شیعه ما، همچون مرزداران، مانع یورش شیاطین به شیعیان ناتوان شده، و جلوى غلبه ناصبان شیطان صفت را مى‏‌گیرند. پس بدانید هر كه این گونه در مقام دفاع از شیعیان ما برآید فضیلتش از جهادكننده با روم و ترك و خزر، هزاران بار بیشتر است، زیرا آن از كیش (عقیده و دین) پیروان ما دفاع مى‏‌كند و این از جسم آنان.»

تقوا
در تمامی این مراحل، ملاک ارزیابی برای کیفیّت انجام این امور، رعایت تقوای الهی است. همچنان‌که، خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر [حجرات/13] گرامى‏‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!» هر چه انسان‌ها از قدرت کنترل ‌شده‌تری نسبت به اعمال و افکار خود در تطبیق آن‌ها با رضای پروردگار برخوردار باشند، لیاقت بیشتری برای یاری ولیّ خدا از خود نشان داده‌اند و به همان نسبت نقش مؤثّرتری در یاری حضرتش دارند و خواهند داشت.

نتیجه این‌که؛ هم‌زمان با آغاز امامت حضرت ولیّ عصر (عجّل الله تعالی فرجه)، تجدید عهد ما با ایشان، در قالب صبر بر مشکلات، ایستادگی مداوم در مقابل دشمنان اسلام، مراقبت از مرزهای اسلام در جبهه‌های مختلف و رعایت تقوای الهی در تمامی این مراحل خواهد بود. پیش به سوی آمادگی برای ظهور!



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 23 آذر 1395 | 09:45 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
خانمی که به هر دلیل، عکس هایش در فضای مجازی منتشر می‌کند؛ دچار ضعف ایمان و حیا شده است و به نوعی با این کار، از ایمان و حیای خود هزینه می‌کند تا مدتی در دنیا مورد توجه نگاه مردان قرار بگیرد. در روایت هم ایمان و حیا ملازم همدیگر هستند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:«حیا و ایمان قرین یك دیگرند اگر یكى از میان برخاست دیگرى هم برود.» نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ص 453 ،ح1429.


با توجه به فراگیر شدن اینترنت در سرار کشور و دسترسی راحت و ارزان آن برای تمام سنین، باید(به علت بد استفاده کردن از آن) کمی نگران آسیب های موجود در این نعمت الهی باشیم.
یکی از آسیب هاب موجود در این نعمت، بحث انتشار عکس های بی‌حجاب از زنان و دختران مسلمان است که در طی چند سال اخیر بسیار رواج یافته است. و چون مخاطب این عکس ها هم معمولا پسر های مجرد و در اوج نیاز جنسی هستند، بازار انتشار این تصاویر همیشه گرم می‌ماند.
اما باید در جریان باشیم که ما برای هر کاری که می‌کنیم باید هزینه ای بپردازیم، یعنی باید یک نعمت خدا را به کار بگیریم تا عملی از ما صادر شود و قطعا هم به فکر پاسخ گویی آن باشیم. و در مرحله بعد، باید چشم خود را بر روی بعضی از فضایل اخلاقی ببندیم.
اما باید برخی از علت های این کار را بررسی کنیم، تا ان شا الله با تبیین این مباحث، شاهد کاهش این موارد در فضای مجازی باشیم.

1- ضعف ایمان
خداوند در قران با بیان آیاتی، ضرورت جایگاه ایمان را در برابر کفر بیان کرده‌ و فرموده اند: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ... [عصر/ 2و3] بى‏‌تردید انسان در زیان‏كارى بزرگى است، مگر آنها كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كردند... .»
پس به وضوح روشن است که انسانی که ایمان ندارد و منکر خدا شده، معلوم الحال است و اوضاع خوبی در آخرت ندارد و متضرر است، و بنده ای که ایمان دارد، اما ایمانش همراه با عمل صالح نیست، ضرر می‌کند و در قیامت باید با دست خالی در پیش‌گاه خداوند حاضر شود.
البته باید به این شبهه هم اشاره کرد که بعضی از خانم ها بر این باورند که اگر در حجاب ضعف داریم ولی اهل نماز و روزه و دیگر اعمال صالح هستیم، که اینها می‌تواند باعث کمک به عاقبت بخیری ما بشود.
دو پاسخ کوتاه
الف: مثالی معروف در باب دین داری است که دین را به پازلی تشبیه می‌کنند که برای کامل شدن تصویر باید همه تکه های پازل کنار هم قرار بگیرد؛ لذا برای تکمیل دین هم باید همه دستورات را اطاعت کنیم و سلیقه ای با دستورات دین برخورد نکنیم تا مصداق این آیه نباشیم که می‌فرماید: «َنُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ ... [نساء/150]  به بعضى ایمان مى‏‌آوریم و به برخى كافر مى‏‌شویم.»
ب: علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) ذیل آیات سوره عصر فرمودند: «دو طایفه خاسرند، یكى آنهایى كه از جمیع جهات خاسرند نظیر كفار معاند حق و مخلد در عذاب، دوم آنهایى كه در بعضى جهات خاسرند، مانند مؤمنینى كه مرتكب فسق مى‏‌شوند و مخلد در آتش نیستند چند صباحى عذاب مى‏‌بینند، بعد عذابشان پایان مى‌‏پذیرد و مشمول شفاعت و نظیر آن مى‏‌شوند.»[1] یعنی مومنینی که گناه می‌کنند هم، مستوجب عذاب الهی هستند.

2- ضعف حیا
حیا یکی از نعمت های ویژه خداوند به انسان بوده است که باعث شده بوسیله آن، انسان زشتی هایش را از دیگران بپوشاند. حال چرا سهم زنان در این نعمت از مردان بیشتر است؟ و بهمین خاطر معمولا از مردان کم حیایی بیشتر دیده می‌شود تا زنان و مردی که حیای در نگاه ندارد را به چشم چرانی ملقّب می‌کنند. لذا امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
«اَلحَیاءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ تِسعَةٌ فِى النِّساءِ و َواحِدٌ فِى الرِّجالِ [2]حیا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و یك جزء در مردان.»
خوب وقتی می‌بینیم که خداوند حیا را در زنان بیشتر قرار داده، قطعا ضرورتش بیشتر بوده و اگر خدای ناکرده خانمی بی حیا شود، ضررش بیشتر از یک مرد چشم چران و بی حیا است، زیرا خداوند به زنان سهم بیشتری از این نعمت را داده است و قطعا با حفظ حیای خود می‌توانند، شکر نعمت الهی را انجام داده باشند.
گاهی اوقات ما نمی‌دانیم که با از بین رفتن حیا، چه گوهری را از دست می‌دهیم. در روایت داریم که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«إنَّ الْحَیَاءَ وَ الإِیمَانَ قُرِنَا جَمِیعًا ،فَإِذَا رُفِعَ أَحَدُهُمَا رُفِعَ الآخَرُ [3] حیا و ایمان قرین یك دیگرند اگر یكى از میان برخاست دیگرى هم برود.»
یعنی به تعبیری با یک بی‌حیایی عمدی ایمان شخص هم از بین می‌رود و نمی‌شود به او گفت با ایمان، چون خصلت مهمی که خداوند آنرا ضروری می‌داند را نادیده گرفته است و عده ای را به گناه انداخته است. 

در نتیجه خانمی که به هر دلیل، عکس هایش در فضای مجازی منتشر می‌کند، باید بداند که دچار ضعف ایمان و حیا شده است و به نوعی با این کار دارد از ایمان و حیای خودش هزینه می‌کند تا مدتی در دنیا مورد توجه نگاه مردان قرار بگیرد.



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 2 آذر 1395 | 06:25 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات


یکی از بحث‌های نوین عصر حاضر که پیچیده‌ترین و حساس‌ترین وهله در طول تاریخ غیبت کبری است، موضوع دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام است. با ایجاد و تحرّک وحشیانه گروه‌های تروریستی ذیل پرچم و عنوان اسلام، همه اهل بصیرت فهمیدند که این موضوع در واقع ترفند جدید استکبار (با سردمداری دولت خبیث و جنایت‌کار آمریکا) برای از بین بردن اسلام است. منتهی این بار با اسم و پرچم اسلام می‌خواهد مراکز حسّاس عقیدتی جهان اسلام به خصوص تشیّع را از بین ببرد و از نفوذ و پیشروی فزاینده صدای اسلام و تشیّع جلوگیری کند.
با تداوم حملات وحشیانه تروریست‌های تکفیری و هدف گیری تخریب و از بین بردن اماکن مقدّس اسلامی به خصوص اماکن زیارتی شیعه، بسیاری از شیعیان از تمامی کشورهای شیعه‌نشین به خصوص جوانان برای حضور در جبهه‌های نبرد نظامی و دفاع از حرم و حریم اهل بیت علیهم السلام اعلام آمادگی کردند. سیاست‌های نظام اسلامی و مصالح دنیای اسلام که توسّط ولیّ فقیه زمان حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای علام می‌ شود ایجاب می‌کند که در شرایط فعلی از نبرد نظامی همه‌جانبه با امثال گروه‌های تکفیری خودداری شود.
امّا سؤالی که مطرح می‌شود این است که با منتفی بودن جنگ نظامی آیا وظیفه ما در دفاع از حرم و حریم اهل بیت نیز منتفی خواهد بود؟ به عبارت دیگر آیا راه‌های دیگری نیز برای دفاع از اهل بیت و ارزش‌های اسلام ناب وجود دارد؟
در این نوشتار به بررسی سطوح مختلف دفاع از حرم وحریم اهل بیت می‌پردازیم.

سه نوع دفاع 
امام علی علیه السلام می‌فرمایند:«مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَنَا بِلِسَانِهِ وَ قَاتَلَ مَعَنَا أَعْدَاءَنَا بِیَدِهِ فَهُوَ مَعَنَا فِی الْجَنَّةِ فِی دَرَجَتِنَا وَ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَنَا بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یُقَاتِلْ مَعَنَا أَعْدَاءَنَا فَهُوَ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ بِدَرَجَتَیْنِ وَ مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ وَ لَمْ یُعِنَّا بِلِسَانِهِ وَ لَا بِیَدِهِ فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ [1] هر کس با قلبش ما را دوست بدارد و با زبانش به ما کمک کند و با  دستش با دشمنان ما بجنگد پس او همراه ما و در درجه ما در بهشت است و هر کس ما را با قلبش دوست بدارد و با زبانش ما را یاری کند ولی با دستش با دشمنان ما نجنگد پس او با دو درجه تنزّل [نسبت به گروه قبلی)در بهشت خواهد بود و هر کس فقط با قلبش ما را دوست بدارد ولی با زبانش و دستش ما را یاری نکند در درجه‌های پایین‌تر بهشت خواهد بود».
با عنایت به این روایت بسیار ارزش‌مند اینک به تحلیل سطوح مختلف دفاع از اهل بیت می‌پردازیم.

دفاع از محبّت اهل بیت(دفاع قلبی)
گوهر و مروارید محبّت به انسان‌های کامل آن‌گاه نمایان‌تر می‌شود که بدانیم روح انسانی به عنوان ممتازترین جنبه وجودی انسان است زیرا خداوند در این باره می‌فرماید:« فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدین‏ [حجر/29] هنگامى كه كار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یك روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگى براى او سجده كنید!». از طرفی اگر انسان نسبت به انسان‌های کامل یعنی اهل بیت عصمت و طهارت محبّت داشته باشد و در دل خود آن‌ها را دوست داشته باشد به این معناست که احتمال هدایت آن‌ها به مسیر حق بسیار زیاد است. به همین سبب آماده‌ترین قسمت وجودی هر انسان برای کسب معارف و هدایت همین روح و قلب اوست و این روح انسان است که اعضاء و جوارح انسان را به حرکت در می‌آورد.
برای کشف چگونگی دفاع از محبّت اهل بیت علیهم السلام گفتنی‌های فراوانی است که باید در مقاله‌ای جدا مورد بررسی قرار گیرد امّا به یک روایت در این باره اشاره می‌کنیم. امام رضا علیه السلام می‌فرمایند:« رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَیْفَ یُحْیِی أَمْرَكُمْ قَالَ یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا [2] خدا رحمت كند بنده را كه زنده بدارد امر ما را! عرض كردم: چگونه زنده بدارد امر شما را؟ فرمود: "بیاموزد علوم ما را و بمردم تعلیم كند چه مردم اگر محاسن و تدارك كلام ما را بدانند ما را پیروى كنند"».
راز و رمز ارزش محبّت در اطاعت و تبعیّت نهفته است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم‏ [آل‌عمران/31]بگو: "اگر خدا را دوست مى‏‌دارید، از من پیروى كنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است"». هر چه محبّت عمیق‌تر و راسخ‌تر شود آثار خود را در عمل نشان می‌دهد. از اولین اعمالی که ناخودآگاه انعکاس محبّت قلبی افراد است سخن گفتن شخص است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.
اگر امروز دشمنان سعی دارند چهره غیرمنطقی و خون‌خوار از شیعه به نمایش بگذارند وظیفه یک شیعه برای دفاع از اسلام و حریم اهل بیت این است که با ترویج حقایق اسلام ناب و شخصیّت اهل بیت علیهم السلام به دفاع از مقام و حریم خاندان پاک ولایت بپردازد. این هدف از راه‌هایی هم‌چون تبلیغات در فضای حقیقی و مجازی و... قابل تحقق است.

دفاع زبانی
زبان و سخن به عنوان یکی از مفیدترین و باارزش‌ترین نعمت‌های الهی در بسیاری از اوقات از شمشیر برّنده‌تر و کارسازتر است. روایتی از امام علی علیه السلام ذکر شد نیز اشاره به این مطلب دارد که زبان و سخن گفتن در دفاع از اهل بیت در بسیاری از موارد کارسازتر از جنگ است. به این معنی که چه بسیار جنگ‌هایی بر علیه شیعه که می‌تواند با منطقی روشن و نرم به صلح و تسلیم طرف مقابل منتهی شود و ای بسا باعث نفوذ اسلام در طرف مقابل می‌شود. در روایت دیگری نیز امام علی علیه السلام می‌فرمایند:« حَدُّ اللِّسانِ أمضى مِن حَدِّ السِّنانِ [3] تیزى زبان، برنده تر از تیزى سرنیزه است».
یک مدافع حرم کسی است که با مسلّح شدن به منطق محکم و قویّ اهل بیت بتواند ضمن روشن کردن حق، دشمنی‌های با این خاندان کَرَم را به دوستی و ولایت‌پذیری تبدیل کند. به راستی آیا ارزش این کار کم‌تر از جهاد در میدان نبرد نظامی است؟
در داستان عاشورا نیز افرادی از یاران امام حسین علیه السلام قبل از شروع نبرد نظامی بارها با حضور در مقابل لشکر دشمن به نصیحت و گفتگو با آن‌ها پرداختند تا شاید بسیاری از آن‌ها دست از ستیز بردارند.
نتیجه بحث این است که؛ امروز در دفاع از حرم‌های مقدّس خاندان پاک رسول اکرم (صلوات الله علیه) آن‌چه بیشتر از نبرد نظامی مورد نیاز است بحث جنگ و دفاع فکری، تبلیغاتی و عقیدتی از اهل بیت است. سربازان امروز امام حسین علیه السلام در هر قسمت از جهان وظیفه خاص خود را دارند گرچه هدف نهایی مشترک است و آن مهیّا شدن برای خدمت در رکاب حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه است.



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند:

عصر عاشورای سال ۶۱ هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان، به سر و صورت می زند و می گرید.

گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟

گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند.

گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟


گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین علیه السلام جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد...

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

به خانه هایتان بروید و

مهیا شوید برای همه انچه که بوده اید.

حسین را هم درون پستو هایتان پنهان کنید تا سال دیگر .

چون علم و کتل ونخل و زنجیرهایتان.

اکبر و اصغر و قاسم و عباس را هم!

عباس را نه!

به کارتان می اید .

برای قسم خوردنتان هنگام دروغ.

برای گاه خطر هایتان .

زمانی که می خواهید سر دیگری کلاه بگذارید وشاهدی می خواهید

فردا صبح هم کرکره مغازه هایتان را بالا بدهید.

دربنگاهایتان را باز کنید و یک لایتان را چهار لا حساب کنید.

کلاه هایتان را آماده کنید برای اینکه دوباره تا خرخره سر مردم بگذارید.

آنچه را این روز ها خرج نذریهایتان کردید .

خرج شربت چای مرغ وبرنجتان

به یک باره جبران کنید .

بروید و حسین و دردهایش را به حال خود بگذارید...



تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 03:10 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات

احساس آزادی، احساس عزت و بزرگی، احساس استقلال، خانواده گرم و متحد، همگی در گرو صفتی زیبا به نام غیرت هستند که باعث می‌شود کانون گرم خانواده از نفوذ نگاه‌های ناپاک و افکار آلوده در امان باشد، این واژه بزرگ در عاشورا محقق شد و جوانان غیور بنی هاشم شب را تا صبح بیدار ماندند، چون با غیرت بودند و نمی‌خواستند دشمن گِرد ناموس‌شان بچرخد.

صفتی که امروزه تا حدودی مظلوم واقع شده است، صفتی که سلامتی روحی و جسمی ناموس را به همراه دارد، همان صفتی که امروزه با تبلیغات وسیع ماهوارها منزوی شده است، آن صفت همان غیرت است، غیرتی که در لغت به معنای آن است که سرشت و طبیعت انسان از مشارکت غیر در امر مورد علاقه‌اش نفرت داشته باشد.[1] و در اصطلاح به معنای آن است که کسی نسبت به ناموس خود همسر یا فرد مورد علاقه‌اش به حدی اهتمام ورزد که به دیگری اجازه و تعرض به حریم خویش ندهد، این فضیلت اخلاقی در نهضت عاشورا که سخت‌ترین جای دفاع از ناموس است به خوبی تحقق پیدا کرد.

تحقق غیرت در نهضت عاشورا
دنیای امروز تحت تاثیر تبلیغات ماهواره به سمتی حرکت می‌کند که فضیلتی به نام غیرت روز به روز کم رنگ‌تر می‌شود، به طوری که پدر از بی‌حجابی دخترش و این که زیبایی‌های او در معرض دید دیگران قرار دارد ناراحت نمی‌شود برادر از نوع حجاب خواهرش انتقادی ندارد، در حالی که به مسلمانی خود نیز اعتراف می‌کنند و حتی ادعای دوستی خداوند سبحان را دارند، اما در غیرت کم رنگ شده و بعضی‌ها کلا فراموش کرده‌اند و نمی‌دانند که خداوند افراد غیرت‌مند را دوست دارد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
«خداوند غیرتمند است و مرد غیرتمند را دوست دارد». [2]

خیلی از کسانی که ادعای مسلمانی دارند به جای الگو قرار دادن زندگی پیامبر خدا و فرزندان معصومش، گوش‌شان را به صورت رایگان در اختیار ماهوارها قرار داده و عملا بندگی آنان را می‌کنند که نتیجه آن، این است که زنان و دخترانشان با موهایی خارج از روسری و بدن‌هایی بدون چادر در کوچه و خیابان ظاهر می‌شوند، اگر این افراد واقعا مسلمان بودند و درعمل پیرو اهل بیت بودند رفتار آنان را الگوی خود قرار می‌دادند باید همچون حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) حجاب را رعایت می‌کردند، یحیی مازنی كه از علمای بزرگ و راویان حدیث است، می‌گوید:
«مدت‌ها در مدینه در همسایگی حضرت علی (علیه‌السّلام) در یك محله زندگی می‌كردیم، منزل من در كنار منزلی بود كه حضرت زینب (عیلها‌السّلام) در آنجا سكونت داشت، حتی یك دفعه هم، كسى حضرت زینب را ندید و صدای او را نشنید، او هرگاه می‌خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب می‌رفت؛ در حالی كه پدرش علی (علیه‌السّلام) در پیش و برادرانش حسن و حسین (علیهماالسلام) در اطراف او بودند، وقتی هم به نزدیك قبر شریف رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌واله) می‌رسیدند، امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) شمع‌های روشن اطراف قبر را خاموش می‌كرد، شبی امام حسن (علیه‌السّلام) علت این كار را سؤال كرد، حضرت فرمود: از آن می‌ترسم كه كسی در روشنی خواهرت را ببیند».[3]

امروزه افکار بشر در فضای غبار آلودی که رسانه‌های غربی ایجاد کرده و برخی از افراد به ظاهر مسلمان و یا مسلمانان جاهل آن را تشدید می‌کنند باعث شده است که جای ارزش‌ها تغییر کند و بی‌حجابی نوعی شخصیت و روشن فکری تلقی شود و با حجابی، عقب افتادگی و ... در حالی که همه این تفکرات غلط به خاطر واژگون شدن افکار در پرتو بی‌غیرتی زنان و مردان می‌باشد، امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«كسی كه غیرت ندارد قلبش واژگون و سیاه است». [4]

جوانان بنی هاشم غیرتمندان روزگار خویش بودند و برای عترت پیامبر حرمتی فوق العاده قائل بودند، آنان در طول سفر تا به کربلا، پیوسته از حریم سید الشهدا و زنان و دخترانش محافظت می‌کردند و گرداگرد آنان می‌چرخیدند و شب‌ها را تا صبح به نگهبانی از آنان می‌پرداختند و حتی برای روزهای مصیبت نیز تذکرات لازم را بیان می‌کردند، سیدالشهدا در روز عاشورا خانواده و دختران و خواهر خود را توصیه کرد که پس از شهادتش، گریبان ندرند و چهره مخراشند و آه و زاری و واویلا سر ندهند و پیش دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند، در واپسین لحظات هم که مجروح بر زمین افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از سپاه دشمن قصد حمله به خیمه‌ها و تعرض به زنان و کودکان دارند، بر سرشان فریاد کشید و فرمود:
«ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید و اگر عربید، به اصل و تبار خویش برگردید...من و شما در جنگ هستیم، زنان گناهی ندارند؛ پس تا جان در بدن دارم سركشان متجاوزان و نادان گروه خود را از حرم من بازدارید». [5]

امید است همه زنان و مردان مسلمان و به خصوص شیعیان که حاضرند زندگی خود را فدای سید و سالار شهیدان و برادر با وفایش ابوالفضل العباس بکنند از غیرت حسینی درس گرفته و نسبت به نوامیس خود حساس باشند و با زبان خوش و اخلاقی حسنه افراد جاهلی را که بر اساس تبلیغات مسموم دشمنان، چادر از سر برداشته‌اند و ناخواسته در جهت اهداف آنان حرکت می‌کنند، را آگاه کنند و بدین وسیله عشق خود را در عمل نیز به منصه ظهور بگذارند.


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 17 مهر 1395 | 03:33 ب.ظ | نویسنده : گمنام | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 9 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.